چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

انتخابات – برای چه، برای که؟ – محمدرفیع محمودیان

پیشتر گفته شده بود که سال ۲۰۲۴ سال انتخابات خواهد بود. مشخص بود که در هند، آمریکا، اتحادیه ی اروپا، انگلستان و برخی کشورهای دیگر انتخابات برگزار خواهد شد. پیروزی راست افراطی در انتخابات اتحادیه اروپا در فرانسه و مرگ رئیس جمهور ایران در سانحه ی هوایی دو انتخابات پارلمانی فرانسه و ریاست جمهوری ایران را به این فهرست افزود. در این چند روز اخیر، چند انتخابات پی در پی در فرانسه، ایران و انگلستان داشته ‌ایم و آشفتگی ذهنی بایدن در یک مناظره ی تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را در ماه نوامبر را هم اکنون در صدر اخبار نشانده است. جهان ناگهان تب انتخابات گرفته است.

            انتخابات همه را هیجان‌ زده می کند تا با شور و کنجکاوی فرایند آنرا پی گیرند. بررسی فرایند آن و تلاش برای اتخاذ موضعی در مورد احزاب و سیاستمداران شرکت کننده در آن، بحثها و درگیری های سیاسی و اجتماعی را به مهار خود در می آورد. در روزهای منتهی به برگزاری آن، رسانه ها و شخصیتهای اجتماعی و حتی فرهنگی از آن سخن می گویند. بسیاری از چرخش به راست یا چپ جامعه خبر می دهند. وحشت خود را از پیروزی راست افراطیِ نژاد پرست یا چپ افراطی جهان وطن ابراز می کنند. می دانیم و می دانند که در ژرف ساخت جامعه آمد و شد احزاب یا گرایشهای گوناگون سیاسی تغییری را در جامعه بوجود نمی آورد ولی باز سخنوری سیاستمداران، کنشگران سیاسی و اجتماعی و کارشناسان در چارچوب امید و دهشت هیجان را دامن می زند. سرمایه داری، جامعه ی مصرفی، دیوان‌سالاری و دولت ملی، همه، ریشه ای ژرف در ساختار جامعه دارند و انتخابات اثری بر کارکرد آنها نمی نهد. جنبشهای اجتماعی بسی بیش از انتخابات جهان زیست مردم را تغییر می دهد. آنها اندیشه، دیدگاه و رفتار انسانها را تغییر می دهند. نه ناگهان ولی در دیرند بطور نسبی کوتاه نگرش جامعه را به حقوق زنان، همجنسگرایان و محیط زیست تغییر می دهند. ولی چه کسی از آنها سخن می گوید و به آنها توجه نشان می دهد. انتخابات صد برابر جالبتر و هیجان ‌برانگیزتر است. در روزهای منتهی به برگزاری آن، رسانه ها و افراد حاضر در مهمانی ها و جمع‌ های دوستانه همه از آن سخن می گویند. چرا؟

            انتخابات در رو ساخت سیاسی جامعه نیز گاه تغییر مهمی بوجود نمی آورد. در ایران بسیاری بر آن هستند که انتخاب یکی از بدیلها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری هیچ دگرگونی سیاسی ای را دامن نمی زند و به رژیم در تحکیم قدرت خود یاری می رساند. ولی همانها بشدت درگیر بحث درباره ی مشارکت یا تحریم انتخابات می شوند. در انگلستان حزب کارگر به حزبی میانه رو تبدیل شده و بشدت شبیه حزب محافظه کار شده است. رهبر آن به بازار و گروه های میانی جامعه اطمینان داده است که حزبش اصلا سر در پیش گرفتن سیاستهای رادیکالِ تحول ‌گرا ندارد و بیشتر بدنبال ثبات و میانه روی است.[۱] ولی باز پیروزی آن پس از شمارش آراء همچون تحولی بزرگ در جامعه گزارش می شود، هر چند پیروزی آن از نظر آماری فقط با افزایش دو درصدی آراء بدست آمده است.  

            به هر گونه که به پدیده ی انتخابات بنگریم از موضوعیت و جذابیت آن شگفت‌ زده می شویم. هر بار که نوبت آن پس از چند سال فرا می رسد چشمها را خیره ی خود می سازد. نتیجه ی فرضی آن برخی را وحشت‌ زده و برخی دیگر را امیدوار به آینده می کند. بسیاری در فرایند آن مستقیم و غیر مستقیم شرکت می جویند تا یا بر آن اثر نهند یا نتیجه ی نهایی آنرا بدانند. چه عامل با عواملی از انتخابات چنین پدیده ای می سازد؟ تردیدی نیست که رسانه ها برای جذب بیننده، خواننده یا شنونده در آن هیجان می یابند و آنرا با شور و هیجان گزارش می دهند. این ولی یک سوی ماجراست. سوی دیگر ماجرا آن است ساختار سیاسی جامعه و توده های مردم خواستار آن هستند.  

            زندگی مدرن سیال و پر شتاب است. اینرا دو جامعه شناس برجسته ی معاصر باومن و رزا بما می گویند.[۲] سیال به آن معنا که در زندگی مدرن چیزی پایدار نیست. گرایشها و رویکردها همواره در حال تغییر هستند. جامعه چند پاره است و هویت انسانها نیز. کار، مصرف، زندگی خانوادگی و تفریح هر یک سپهری مجزا از دیگر سپهرهاست. در هر زمینه نیز فرد دارای هویتی ویژه ی آن سپهر است. در دوران مدرن این دریافت نزد فرد شکل می گیرد که آزاد است تا هر آنگونه که می خواهد زندگی کند هر چند که او مجبور است در چارچوب اقتصادی مبتنی بر استثمار نیروی کار و بازار آزاد کار کند و شهروند دولت ملی اداری مدرن باشد. آزادی فرضی به زندگی او سیالیت می بخشد. فرد باید به شتاب دنبال امور مختلف باشد. شتاب تحولات زیاد است. فناوری های نو، شدت کار و ازدحام درگیری ها، همه و همه، فرد را مجبور می کند به شتاب از کاری و مأموریتی به سراغ کار و مأموریتی دیگر رود، گاه همزمان چند پروژه را در زندگی دنبال کند و مدام پی جوی کاری نو و سبکی نو در زندگی باشد –  همه ی اینها بدون فرجه ای برای تأمل و بازاندیشی.

            انتخابات در دوران مدرن فرجه ای تکرار شونده را برای مکث و سنجش چرخشها در زندگی اجتماعی فراهم می آورد. در دوران انتخابات درگیری های زندگی روزمره بکناری نهاده شده، تمام توجه بر فرایند معلق و فرجام آن متمرکز می شود. خستگی و واماندگی از شتاب و از ناپایداری ها و شکافهای زندگی اجتماعی به فراموشی سپرده شده، تا با هیجان رقابت بر سر حکمرانی بر بدنه ی جامعه را دنبال کرد. شکست و پیروزی رقیبان را می توان شکست و پیروزی خود و گرایش دلخواه خود دید، ولی نه شکست یا پیروزی خود در گستره ی زندگی روزمره، در عشق، اشتغال، زندگی خانوادگی و دوستی نیز که از آن لطمه ی روحی و روانی دید. ساختار سیاسی جامعه چه در فرانسه و انگلیس و چه در ایران، فرجه ای را فراهم می آورد تا توده ها بتوانند برای دیرندی هر چند شاید کوتاه از تحمل بار سنگین زندگیِ سیال پر از شتاب روزمره رهایی جویند.

            ولی انتخابات در سطح دیگری نیز جذابیت خود را دارد. هستیمندی، دغدغه های زیستی، درگیری هایی برای انسان می آفرینند که در سپهر ژرف ساخت حل و فصل می شوند. برای زیستن، برای خورد و خواب، برای داشتن سقفی بر فراز سر خویش، برای برخورداری از آرامش و رفاه، باید کار کرد، در چارچوب اقتصادی که مناسبات سرمایه داری بر آن حاکم است. در بازاری از آن سرمایه داری و در گستره ی حاکمیت آن باید کالا و خدمات تهیه کرد. برای ماندگاری و برخورداری از حقوق سیاسی باید در قلمرو دولت ملی زندگی کرد. یرای احساس امنیت باید با دستگا‌های مراقبتی و دیوان‌سالاری کلنجار رفت. باید مدام خود را از یک فاعل کنشگر به پیچ و مهره ای در دستگاهی غول‌ پیکر با سازوکاری پیچیده فرو کاست. کارگر، کارمند، شهروند و ارباب رجوع فاعل کنشگر حوزه ی زیست زندگی خود نیستند. خود تصمیم نمی گیرند و خود سمت و سوی معینی به کنش خویش نمی دهند. بفرمان و اراده ی سازوکاری یکسره نظام‌مند کار و زندگی می کنند. عضو جامعه هستند، شهروند دولت ملی، مصرف کننده در بازار و کارکن در سپهر اقتصاد ولی حضوری در جهان تصمیم ‌گیری ها و کنشگری ندارند. برون از خود و محدوده ی زندگی روزمره زندگی نمی کنند.

            در انتخابات، ناگهان افراد برای یک دیرند کوتاه به حضور در جهان بمعنای حضور در جامعه و چیزی فراتر از آن دست می یابند. خود را تصمیم‌ گیرنده برای سرنوشت جامعه ی خودی و، فراتر از آن، جهان احساس می کنند. جامعه بمعنای گستره ی گسترده و یگانه ای که تمامی زیست اجتماعی فرد و خیل انسانهای پیرامون او را در قلمرو دولت ملی، اقتصاد ملی و فرهنگ ملی در بر می گیرد. انسان بمثابه ی فرد هیچ حسی و درکی از آن ندارد. جامعه در ورای تجربیات فردی به حیات خود ادامه می دهد. جهان تمامی گستره ی پنداشتنی زیست انسان را در بر می گیرد. چیزی که می توان به تخیل در آورد ولی بسختی از آن حس و فهمی انضمامی و تجربی داشت. بگاه انتخابات می توان احساس حضور در هر دو آن یافت. جامعه را در گستردگی و یگانگی حس کرد و در تک و تاب آن، شور اداره ی آن نقش ایفا کرد. جهان را از پنداشت، از عرش، به فرش، به محاسبه ی فنی آورد و در فرایند چرخش و ساماندهی آن شرکت جست. در انتخابات می توان برای هر حرکت خود و دیگران پیامدهایی را در نظر گرفت و به سنجش آن پرداخت.       

            بدون تردید، یک رأی به تنهایی چیزی را در جامعه و جهان تغییر نمی دهد. ولی فرد تصمیم ‌گیرنده در فرایند انتخابات بخود همچون دارنده یک رأی نمی نگرد بلکه در هیجان برانگیخته شده از فرایند انتخابات خود را رقم‌زننده ی سرنوشت آن احساس می کند. هیجان را فرد نه فقط از مشارکت مستقیم که همچنین از پی گیری فرایند احساس می کند. هر چند می توان گفت مشارکت مستقیم، چه در فرایند رأی گیری و چه در فرایند نقد و اعلام انصراف، هیجان و احساس رقم‌زنندگی سرنوشت انتخابات را فزونی می بخشد. در حد یک ناظر و پی گیر اخبار انتخابات نیز می توان هیجان رقابتها، تعلیق نتیجه و غلیان احساسات رأی دهندگان (یا تحریم کنندگان) را احساس کرد.  

            در زندگی روزمره و ضرب‌آهنگ پر از شتاب آن، فرد امکان حضور در جامعه و جهان را پیدا نمی کند. گستره ی زیست او محدود به محیط کار، کاری گاه بسا طاقت‌فرسا و در جدایی از دیگر حوزه های زیست است، محدود به محله و شهر یا روستای محیط زیست خود و چند دوست، محدود به مصرف کالاها و خدماتی ارائه شده در بازاری کم و بیش جهانی ولی در انقیاد انحصار شرکتهایی غول پیکر. او در جهانی فراتر از محدوده ی تنگ زیست خود حضور ندارد. جامعه و جهان دور از دسترس او هستند. انتخابات اما این حس را به او می دهد که در جهان حضور دارد و با کنشگری خویش در رخدادی بزرگ نقش ایفا می کند و با فراز و نشیب آن آشنایی دارد. می دانیم و فرد نیز می داند که انتخابات چیزی را در ژرف ساخت جامعه دگرگون نمی سازد و گاه حتی در رو ساخت سیاست و نهادهای تصمیم‌ گیرنده ی سیاسی و اجتماعی نیز تغییری جدی بوجود نمی آورد. این آگاهی ولی در احساس هیجان و شوری که انتخابات می آفریند پژواک نمی یابد. انتخابات در تعلیق (نامشخص بودن برنده و بازنده)، در هراس (از باخت بدیل مطلوب و برد بدیل دهشتناک) و در نوید (این بار و شاید اینبار انتخابات بتواند تحولی را در حوزه ی سیاست دامن زند) هوش و حواس می رباید و در این زمینه آگاهی به محدودیتها جایی ندارد. انتخابات به دگرگونی در ژرف ساخت جامعه و حتی تا حدی در رو ساخت سیاست نمی انجامد ولی زمینه ی شکل‌گیری حسی از حضور در گستره ی رقم خوردن رخدادهایی فراهم می آورد که در جایی و سپهری دیگر امکان آن وجود ندارد. ‌       

            تا آنگاه که هنوز نظم در قامت سرمایه داری، دیوان‌سالاری و دولت ملی از ایجاد هیجان هراس ندارد و فرد یکسره در هستیمندی خویش ذوب نشده است انتخابات جذابیت خود را خواهد داشت. انتخابات فرجه ای برای تأمل و گستره ای برای حضور در جهان فراهم می آورد. هیجانش هیجان حس قرار گرفتن در چهارراه رخدادها و مرکز جامعه و جهان است. بهمچنین تا آنگاه که فرد نتواند در قامت ابر انسان نیچه ای، شهریار ماکیاولی یا انسان آرمانی ایدئولوژی آلمانی مارکس جهان را تجربه کند انتخابات جذابیت خود را خواهد داشت. ابر انسان جهان را بر می سازد، شهریار نظم را سامان می دهد و انسان آرمانی مارکس جهان را در یگانگی اش تجربه می کند. اولی ارزشها را دگرگون می سازد، دومی اخلاق را سمت و سویی نو می دهد و سومی روی پلهایی می ایستد که بر فراز شکافها بنا شده اند. در هیأت چنین انسانهایی، فرد هیجانی را در ورای یک انتخابات بگونه ای روزمره احساس می کند. ولی تا آنگاه باید برای هیجان به انتخابات روی آورد.         


[۱] https://www.theguardian.com/politics/article/2024/jul/05/keir-starmer-first-speech-prime-minister-pm-labour-downing-street

[۲]  نگاه کنید به کتاب زیگمونت باومن تجدد سیال (Liquid Modernity) و کتاب هارتمونت رزا شتاب اجتماعی (Social Acceleration). 

https://akhbar-rooz.com/?p=245616 لينک کوتاه

2 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
F Sharifi
F Sharifi
11 روز قبل

مقاله ای برای ذوب شدن در انتخابات !
ذوب در انتخاباتی حتا از نوع اسلامی و یا روسی !
ذوب در انتخابات لیبرالی با دادن یک رای هر ۴ سال و سپس به خانه رفتن ، ارام شدن و سیاست را به سیاستمداران عمدتا نا لایق و بی اثر واگذار کردن !

چپ های امریکا جنوبی، ایده های بسیار دموکراتیک تر از شیوه انتخابات ،گزینش نماینده ها و تاثیر گذاری بر عملکرد انها در مدت نمایندگی دارند.
نویسنده مقاله میتواند کمی از انها بیاموزد !

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x