سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲

سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲

دیشب باران بارید – خسرو باقرپور


 دیشب اندوهِ تو را سیاه نوشیدم
میانِ همهمه ی باران خوابم بُرد؛
واژه ها به نامِ تو بر دفترم باریدند
و مرغکی غریب حروفِ نامِ تو را
دانه دانه از دفترم برمی چید.

نیمه شب در هیاهویِ گیسوانِ پریشانت مُردم
در مرگ هم خوابِ تو را دیدم:
چکاوکِ زخمی ی موهومی بودم؛
که مِه میانِ حنجره اش ماسیده بود.

صبح است اینک!
من در شُعاعِ روشن چشمانت زنده ام
پرنده ای خسته و خیس:
با چینه دانی از شعر عاشقانه؛
در دستانِ گرمِ تو.

آبان ۱٣۹٣

https://akhbar-rooz.com/?p=33719 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x