جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳

جمعه ۲۲ تیر ۱۴۰۳

بر دیوار اطاقم نوشته ام – خسرو باقرپور

از دهان مرگ ربودی مرا

و مرا از غبارِ آه و گریه تِکاندی.

رهگذران سوت زنان می رفتند؛

و قطار ها بی توقف از ایستگاه می گذشتند،

با چمدانی از اشتیاقِ ارغوانی رسیدی!

ماه در چشمانِ تو می خندید

و مهر در دستانِ تو گُل می داد

تو هیچ نمی گفتی

و من در پیراهن نازکِ تو خفته بودم.

 

در سرشتِ مرگ؛

دیگر میانِ اشتیاقِ ارغوانی و اندوه؛

فرقی نیست

رستم؛ زیرِ این درختِ کُنار مُرده است،

و خانه ام چاه است

بی بوی پیراهنِ بیژن.

 

https://akhbar-rooz.com/?p=42717 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x