پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

مستی! – خسرو باقرپور


 اُفتاده ام خموش؛
در خواب – جایِ کوچکی از خاطراتِ تو؛
یا؛ جایی در آن کُمُد
در کُنجِ دِنجِ آن کِشو یِ سَمتِ راهرو!
دلتنگ اگر شدی؛
اوّل بُرو؛
و آن شرابِ منتظرِ کهنه را بیار!
جامی بنوش!
جامی دگر…
دیدی!؟
یافتی مرا!
حالا؛ بردار مرا؛
و در شمعدانِ برنجی ی قدیم مُحکم کن؛
آتش بزن مرا!
و از چشمِ روشنِ آتش.
گوش کُن؛
این ترانه ی سوزان و داغ را
ای مستِ بی صدا!
می بینی؟
همخوان و هم صدا؛
با شمعِ روشنِ دیدارِ آشنا؛
می بینی ام هنوز!
می خوانی ام هنوز.

خرداد ۱٣۹۴ اِسِن

https://akhbar-rooz.com/?p=33675 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x