یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

مردم نباخته اند! – ف. تابان

گفتگو با اخبار روز پیرامون انتخابات و بعد از آن

اخبار روز: آقای تابان، مواضع اخبار روز، پیش و بعد از انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟

تابان: ارزیابی از مواضع ما را باید خوانندگان انجام دهند، نه خود ما…

اخبار روز: شما قبل از انتخابات هر چهار کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان در انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری اسلامی را «جزیی از وضعیتی که نیروی دموکراتیک در جامعه ی ما خواهان تغییر آن می باشد» اعلام کردید و سیاست رای ندادن را درست ارزیابی کردید، اما بعد از انتخابات، به سمت حمایت از موسوی و کروبی رفتید…

تابان: درست تر آن است که گفته شود حمایت از اقدامات معینی از کروبی و موسوی. این، سیاست ما را بهتر مشخص می کند.
اما باید توجه کنیم شرایط بعد از انتخابات به طور کلی با شرایط قبل از انتخابات متفاوت شد. قبل از انتخابات، بازی در چهارچوب سیستم قرار داشت، و بعد از آن به خارج از این چارچوب منتقل شد.
طبیعی است هر نیرو و یا جریانی، در جریان انتخابات هدف و یا هدف هایی را پیش روی خود قرار داده بود. آقای خامنه ای هم رای چهل میلیونی مردم را می خواست و هم حاکمیت دوباره ی احمدی نژاد را. طرفداران موسوی و کروبی نیز، پیروزی آن ها به هر قیمتی را می خواستند و کمتر حاضر بودند به وضعیت سایر نیروهایی که از شرکت در انتخابات محروم شده بودند و شرایط غیردموکراتیک انتخابات توجه کنند، طیف تحریم کنندگان انتخابات هم تنها همین شرایط غیردموکراتیک را برجسته می کردند. آن ها در این سال ها در واقع همواره مدل ثابت و تغییرناپذیری را در برابر هر انتخابات ارایه داده اند که گاهی موثر بوده و گاهی هم موثر نبوده است. اما در این انتخابات، سیاست دیگری شکل گرفت که به نام «مطالبه محور» مشهور شد و ما نیز خود را در این چارچوب می دانستیم. هدف این سیاست طرح هرچه گسترده تر مطالبات سیاسی و اجتماعی و آزادی خواهانه بود. این مطالبات از سوی هر کس و خطاب به هر کدام از کاندیداها طرح می شد، باید مورد استقبال قرار می گرفت. نمونه ی روشن آن، موضوع قتل عام سال ۶۷ بود که از سوی دانشجویان مطرح شد. آن ها که طرفدار پیروزی موسوی به هر قیمت بودند از طرح چنین مسایلی دلخور بودند و حتی آن را کار طرفداران احمدی نژاد اعلام می کردند، زیر فکر می کردند باعث کسر آرای موسوی می شود، اما سیاست مطالبه محور از چنین مواردی استقبال می کرد و آن را به سود فضای عمومی سیاسی می دانست.

اخبار روز: اما بسیاری از مطالبه محورها سرانجام در انتخابات به نفع یکی از کاندیداها شرکت کردند و الان هم گفته می شود اگر سیاست مشارکت گسترده در انتخابات عملی نمی شد، اعتراضات به کودتای انتخاباتی شکل نمی گرفت و مشروعیت حکومت این طور زیر سوال نمی رفت.

تابان: این را باید جزو تبلیغات ارزان گذاشت. هیچ کس مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نمی کرد، که بعدا به خیابان بریزند. اصلا به مردم می گفتند بروی رای بدهید تا مبارزه در خیابان لازم نباشد. می گفتند بروید رای بدهید تا سیاست «سرنگونی» و «براندازی» تقویت نشود. این ها را می گفتند. می گفتند اگر شرکت مردم در انتخابات گسترده باشد، امکان تقلب وجود نخواهد داشت. خوب هیچ کدام از این پیش بینی ها درست نبود و همه اشتباه از آب در آمد. حالا اگر عده ای بخواهند این وضعیت را نتیجه ی تلاش و سیاست خود برای اصلاح حکومت وانمود کنند، البته عجیب نیست اما چندان اخلاقی هم نیست. چه کسی می تواند پیش بینی کند که اگر سیاست تحریم اجرا می شد و مثلا هشتاد درصد مردم در انتخابات شرکت نمی کردند، آن وقت چه بحران هایی دامن حکومت را می گرفت؟ این ها البته قابل پیش بینی نیست. من چیزی که می توانم بگویم این است که مردم به صورت انبوه رفتند رای دادند و به حرف کسانی مثل ما هم گوش ندادند، اما آخر سر نتیجه ای که از این رای دادن گرفتند، با ارزیابی ما تفاوت چشمگیری نداشت و آن ارزیابی این بود و هست این حکومت را این طور و از طریق صندوق رای نمی توان اصلاحش کرد… این بزرگترین نتیجه گیری انقلابی است که اصلاح طلبان مایل نبودند صورت گیرد اما حالا صورت گرفته است و اتفاقا به دنبال یک حرکت اصلاحی هم صورت گرفته است.

اخبار روز: فکر می کنید مردم به این نتیجه رسیده اند؟

تابان: مردم البته همه شان به نتایج مشابهی نمی رسند، اما مضمون مبارزات بعد از انتخابات همین بوده و هر چه هم جلوتر آمد به همین نتیجه گیری بیشتر نزدیک شد. بسیاری از نویسندگان دوآتشه ی اصلاح طلب، الان خیلی تندتر از کسانی می نویسند که از سال ها قبل همین ایده های به اصطلاح براندازی را مطرح می کردند. در میان مردم هم، مبارزات خیابانی در اساس خود مبارزاتی ساختار شکن است. مردم وقتی به خیابان می آیند که تقریبا از حل مسائلشان در چارچوب سیستم ناامید شده باشند.

اخبار روز: قبل از این که به اینجا برسیم، مایلم بحث در مورد انتخابات را به نقطه ی معینی برسانیم. به نظر شما حکومت برای این تقلب از قبل برنامه ریزی کرده بود؟

تابان: حکومت، البته باید منظور همان جناح کودتاچی باشد. استراتژیست های جناح کودتا یک هدف داشتند و آن تسلط کامل بر قدرت و بیرون راندن جناح مخالف بود. برای این هدف هم سناریوهای مختلفی را پیش بینی کرده بودند که قطعا مطلوب ترین و بی خطرترین آن این بود که احمدی نژاد حقیقتا در این انتخابات پیروز شود. برخی ها نظرشان این است که آن ها می توانستند با یک میرحسین موسوی که رایی تقریبا هم پای احمدی نژاد آورده باشد هم کنار بیایند و او را به تدریج مثل خاتمی خنثی کنند و از کار بیاندازند، اما در یکی دو هفته ی آخر اوضاع چنان جلو رفت که شکست سخت احمدی نژاد قطعی شده بود و آن ها برای اجرای کودتا آماده شدند.
آن ها این برنامه را چنان جلو بردند که کار را برای همیشه یکسره کنند…

اخبار روز: یعنی حذف اصلاح طلبان برای همیشه؟

تابان: قطعا آن ها فقط برای چهار سال ادامه ی حکومت احمدی نژاد، دست به چنین سرکوب گسترده و پرهزینه ای نزده اند. هدف اصلی این کودتا پایان دادن به آن چیزی است که در میان حکومتی ها به نام «جمهوریت نظام» معروف است. پیام اصلی کودتا به رقبای خود و مخالفین هم همین بوده است که دوران «جمهوریت» نظام اسلامی تمام شده است و اصلاح طلبان باید دیگر خیال رقابت و انتخابات رقابتی و تصرف بخش هایی از قدرت را برای همیشه از سر بیرون کنند. به این منظور آن ها نه تنها تقلب کرده اند، بلکه تیم اصلی و اول اصلاح طلبان را با سرکوب آشکار، متلاشی کرده اند. بعید نیست تیم دوم و ذخیره ی آن ها را باقی بگذارند که در انتخابات های بعدی نقش «رقیب» و بازار گرم کن را اجرا کند. آن ها عین همین مساله را بدون خون و خون ریزی در جریان انتخابات مجلس هشتم هم انجام دادند و اجازه دادند یک تیم دسته دومی از اصلاح طلبان به مجلس برود، تیمی که مرزهای ممنوعه را بشناسد و رعایت کند، خطری نباشد اما در عین حال ظاهر موضوع هم حفظ شود.

اخبار روز: این نقشه پیش رفته است؟

تابان: درهم شکستن تیم اصلی اصلاحات تا حدودی انجام شده است. اما این حکومت به دلیل خصلیت ایدئولوژیک و بسیار بسیار تنگ نظرانه ی خود، نمی تواند یک دست شود. حتی اگر اصلاح طلبان را کاملا حذف کنندف بخش هایی از «اصول گرایان اصلاح طلب» به تدریج نقش اصلاح طلبان فعلی را بر عهده خواهند گرفت. آرزوی حکومت یک دست در چنین حکومتی غیرممکن است.
علاوه بر این، نقشه ی جناح کودتا در جای دیگری با مشکل بزرگی برخورد کرد که آن مقاومت غیرمنتظره ی مردم و جنبشی بود که شکل گرفت. من فکر نمی کنم آن ها چنین مقاومتی را محاسبه کرده بودند…

اخبار روز: اما این مقاومت هم ظاهرا مهار شده است…

تابان: من از مهار آن صحبت نمی کنم. خیلی چیزها تغییر کرده، اما قبل از آن می خواهم روی این موضوع تکیه کنم که البته فرصت های بزرگی از دست رفته است. در فاصله ی بیست و دو تا بیست و نه خرداد که خامنه ای به نماز جمعه آمد، فرصت طلایی برای شکست نقشه ی کودتا وجود داشت. اگر میرحسین موسوی و البته در درجه ی بعد مهدی کروبی – که هواداران کمتری داشت – اصرار می کردند مردم در خیابان بمانند و به ویژه روز ۲۹ خرداد خیابان ها را برای ظهور رهبر کودتا خالی نمی کردند، شاید وضعیت به صورت دیگری پیش می رفت.

اخبار روز: چنین برنامه ای بود، اما بعدا لغو شد. می گویند، موسوی و کروبی از برخوردهای شدید و خون ریزی و کشتن مردم واهمه داشتند…

تابان: به این گفته باید با احتیاط نگاه کرد. به نظر من نشستن آن ها در خانه در آن جمعه ی سیاه، بیشتر ناشی از امیدواری نسبت به مواضع خامنه ای بود تا ترس از سرکوب گسترده. آن ها احساس می کردند با یک هفته نمایش عظیم قدرت، رهبر حکومت، اگر هم به خواسته های آن ها تسلیم نشود، اما عقب نشینی های مهمی می کند. درست مثل همان امیدواری که خاتمی در سال ۷۶ داشت و فکر می کرد به اتکای بیست میلیون رای خود خامنه ای را به عقب نشینی و پذیرش «رای مردم» وا می دارد. اما این امیدواری ها در هر مورد نقش بر آب شده است.
دلایل زیادی هست که نشان می دهد اصلاح طلبان کاملا به پذیرفته شدن آرای مردم از سوی رهبری و سران سپاه خوش بین بوده اند و به هیچ وجه انتظار چنین برخوردی را نداشته اند. همان شب ۲۲ خرداد که نتایج انتخابات را می خواندند و در عرض چند ساعت ۱۴ میلیون رای برای احمدی نژاد اعلام کرده بودند، همین آقای سعید شریعتی که حالا استعفایش را در دادگاه از حزب مشارکت اعلام کرده اند، با بی بی سی گفتگو می کرد و همه چیز را «طبیعی» می خواند و می گفت آرای خوانده شده از حاشیه ی شهرها و روستاهاست، و رای احمدی نژاد در همین حد می ماند و از این پس شاهد جهش میلیونی آرای موسوی خواهیم بود.
البته حقیقت این است که هیچ کس انتظار چنین تقلب گسترده ای را نداشت، اما می خواهم این نکته را بگویم که اصلاح طلبان هیچ برنامه ای برای مقابله با کودتا نداشتند و باور نمی کردند تقلبی به این گستردگی صورت بگیرد. در همان روزهای اول با دستگیری های گسترده، سازمان آن ها کاملا از هم پاشید. با این حال این امیدواری تا زمانی هم که آقای خامنه ای بیاید و دستور سرکوب را بدهد و به صدای بلند اعلام کند که از خواب بیدار شوید همه چیز تمام شده است، ادامه داشت… بعد از آن بود که ابتکار عمل به میزان زیادی از دست اصلاح طلبان خارج شد و وضعیت روز به روز دشوارتر گردید.

اخبار روز: قبل از این که به ارزیابی جنبش مردمی و نقش آن برسیم، می خواهم ارزیابی تان را از عملکرد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تا همین امروز بدانم.

تابان: هر ارزیابی از اصلاح طلبان را باید در این چهارچوب در نظر گرفت که آن ها ناخواسته وارد بازی مرگ و زندگی شدند. یعنی رقیب حکومتی آن ها را به این نقطه کشاند. بر این اساس، بسیاری از مواضع و اقدامات آن ها الزاما با شرایط قبل از انتخابات، اساسا متفاوت شد و چهره ای را از خود به نمایش گذاشتند که کمتر کسی انتظار داشت.
مهدی کروبی تا این جا بسیار شجاعانه عمل کرده و افشاگری هایش نقش بزرگی داشته است. نامه ی مشهور او در مورد تجاوز به زندانیان در زندان ها، بزرگترین ضربه ای بود که بر مشروعیت حکومت وارد شد. اهمیت و تاثیر این نامه را می توان به نامه ای تشبیه کرد که قبل از انقلاب به نام رشیدی مطلق در روزنامه ی اطلاعات علیه آقای خمینی منتشر شد و خیلی ها آن را آغاز فروپاشی حکومت پهلوی می دانند. حکومت جمهوری اسلامی هم بعید است بتواند از اثرات این نامه ی تکان دهنده و تاریخی رهآیی یابد. اما آقای کروبی تا اینجا خصلت رهبری کننده ی یک جنبش را از خود نشان نداده است. او مبتکر و سازمانده آن که این جنبش در این شرایط مشکل بتواند دوام یابد و راه هایی برای بروز اعتراضات خود بیابد نبوده است و از این رو نمی توان در او به عنوان رهبر و سازمانگر این جنبش نگریست.
آقای موسوی شاید این خصیصه را داشته باشد. او از نظر مواضعی که اتخاذ کرده است، نسبت به دوران قبل از کودتا چند قدم جلو آمده، اما او بسیار محافظه کارانه عمل کرده است. من البته دشواری هایی را که ایشان با آن مواجه است و فشارهایی را که بر او وارد می شود، به درستی نمی دانم. جبهه ی راه سبز امیدی که او مطرح می کند، در واقع تلاشی بود که جنبش خیابانی مردم را در قالب جبهه و تشکیلات اصلاح طلبانه ای در بیاورد که حتی اگر موفق هم بشود، نمی تواند تاثیرات پابرجایی داشته باشد. مساله در مورد آقای موسوی بیشتر از آن که ایده هایی که مطرح می کند باشد، عدم حضور فعال و حتی می خواهم بگویم هر روزه ی او در این شرایط بحرانی است.

اخبار روز: بیانیه ی یازدهم او را چطور ارزیابی می کنید؟

تابان: بیانیه ی یازدهم او، یک بیانیه ی خوب است. من مقدمات آن را که طولانی هم هست، کاری ندارم. آن جا آقای موسوی حرف های خودش را زده است و از اعتقاداتش دفاع کرده است. نیروهای دیگر هم باید حرف های خودشان را بزنند و ایده هایشان را مطرح کنند. بر سر این مسایل مثل قانون اساسی، جمهوری اسلامی و نقش مذهب در نیروهای مخالف اختلاف نظر هست و باید بحث ها صورت بگیرد و نظرات مختلف عرضه شود. این جا محل رقابت است.
اما مهم اما آن ۹ ماده ی است که در پایان این بیانیه آمده و به نظر من تفریبا همه ی مسائلی را که در این مقطع برای کار مشترک باید طرح کرد، طرح کرده است. ما در اخبار روز قبلا هم روی این موضوع تاکید کرده بودیم که نیروهای مخالف کودتا علیرغم آن که نظرهای مختلفی دارند و باید نظرات خود را مطرح و بر سر آن ها رقابت کنند، اما در عین حال باید موازینی را برای توافق و کار مشترک در نظر بگیرند که به نظر من نقطه ی مشترک فعلات فقط می تواند برگزاری انتخابات آزاد باشد. اگر ۹ ماده ی مطرح شده ی آقای موسوی را جمع بزنیم، از آن مخالفت با انتخابات فرمایشی اخیر و تقریبا همین انتخابات آزاد بیرون می آید و از همین رو به نظر من مبنای گفتگو و توافق می تواند باشد.

اخبار روز: دادگاه های فرمایشی را در کجای این وضعیت ارزیابی می کنید؟ چه اصراری است وقتی همه می دانند که حرف های گفته شده در این دادگاه دروغ است، باز هم آن ها را با این پی گیری ادامه می دهند؟

تابان: دادگاه های فرمایشی ضربه ی سنگینی به اصلاح طلبان وارد کرده و متاسفانه برگزاری آن ها به این شکل ضربه ی روحی شدیدی به جنبش اعتراضی زده است.

اخبار روز: یعنی شما معتقدید باید در زندان مقاومت می شده است؟

تابان: من هرگز چنین حرفی نزدم. «اعتقاد» در این مورد نقشی بازی نمی کند. من دارم روی اثرات سیاسی و روانی این دادگاه ها بحث می کنم. ببیند، بحث بر سر این نیست، که برخوردهای گذشته با قربانیان شکنجه اشتباه بوده است، بحث بر سر این نیست که نباید شرایط زندانیان و محیط زندان را در نظر نگرفت، نباید با قربانیان شکنجه همدردی کرد و به هر نحو کوشید که بار آن ها سبک تر شود، بحث بر سر این نیست که انتظار داشت هر کس زیر شکنجه رفت، مقاومت کند. بحث من این است که مقاومت نکردن و اعتراف کردن علیه خود را نباید به یک «ارزش» تبدیل کرد. الان نگاه کنید به این نامه هایی که چپ و راست و در خارج از زندان تحت عنوان «من هم اعتراف می کنم» منتشر می شود. این ها برای چیست؟ برای این که می خواهد این را تبدیل به یک فرهنگ و یک ارزش بکند. با این باید مخالفت کرد. آیا در این که جامعه تشنه ی جرقه ای از مقاومت در این دادگاه ها بود، می توان تردیدی کرد؟ وقتی عکسی از دست آقای عطریان فر که من نمی دانم به طور اتفاق یا عمد، به صورت «وی» – یکی از علایم جنبش سبز – در دادگاه بالا رفته است هزاران بار تکثیر می شود و در اینترنت می چرخد، می توان تصور کرد که جرقه ای از مقاومت چه انعکاسی می یآفت و چطور استقبال می شد. جنبش مردمی ایران که بخش عمده ی آن را جوانان تشکیل می دهند – و معمولا بی تحربه و عجول هم هستند – در این روزهای سخت بسیار نیازمند به علایمی است که نشان بدهد، ایستادگی و مقاومت در برابر کودتا ادامه دارد، اما متاسفانه این را کمتر در جامعه می بیند. آقای موسوی جز با بیانیه های گاه به گاهی خود حضوری ندارد، دادگاه ها این طور پیش رفته است، محافل اصلاح طلب رهنمودهایشان یا توخالی است و یا کمتر جنبه ی مبارزه جویانه دارد. جامعه ی ایران در این شرایط بیش تر از هر چیز به نشانه های امیدوارکننده احتیاج دارد…
با این حال این را هم باید اضافه کنم که هر چند دادگاه ها یک ضربه ی روحی بود، اما از نظر اخلاقی و معنوی نتوانست به هدف هایی که حکومت می خواست دست پیدا کند و به کودتاگران حتی کوچکترین حقانیتی بدهد.

اخبار روز: دوباره به سوال اصلی ام بر می گردم، فکر می کنید مقاومت شکست خورده است؟

تابان: خیلی ها، به خصوص جوانانی که با شتابی گیج کننده به خیابان ها آمدند و تظاهرات های میلیونی را شکل دادند، شاید انتظار داشتند که کار در همان هفته ی اول تمام شود، من نمی توانم بگویم اگر رهبران جنبش درست تر عمل کرده بودند، این انتظار صددرصد بی جا بوده است. اما برای چنین کسانی شاید حالا این تصور به وجود آمده باشد، که مقاومت شکست خورده است. من اما این طور فکر نمی کنم. مقاومت به تعبیری تازه شروع شده است. من یقین دارم که ایران عوض شده است و به قبل از ۲۲ خرداد ٨٨ بر نمی گردد. بزرگترین نشانه ی این تغییر هم، تغییر کیفی در رابطه ی مردم با حکومت است. تا قبل از این حوادث اکثریت بزرگی از مردم حتی آن ها که مخالف این حکومت بودند، وجود آن را به این یا آن نوع پذیرفته بودند. زندگی در زیر سایه ی این حکومت را هم پذیرفته بودند و تلاش می کردند، این یا آن گوشه ی آن – و در واقع زندگی خود را – بهتر کنند. الان اما چنین نیست. مردم دیگر این حکومت را نمی خواهند، زندگی در زیر سایه ی سرنیزه ی آن را نمی پذیرند. این حکومت اکنون مثل بغضی در گلوی مردم گیر کرده است، مردم باید خود را از چنگال این بعضی که دارد آن ها را خفه می کند، نجات دهند. مردم و به خصوص جوانان این حکومت را ذره ذره خواهند تراشید، تا بالاخره آن را روزی و به طریقی محوش کنند.

اخبار روز: آیا فکر نمی کنید زور مردم کافی نبوده و حکومت کودتا به سوی تثبیت خود می رود؟

تابان: اگر حکومت کودتا تثبیت شده بود، این طور از هر اجتماع کوچکی وحشت نداشت. آن ها برای برهم نخوردن آرامش مجبور شده اند علیه خودشان قیام کنند و مراسم های سنتی و مذهبی شان را هم لغو کنند که مبادا دوباره اوضاع از کنترلشان خارج شود.
زور مردم همیشه کافی است. اما مساله این است که مردم نتوانستند به دلایل مختلف همه ی زور و نیروی خود را به کار بگیرند. من فکر می کنم این حکومت را فقط با تظاهرات خیابانی نمی توان از میان برداشت. این حکومت، حکومتی است که سالهاست خودش را برای مقابله با چنین تظاهراتی آماده کرده و دیدیم که در این زمینه هم بسیار قدرتمندانه و هم بسیار بیرحمانه عمل کرده است.
چنین حکومت هایی وقتی از پای می افتند که شیرازه ی نظامشان از هم بپاشد و از نظر اقتصادی و اداری فلج شوند. تاکنون بارها در مورد نقش کاری اعتصاب تاکید شده است. منتهی اعتصاب های فلج کننده معمولا به راحتی شکل نمی گیرند، آن ها بعد از یک دور مبارزات خیابانی است که آغاز می شوند و شعله می گیرند.

اخبار روز: اگر بخواهید این نبرد مرگ و زندگی بین مردم و حکومت کودتا را به مسابقه ای – در واقع مرگبار – تشبیه کنید، نتیجه را در حال حاضر چطور می بینید؟

تابان: هنوز در وسط چنین مبارزه ای هستیم. نه مردم باخته اند و نه حکومت برده است. یک نیمه ی سرنوشت ساز باقی مانده است که سرنوشت را رقم می زند و در این نیمه، امکانات دو طرف را باید دقیق بررسی کرد.
حکومت کودتا امروز نه در ایران و نه در جهان مشروعیت ندارد. این حکومت امکان رفرم های سیاسی ندارد، هر رفرم سیاسی مثل آتشی می ماند که به انبار باروت سرایت کند. این حکومت امکان هیچ رفرم اقتصادی ندارد. اقتصاد ایران بنا به گزارش های حتی نیمه رسمی خبرگزاری های داخلی در حال فروپاشی است و چشم اندازی هم اساسا برای حل بحران های آن وجود ندارد. وضعیت حکومت کودتا بسیار متزلزل است. پس فردا دانشگاه ها و مدارس باز می شوند و کانون های تازه ای برای مقابله با کودتا شکل می گیرند. کارخانه ها مثل انبار باروت می مانند. روحانیون ناراضی اند، حکومت حتی مجبور شده است مراسم سنتی و مذهبی خود را تعطیل کند. سرکوب اگر کمی شل شود، خیابان ها دوباره محل اعتراض خواهند شد. فشار بین المللی در روزها و ماه های آینده تشدید می شود.
این ها امکانات جنبش آزادی خواهانه ی ما هستند. حکومت در برابر این همه بحران و کانون های مقاومت، سلاح زیادی در اختیار ندارد. می توانند بر حضور نظامیان باز هم بیافزایند و کشور را به سوی یک حکومت و دولت نظامی سوق دهند، اما هیج حکومتی نتوانسته است فقط به زور سلاح حکومت کند.
فکر می کنم بحران های سیآسی و بحران های اقتصادی و فشارهای بین المللی که این حکومت با آن مواجه است و یا مواجه خواهد بود، چنان نیروی عظیمی را به میدان خواهد آورد که ده تا سپاه پاسداران هم برای مقابله با آن کافی نخواهد بود. سوت پایان این مسابقه قطعا با پیروزی مردم کشیده خواهد شد.



 
     از : روزنامه هنر و مبارزه حمید محوی

عنوان : در باب امید برای آینده
با سپاس از این پرسش و پاسخ آموزنده. در تاریخ ادبیات مارکسیستی یک پرسش و پاسخ آموزنده‍ی دیگر هم هست به نام «اصول کمونیسم» نوشته‍ی انگلس که با این پرسش و پاسخ آغاز می شود :« کمونیسم چیست؟ »و انگلس پاسخ می دهد : « کمونیسم آموزش و راه و روش شرایط آزادی پرولتاریا ست.»
با این مقدمه می خواهم به بخش آخر گفتمان آقای تابان بپردازم، یعنی در جایی که ایشان لیست شانس های آینده را بر می شمارد (…)
بلوایی که در ایران و به شکل مینیاتوری در خارج از کشور بخاطر تقلبات احتمالی در انتخابات بر پاشده بود، موجب شد که فایل های سخنرانی آقای موسوی را به دقت ببینم و بشنوم. و وقتی شنیدم که او در پی ایجاد همبستگی اخلاقی بین کارگران و سرمایه داران است، بیش از پیش به موضع خودم اعتقاد پیدا کردم.

حال با توجه به لیست امید آقای تابان، می توانم این پرسش را مطرح کنم :
با توجه به هژمونی طبقه‍ی بورژوازی معامله گر طرفدار غرب، چنان که در تظاهرات ایرانیان خارج از کشور شاهد آن بوده و هستیم، که هدایت امور را بدست دارند و با توجه به تمایلات «کمونوته انترناسیونال» که با تمایلات امپراتوری رم قرابتهای آشکاری دارد، چه آلترناتیوی در این بلوا می توانیم برای آینده ای بهتر برای ایران داشته باشیم؟

همانطور که شما می گویید و خیلی های دیگر هم می گویند که این نظام اصلاح پذیر نیست، ولی در واقع باید گفت این بورژوازی معامله گر و نظام سرمایه داری جهانی ست که اصلاح پذیر نیست.

برای پیشگامان ایران هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست که با جنبش سبز یعنی بورژوازی معامله گر و وابسته‍ی ایران به غرب (یا شرق فرقی نمی کند) همراه شود. این طبقه به شکل بنیادی عقیم است.
ایران به یک انقلاب عظیم نیازمند است. انقلابی که چه بخواهیم و چه نخواهیم باید و باید و باید الزاما با منافع تمام جامعه بشریت همخوانی و همراهی داشته باشد. این انقلاب عظیم جهانی خواهد بود زیرا نظام سرمایه داری هم اکنون تمام بشریت را به ورطه‍ی نابودی کشانده است.
کشورهایی که نه تنها در جنگهای معاصر از سلاح های نسل برانداز استفاده کردند (سلاح های شیمایی و اتمی مثل اورانیوم رقیق شده توسط آمریکا و اروپا) بلکه با صنایعی که تنها به هدف سود بیشتر برای سرمایه داران می چرخیدند و در عین حال با سرعتی بی بدیل در تاریخ آخرین پناه گاه بشریت، یعنی کره‍ی زمین را به نابودی کشاندند.

یک قاعده‍ی کلی برای من وجود دارد، و در تحلیل هایم و در درک مسائل همیشه مورد استفاده ام قرار گرفته است : هر آن گاه که اروپا و آمریکا از جریان سیاسی مرتبط به ایران دفاع کرد، باید این جریان سیاسی را به آتش بار سنگین بست. زیرااین جریان حتما همان بورژوازی وابسته و عقیم است. این موضوع قویا در تولیدات فرهنگی محافل ایرانی وابسته به غرب نظیر فستیوالیه ها و رمان های پر فروش مشاهده می شود. که همگی داعیه‍ی دموکراسی و حقوق بشر نیز دارند.ولی آن چیزی که رویت آن کار آسانی نیست، اختناق و سرکوبی ست که از این جریانات منشأ می گیرد. من خودم دانشجوی دانشگاهای فرانسه بوده ام و به دقت می دانم از چه چیزی حرف می زنم. کوتاه سخن این که اگر رژیم اصلاح پذیر نیست، اپوزیسیون ایران نیز اصلاح پذیر نیست.
این همه آدم کشتند، و همه مقصر هستند. زندگی معجزه‍ی شگرفی ست که براحتی نباید از کنار آن بگذریم. آنهایی که از هزینه‍ی کم حرف می زنند، بهتر است در یک متری من قرار نگیرند، چرا که من یک مشت روی صورتشان هزینه شان خواهم کرد. بعد خواهند دید هزینه اش چقدر بوده است. واقعا مصیبت بار است. که ما حتی به کشته شدن یک فرد، تنها یک نفر رضایت دهیم.
نتیجه : هیچ امیدی وجود ندارد. تنها راه جلوگیری از توحش نظام سرمایه داری ست در غیر این صورت طبیعت بر فرهنگ غالب خواهد شد. و بدانیم و آگاه باشیم که طبیعت بیمار است و اگر انقلاب عظیم جهانی صورت نگیرد و این خوک های کثیف یعنی نظام سرمایه داری و با آن سرمایه دارها از بین برده نشوند، و نظام سویسالیسم علمی بر قرار نگردد تمام بشریت محکوم به نابودی خواهد بود. ما باید برای چنین انقلابی خودمان را آماده کنیم. در حال حاضر هیچ فرقی نمی کند سبز باشد یا زرد احمدی نژاد.
زیرا در هر دو صورت ما با بورژوازی معامله گر و وابسته روبرو هستیم.
۱۶٣۹۴ – تاریخ انتشار : ۲٣ شهریور ۱٣٨٨       

     از : مارال سعید

عنوان : من هم اعتراف می کنم
آقای تابان فکر نمی کنید نگاهتان به مسائل فاقد فانتزی است؟ آیا به این فکر کرده اید اگر بتوان در تمام شهرهای بزرگ مردم را برای ابراز یک جمله (من می خواستم با رأیم انقلاب مخملی! کنم) به پشت درهای دادگاههای انقلاب کشید، رژیم چه می کرد؟ آیا فکر میکنید رژیم توانائی ی بازداشت میلیونها نفر را دارد؟ آیا فکر نمی کنید این خود گونه ای مبارزه ی منفیست؟
آنچه به مزاق قلب پر خونتان خوش نمی آید را ترد نکنید! آیا فکر نمی کنید نویسندگان “من هم اعتراف می کنم” سعی در شکستن قبه قضیه که همانا اعتراف باشد را دارند نه تبدیل آن به یک ارزش اجتماعی؟
۱۶٣۴۹ – تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱٣٨٨       

     از : حمید

عنوان : بابا ایوالله!!!
“بگذارید بار بد نامی دشمنی با اصلاح طلبی را کودتا گران و اقای رجوی و سلطنت طلبان و ح.ک.ک ها که از ان منتفع میشوند بدوش بکشند، فدائیان چرا؟”

یعنی غیر از اینها هیچ کس دیگر و هیچ نیروی دیگر اصلاح طلبان را رد نمی کند؟ بخش وسیعی از مردم در ایران با هویت خودشان به خیابان می آیند و تظاهرات می کنند. ندا آقا سلطان و بسیاری دیگر که صدمه دیدند و یا برخی شان از بین رفتند اصلن اهل رأی دادن نبودند و شعارهایی داده شد که در تضاد با موسوی و کروبی و خط اصلاح طلبان بود، اینها را چرا انکار می کنید؟ چون مغرض هستید و صداقت و اخلاق سیاسی ندارید در کار سیاسی تان. موسوی چی ها مثل خمینی جنبش مردم را آنجا که هیچ ربطی به آنها نداشت به اسم خودشان تمام کردند. همین الان هم اگر چشم و گوشتان کار کند می بینید که چه صداهایی در ایران بلند شده که در اعتراض به کل رژیم است. حالا چه کسی در مقابل نیروهای مترقی و سکولار و آزادیخواه ایستاه؟ چه کسی در کنار ارتجاع “حواریون خمینی جنایتکار”، یعنی خط امام، ایستاده؟

می گوئید “فدایی” ؟ کدام یکی شان؟ فقط خودتان؟ طیف غیر اکثریتی “فدائیان” که با شما نیستند، حزب مکرات، کومله، جمع وسیعی از روشنفکران و هنرمندان، منفردان چپ صاحب اعتبار و خوش نام اینها که با شما نیستند، اینها به آن دسته ای که شما اشاره می کنید تعلق ندارند و استدلال و جنس انتقاد و اعتراضشان هم کاملن متفاوت است.

حقدر سفسطه و بی اخلاقی در کار سیاسی؟! شما هستید که به جنبش آزادیخواهی مردم ضربه می زنید و سعی می کنید آن را یکسر در جهت منافع حاکمان مستبد و انحصارطلب جمهوری اسلامی بکشانید. کمی به عملکرد خودتان نگاه بکنید و انگ به دیگران کمتر بزنید!
۱۶٣۴۰ – تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱٣٨٨       

     از : بهرام ص

عنوان : مصاحبه آقای ف. تابان
سلام! قبل از هر چیزمایلم روشن کنم که هدفم از این نوشته صرفا درس گیری از جنبش جاری در ایران است و آنچه میگویم برای برخ کشیدن اشتباهات این یا آن فرد نیست. در صورتیکه صداقتی در کار باشد میتوان درس ها گرفت.
آرزوها و خیالات خود را به جای شرائط واقعی جنبش جا نزنیم. آقای تابان تمام حقیت را نمیگوید. هنوز مصاحبه ایشان با سایت تهیه در یاد ها و آرشیو ها موجود است. موضعگیری ایشان و برخی همفکرانشان این بود که ” شرکت کردن در انتخابات و یا تحریم ، هردو یک اقدام سنتی هستند و ما با کاندید مستقل وارد صحنه میشویم و از مردم میخواهیم که به کاندید ما رای دهند. ومیدانیم شورای نگهبان هم کاندید ما را رد میکند واین موضوع برای ما نیز اهمیتی ندارد” (نقل به مضمون است. اگر لازم شد منبع اصلی این مصاحبه هم در دسترس است)بعبارت دیگر ابتدا قرار بود ایشان و همفکرانشان کسی را بدون توجه به شرائط ایران علم کرده و به آلترناتیو تبدیل کنند. از انجایئکه این طرح خیالی بود بعد از مدتی رها شد و بحث ” مطالبه محوری” که انهم در واقع با هدف تضعیف اصلاحطلبان اتخاذ شده بود، پیش کشیده شد. سعی شد مطالباتی مطرح شود که هیچ کاندیدایی اساسا امکان پذیرش انرا نداشته باشد. هدف به هر شکل ممکن همان تحریم و نشان دادن روی گردانی مردم از اصلاحطلبان بود. این دیدگاه دشمن اصلی خود را اصلاحطلبان میدانست. زیرا از نظر انان تکلیف اقتدار گرایان روشن بود که در میان مردم پایگاه آنچنانی ندارند.
این بی توجهی به واقعیت شرائط ایران تا اخرین روزها ادامه یافت و سازمان متبوع ایشان تا دقیقه نود برای ارائه موضع رسمی طفره رفت. پیدایش جنبش سبز وتصرف خیابانها از طرف حامیان موسوی سبب شد که تیغ تحریمیان کند شده و شک و تردید ها از عاقبت کارو مکافات را بدنبال اورد. با این حال تحریمیان درون سازمان تا آخرین روزهای اعلام موضع گیری رسمی بر مواضع خود پافشاری کردند. در سازمان سه گرایش تحریم و شرکت و ممتنع(نه سیخ بسوزد نه کباب) ایجاد شد. سر آخر با یک توافق بده بستانی ، مجعونی عجیب و شترگاو پلنگی بعنوان موضع سازمان مطرح گشت. گفته شد ” جلوی احمدی نژاد را بگیرید ولی به اصلاحطلبان رای ندهیدـ یعنی با باد هوا جلوی احمدی نژاد را بگیریدـ و یا رای سفید بدهید”

این که گفته شود “دیگران هم نتوانستند تقلب تا این حد را حدس بزنند وکودتا را باجزعیات پیش بینی کنند، واز ان نتیجه گرفته شود که ما باهوشیم ولایق رهبری” را میتوان شوخی تلقی کرد و از ان گذشت.

کسی که واقعیت را به همانگونه که هست نبیند، فارغ از این که چه اهدافی دارد، مطمئنا در ارائه رهنمود عمل بر خطا خواهد رفت. دوری از ایران وبیخبری از ماجرا و درنتیجه اعلام مواضع و رهنمود پرت و نادرست را میتوان تا حدودی پذیرفت . اما مناظره ها ی تلویزیونی کاندیدا ها و به صحنه کشیده شدن خیل عظیم مردم، سبز شدن دوباره هر گیاه پژمرده را دیدن و باز روی مواضع غلط پافشاری کردن، علت دیگری دارد که به بعد از انتخابات و مرحله فعلی جنبش نیز کشیده شده. و کیست که نداند دشمنی با تنها امکان جدی فعلا موجود برای آزادی در ایران( اصلاحطلبان) و مردم، مهمترین عامل این بی اعتباری فکری امثال آقای تابان بوده و هنوز نیز هست. باخت اصلاحطلبان با تمام ضعفهایی که داشته و دارند، برد نیروهای مترقی نیست. پیروزی احمدی نژاد و کودتا گران است. روی باخت اصلاحطلبان شرط بندی نکنیم.بگذارید بار بد نامی دشمنی با اصلاح طلبی را کودتا گران و اقای رجوی و سلطنت طلبان و ح.ک.ک ها که از ان منتفع میشوند بدوش بکشند، فدائیان چرا؟
۱۶٣٣٨ – تاریخ انتشار : ۲۱ شهریور ۱٣٨٨       

     از : حسین نمازی

عنوان : روز قدس
در دنیای واقعی ایران، مردم ایران و در پیشاپیش آنها جوانان دختر و پسر تمام مردم دنیا را به حیرت وادار کردند.

بگذار هر کس در دنیا مجازی هر که هر چه میخواهد بنویسد.

بگذار اتحادیه اروپا و آمریکا از کنار این همه فجایع بگذرند و بازهم به منافع خود توجه کنند.
بگذار روسیه وچین و چند تا لاشخور دیگر از نفت و دلارهای ایرانی بنوائی برسند.

بگذار خامنه ای با آخوندانش ، احمدی نژاد با پاسدارانش ،رفسنجانی با اموالش ، عسکراولادی با مافیایش، کروبی با بنیاد شهدایش ، موسوی با تکنوکرات هایش برای کیان اسلام خود را تیکه پاره کنند

بگذار مجاهدین برای کسب قدرت بدون ارده ی مردم به هر طرفندی متوسل شود .بگذار ته مانده های ستم شاهی دشمنان انتخابات و مشروطه در خارج از کشور مانند دیوانگان با پرچم ایران شلنگ تخته بندازند.
بگذار «حزب کمونیست کارگری خارج از کشور» هر چه می تواند با پرچم سرخشان به چپ لطمه بزند

روز قدس نزدیک ست ما چه خواهیم کرد ؟
۱۶٣۰٨ – تاریخ انتشار : ۲۰ شهریور ۱٣٨٨       

     از : ناظر

عنوان : هنوز دوزاری نیافتاده؟
“بعید نیست تیم دوم و ذخیره ی آن ها را باقی بگذارند که در انتخابات های بعدی نقش «رقیب» و بازار گرم کن را اجرا کند. آن ها عین همین مساله را بدون خون و خون ریزی در جریان انتخابات مجلس هشتم هم انجام دادند و اجازه دادند یک تیم دسته دومی از اصلاح طلبان به مجلس برود، تیمی که مرزهای ممنوعه را بشناسد و رعایت کند، خطری نباشد اما در عین حال ظاهر موضوع هم حفظ شود.”

بالاخره ما نفهمیدیم کی اصلاح طلب واقعی و کی اصولگرای واقعی است؟ وقتی این همه در این جبهه ها جابجایی می شود، دیگر دو جناحی دیدن اشتباه است. این حکومت چندین و چند باند و جناح دارد که حتا با نزدیکهیای فامیلی و یا پدرکشتگی های شخصی شان در سهیم شدن قدرت و چاپیدن ارتباط دارد. همه می گفتن که احمدی نژاد آلت دست رهبر است، دیدیم که اینطور نیست. اون هم ساز خودش را می زند و باند خودش را دارد. سپاه یکدست پشت احمدی نژاد نیست حتا با آن دعواهایی هم دارد.

بیانیه ی موسوی هیچ چیز جدیدی ندارد. آن می خواهند به قدرت برسند، انتخابات آزاد یعنی برای خودشان آزاد. تازه همین باند موسوی و کروبی هم اگر قدرت داشتند و دستشان می رسید هم تقلب می کردند و هم کودتا. این شیفتگی شما برای کروبی و موسوی خیلی مضحک است یعنی اینکه مثلا “یک تحلیل گر سیاسی باتجربه” تا این حد کم حافظه و خوش باور بشود که نداند آنها چکاره بودند و هستند و دستشان به جنایتهایی آلوده هست.
۱۶٣۰۲ – تاریخ انتشار : ۱۹ شهریور ۱٣٨٨       

     از : امیر /

عنوان : اشاره به نکاتی در بیانات آقای تابان
آقای تابان می گویند:” چه کسی می تواند پیش بینی کند که اگر سیاست تحریم اجرا می شد و مثلا هشتاد درصد مردم در انتخابات شرکت نمی کردند، آن وقت چه بحران هایی دامن حکومت را می گرفت؟ این ها البته قابل پیش بینی نیست.”

۱- وقتی صحبت از “گوی بخت آزمایی” باشد،از کسی انتظار پیش بینی نمی توان داشت. ولی اینجا در مبارزه سیاسی، قابل قبول نیست که ما به عنوان یک سازمان ، یا فعال سیاسی،نادقیق بودن تحلیل خود را با اینگونه ” اگر” ها ، کم اهمیت جلوه دهیم.

۲- تجربه راهکار “تحریم ” ، در انتخابات نهم ، پیش روی ماست. مردم در انتخابات حضور فعال نداشتند و رژیم ، بدون دردسر ، احمدی نژاد را به مردم قالب کرد.
مردم در انتخابات دهم ، با درایت، راه تکرار سناریوی قبلی را به روی رژیم بستند و او را مجبورکردند که یا اراده آنان رابپذیرد و یا نقاب از چهره براندازد.
نتیجه: خرد جمعی در عرصه زندگی سیاسی کشور ما، لااقل از ” آزمون و خطا”، می آموزد و روشنفکران ما در بسیاری موارد، این کار را هم نمی کنند.

۳- از آقای تابان انتظار میرود ، بر اساس پایه های فکری خود، که در طیف چپ و باورمند به عدالت اجتماعی ، قرار دارد، جنبش موجود را باتحلیلی برخاسته ازاین جایگاه مورد بررسی قرار میدادند و به تبیین آن از نگاه دیگران بسنده نمی کردند. ما نمیتوانیم تعاریف تمام اجزای این حرکت ، از جمله هدف آن ” دفاع ار جمهوریت” را از “اصلاح طلبان” حکومتی به عاریت بگیریم، و آنگاه ادعایی جز ادعای آن ها هم داشته باشیم.

۴- “ورشکستگی مبارزات انتخاباتی در ج.ا “، هرچند برای اولین بار نیست که از جانب نیروهای اپوزیسیون اعلام میگردد، ولی خود تجربه انتخابات اخیر می آموزد که احتمالا آخرین بار نیز نخواهد بود.
۱۶٣۰۱ – تاریخ انتشار : ۱۹ شهریور ۱٣٨٨       

https://akhbar-rooz.com/?p=9050 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x