شنبه 2 مارس 2024

شنبه 2 مارس 2024

آدرس های عوضی؛ پیرامون برخی مخالفت ها با فراخوان رفراندم – ف. تابان

فراخوان به رفراندم برای تغییر قانون اساسی، در مدت کوتاهی که از انتشار آن می گذرد، جبهه بندی تازه ای را در جامعه ی سیاسی ایران به وجود آورده است، که یکی از ویژگی های آن، برهم زدن جبهه بندی هایی است که تا پیش از این بوده است. این فراخوان و راهی که گشوده است، همان گونه که بسیاری از حامیان آن به درستی تاکید کرده اند، باید از میان برخوردهای موافق و مخالفی که با آن صورت می گیرد، دقیق تر شود، ناروشنی ها را برطرف سازد و در جریان حرکت خود، به سوالاتی که در برابر آن نهاده شده است، پاسخ های قانع کننده بدهد. برای این همه اما، زمان لازم است. شدت حملاتی که موجودیت این حرکت را هدف قرار داده است، هنوز چنان است، که نیروی بزرگی را صرف پاسخ گویی به انتقادات و – در بسیاری مواقع اتهاماتی – می سازد که علیه آن، صورت می گیرد.
• بهانه جویی
جریان چپ، سال ها علیه توهم اصلاح طلبی دوم خرداد مبارزه کرده، ادعای آن در مورد اصلاح حکومت اسلامی و «دموکراسی دینی» را افشا کرد و جامعه ی ایران را به اتخاذ سیاستی رادیکال و ساختارشکن، برای تغییر نظام سیاسی کشور دعوت کرد. آن چه که چپ – اگر نه در سطر سطر بیانیه ها و قطعنامه های خود، بلکه در سمت گیری اساسی خود – طلب می کرد، اکنون به حرکتی در جامعه ی ما تبدیل شده و پرچم دار آن جنبش دانشجویی ایران است. بیانیه های منتشره امضاکنندگان اولیه فراخوان رفراندم و توضیحات و مقالات بعدی آنان، به دفاع از سیاستی برخاسته که جنبش چپ نه تنها نمی تواند با آن مخالف باشد، بلکه خود سال ها در راه آن ها مبارزه کرده است. جریان چپ – برخلاف جریان راست، در مخالفت با حرکت جنبش دانشجویی و مبارزه برای رفراندم فاقد دلایل سیاسی قابل اتکا است.
مخالفت گروهی از سازمان ها و شخصیت های چپ با این فراخوان و حرکتی که آغاز شده است، بیش از این که بر یک برنامه سیاسی متکی باشد، از یک نگاه شکاک و انزواگرایانه سرچشمه می گیرد.. این بخش از جنبش چپ، عادت کرده همیشه در حاشیه سیاست ایران به سر ببرد. به انزوا طلبی و در خود بودن خو کرده است. در خود بودن و در خود رفتن و امتناع از شرکت در بازی های بزرگ، به این نیرو ویژگی هایی بخشیده است که یکی از آن ها سوءظن و بدبینی به همه ی نیروهای «غیرخودی» است، حتی اگر چنین نیروهایی، جنبش ها و کسانی باشند که در مبارزه روزمره شان بارها مورد پشتیبانی شورانگیز چپ قرار گرفته باشند. این نحله از چپ آمادگی همکاری و ائتلاف حتی با چنین نیروهایی را هم ندارد. در کارنامه این نیرو نمی توان موردی از نزدیکی و همکاری با نیروهای اجتماعی دیگر – اگر برخی استثنائات، شامل نیروهای مناطق ملی را درنظر نگیریم – یافت. این بخش از چپ تمامیت خواه است، بر اساس «همه یا هیچ» تصمیم می گیرد. تاب اختلاف ندارد. این بخش از چپ، نمی خواهد، آرامش دنیای کوچک خود را با وارد شدن در میدان های بزرگ بر هم زند.
این روحیه را می توان در مخالفت بخشی از چپ ها با فراخوان رفراندم ملاحظه کرد. آقای مهرداد باباعلی در نقد خود از فراخوان رفراندم می نویسد:
«تا زمانی که قادر به تشکیل یک جنبش نیرومند سیاسی – اجتماعی برای جمهوری، لائیسیته و پلورالیزم در ایران و خارج از ایران نشده‌ایم، هرگونه بازی در بساط دیگران، هرگونه شرکت در ائتلافهای سیاسی مبهم با سلطنت طلبان یا جناحهایی از جمهوی اسلامی ما را به زائده دو نهاد سنتی شاه و شیخ بدل خواهد کرد. پس شایسته است تا صفوف خود را حول شعار «نه به جمهوری اسلامی، آری به جمهورى» فشرده و متحد سازیم.»
من نمی دانم آقای باباعلی چطور می خواهد «یک جنبش نیرومند سیاسی – اجتماعی برای جمهوری، لائیسته و پلورالیزم در ایران و خارج از ایران» به وجود بیاورد در حالی که از همکاری با جمهوری خواهان دگراندیش خودداری می کند، از همکاری با جنبش دانشجویی در ایران سر باز می زند و این نیروها را صریحا و تلویحا زائده های دو نهاد سنتی شاه و شیخ می داند. من نمی دانم ایشان چطور می تواند جامعه ی ایران را حول شعار «نه به جمهوری اسلامی، آری به جمهوری» فشرده کند و این شعار اصلا چقدر می تواند برای جوانان، زنان و آزادی خواهان ایران ملموس باشد. اما این را می دانم استدلالات ایشان و هم فکرانشان در متهم ساختن دانشجویان به «زائده دو نهاد سنتی شاه و شیخ» بهانه ای است تا ایشان وارد «بازی های بزرگ» نشوند. این را هم می دانم که بدون شرکت در چنین «بازی»هایی، ایده های چپ در همان محافل بسته ای که تا به حال در آن ها به حیات خود ادامه می داده است، باقی می ماند و از این محافل فراتر نخواهد رفت.
فراخوان رفراندم، اکنون می رود به یک مبارزه سیاسی واقعی در جامعه ی ما تبدیل شود. جنبش دانشجویی ایران در برابر تهاجم اصلاح طلبان و «زائده های آن ها» به دفاع از سیاستی پرداخته است که مورد دفاع چپ بوده است و باید مورد تایید آن قرار گیرد. مخالفان رفراندم در اردوی چپ چگونه می توانند از تماشاچی صرف این مبارزه که در ایران دامن می گیرد، به بازیگر فعال آن تبدیل شوند، بدون اینکه از مخالفت خود با این حرکت دست بردارند؟
هنوز می توان امیدوار بود ادامه این مبارزه، نیروهای چپ واقع گرایی را که به مقابله با این حرکت برخاسته اند، متوجه اشتباه بزرگ سیاسی خود کند و آن ها را در کنار جنبش دانشجویی و آزادی خواه ایران در برابر سرکوب های احتمالی محافظه کاران، و مقابله با توهمات اصلاح طلبان، و دفاع از جنبش رفراندم قرار دهد.
آدرس عوضی!
«پاکیزگی» دامن جمهوری خواهی از آلودگی به ائتلاف با سلطنت طلبان نقطه ای است که راست جمهوری خواهی را با چپ آن هم صدا کرده است.
با مراجعه به متن فراخوان هیچ جا نمی توان دعوت به چنین ائتلافی را یافت. دست کم بخش مهمی از امضاکنندگان اولیه فراخوان نیز اعلام کرده اند چنین ائتلافی را مدنظر ندارند. فراخوان رفراندم ملی، در اساس خود اقدامی است علیه استبداد دینی و جمهوری اسلامی و تبدیل کردن آن به موضوع جمهوری – سلطنت، نخستین نتیجه اش این است که خصلت ضد استبدادی و ضدحکومتی این طرح را مخدوش می سازد. اصرار بر ارائه چنین درکی از رفراندم و عمده کردن موضوع ائتلاف خیالی جمهوری خواهی با سلطنت طلبی، دست کم از سوی بخشی از مخالفین، به این دلیل صورت می گیرد تا محتوای دموکراتیک و ضداستبدادی فراخوان رفراندم را تضعیف کند.
کوشش جمهوری خواهان باید این باشد که همه ی جناح ها و گرایشات سیاسی کشور را متقاعد و یا وادار سازند که انتخاب نهایی مردم را در یک شرایط آزادانه بپذیرند و به آن تن دهند. بنابر این به همان میزان که بر تعداد طرفداران حق انتخاب آزادانه مردم افزوده شود، جمهوری خواهی در جامعه ما گسترش یافته و جمهوری خواهان به هدف خود نزدیک تر شده اند. پذیرش حق مردم در تعیین نظام سیاسی کشور، از سوی هر گروه و جناحی چه مشروطه خواه، چه اصلاح طلب اسلامی و چه ملی – مذهبی که صورت گیرد، یک پیروزی برای جمهوری خواهی و جمهوری خواهان است و از آن نباید شرم داشت و نباید هراسید، بلکه باید دیگران را نیز ملزم به آن ساخت.
مرز «ائتلاف» جمهوری خواهان با همه ی نیروهایی که از یک حکومت تماما انتخابی دفاع نمی کنند، در همین نقطه ی آغاز، به پایان می رسد و به عبارت صحیح تر باید به پایان برسد. هیچ ائتلافی میان نیروهای جمهوری خواه و مشروطه طلب از نوع اسلامی و لائیک آن نه جایز و نه اساسا برای برگزاری رفراندم ضروری است. این را می توان پیش بینی کرد که در زمان تحقق انتخابات آزاد یا رفراندم، که مساله امروز نیست – جناح های مختلف سیاسی، به تشکیل ارگان مشترکی برای برگزاری چنیُن انتخاباتی اقدام کنند، اما آن ها چه «ائتلافی» با هم مثلا در مورد تدوین قانون اساسی و ساختارهای نظام آینده کشور می توانند داشته باشند؟
بخشی از جمهوری خواهان با گروهی از مشروطه خواهان، در ضرورت برگزاری همه پرسی در ایران هم صدا شده اند، اما خوب است منتقدین نگاهی به اطراف خود بیاندازند و ببینند که چه کسانی با چنین خواسته ای مخالفت می کنند، انواع جناح های جمهوری اسلامی از محافظه کار و اقتدارگرا و اصلاح طلب میانه و راست و چپ تا سلطنت طلبان افراطی. آن ها این هم صدایی را چطور می خواهند توجیه کنند؟

در عین حال باید به این حقیقت توجه داشت که چه در رفراندم، و یا هر انتخابات آزادی که قرار باشد در کشور ما صورت گیرد، از آن جا که نمی توان و نباید حق نیروهای سیاسی را برای شرکت در چنین انتخابی نفی کرد، قبل از آن که مساله طرد این یا آن گروه در میان باشد، مساله مبارزه برای تامین هژمونی اهمیت خواهد یافت. بسیاری از نگرانی هایی که در هفته های اخیر در مورد انحراف احتمالی حرکت رفراندم به سوی مقصدهای غیردموکراتیک و نیروهای غیردموکراتیک ابراز می شود، واقعی است. اما راه مقابله با این انحرافات احتمالی، نه کنار کشیدن جمهوری خواهان از این حرکت و حرکت های مشابه، بلکه کوشش در جهت تقویت ایده های جمهوری خواهانه و دموکراتیک در آن هاست. روشی که جمهوری خواهان معترض به حضور طیف مشروطه خواه در حرکت رفراندم در پیش گرفته اند، تا به امروز تنها به تضعیف موقعیت جمهوری خواهی در این حرکت منجر شده است و احتمال انحراف از مسیر و مقصد اصلی را تقویت کرده است.
به آن دسته از جمهوری خواهان که به طوری غیرعادی نگران هستند که فراخوان به همه پرسی برای تعیین نظام سیاسی کشور به رای مردم، دامن جمهوری خواهی را آلوده به مشروطه طلبی سازد، باید یاد آوری کرد: این دامن مدت هاست آلوده شده و آلوده کنندگان آن هم کسانی هستند که امروز دعوت به پاکدامنی می کنند. این طیف از جمهوری خواهان؛ تا به امروز فراوان؛ پاکیزگی جمهوری خواهی در ایران را با توهمات ائتلاف با مشروطه اسلامی و حکومت دموکراتیک دینی آلوده ساخته اند. در میان کسانی که به بهانه دفاع از پاکیزگی جمهوری خواهی و عدم ائتلاف با سلطنت طلبی با طرح همه پرسی به مخالفت برخاسته اند، بسیاری را می توان دید که در تلاش برای ائتلاف با مشروطه طلبی اسلامی حد و مرزی نشناخته اند. همین امروز هم دست «اتحاد» و «ائتلاف» آن ها به سوی مشروطه خواهان اسلامی – که حتی بهترینشان هنوز حاضر نیستند با ایده ولایت فقیه مخالفت کنند، دراز است. در ایران تنها سلطنت طلبان نیستند که در برابر یک حکومت تماما انتخابی ایستاده اند. «جمهوری خواهان» اسلامی هم هستند که مشروطه ی مذهبی و «ولایت فقیه دموکراتیک» می خواهند و میزان «پای بندی» خود به دموکراسی را این روزها با صدای بلند اعلام می کنند! «جمهوری خواهان»ی که با اصل اساسی جمهوری خواهی یعنی انتخاب حکومت به رای مردم و لائیسیته دشمنی می کنند. آن ها که پرچم مبارزه با «ائتلاف» جمهوری خواهی و مشروطه خواهی بلند کرده اند، چرا از آرزوی ائتلاف با این «مشروطه طلبان اسلامی» دل نمی کنند و نگران آلوده شدن دامن جمهوری خواهی خود به مشروطه طلبی آن هم از نوع دینی آن نیستند؟
• برای نجات اصلاح طلبی اسلامی
مخالفت این دسته از جمهوری خواهان با رفراندم و هیاهو بر سر «ائتلاف با سلطنت طلبان» برای حفظ امکان این ائتلاف و نجات این ایده شکست خورده است، که اصلاح حکومت جمهوری اسلامی ممکن است. برخلاف چپ که از نظر سیاسی دلیلی برای مخالفت با ایده ی همه پرسی نمی تواند داشته باشد، راست جمهوری خواهی دلایل عمیق سیاسی برای این مخالفت دارد. زیرا ایده رفراندم از این اصل بنیادین آغاز کرده است، که اصلاح حکومت اسلامی و برقراری دموکراسی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ممکن نیست.
اساس مخالفت راست جمهوری خواهی با فراخوان رفراندم را همین نتیجه گیری اساسی آن تشکیل می دهد. این دسته از منتقدین طرح رفراندم می خواهند جنبش دانشجویی و جوانان در ایران را متقاعد سازند که بسیار چیزها تغییر کرده است و بسیار چیزها تغییر خواهد کرد. استراتژی این دسته از جمهوری خواهان هنوز بر اصلاح حکومت اسلامی متکی است و دلیل واقعی مخالفت آن ها با طرح رفراندم همین استراتژی است که آن ها قصد ندارند آن را کنار بگذارند. اما شگفتار که رهبران اصلاح طلب در ایران، با چه سرعتی رشته ها در این جهت را پنبه می کنند و در مخالفت با جنبش رفراندم، نقاب ها را از چهره کنار می زنند و به فرهنگ و ادبیات پیش از دوم خرداد باز می گردند. برخوردهایی که سران اصلاح طلب در هفته های اخیر با فراخوان رفراندم صورت داده اند، حتما یک بار دیگر جامعه ی ایران را با این پرسش مواجه خواهد ساخت که: اینان قرار بود برای ما دموکراسی به ارمغان بیاورند؟
• امتحان ایدئولوژی!
فراخوان به رفراندم، فراخوانی است برای جلب حمایت مردم ایران به ضرورت برقراری یک رفراندم و نه چیزی بیشتر از آن. در جریان این کوشش، اگر موفق شود، جنبش اصلاح حکومت اسلامی در جامعه ی ایران، جای خود را به جنبش مبارزه با آن خواهد داد. حمایت مردم از چنین فراخوانی یعنی این که: مردم ایران این حکومت را نمی خواهند، اصلاح آن را باور ندارند و از تشکیل یک حکومت دموکراتیک از طریق رفراندم و با رای آزادانه خود پشتیبانی می کنند. در نقطه ای که امروز ایستاده ایم، هر کس ادعایی بیش از این داشته باشد و هر کس از حامیان این فراخوان سیاستی روشن تر از این بخواهد، یا خرده گیر است یا عوام فریب.
آقای محمد قوچانی سردبیر روزنامه شرق جزو این دسته است. ایشان در سرمقاله خود در روزنامه شرق امضاکنندگان اولیه فراخوان را از جمله به دلایل زیر مورد انتقاد قرار داده است:
چه کسى یا چه نهادى برگزارى این رفراندوم را برعهده خواهد گرفت؟، موضوع رفراندوم را چه کسى یا چه نهادى تعیین خواهد کرد؟، چه کسى صلاحیت نویسندگان این پیش نویس یا سند اولیه را براى نمایندگان مطالبات دموکراتیک ملت ایران گواهى کرده است؟ کمیته اقدام براى همه پرسى درباره نسبت نهاد دولت و دین چه طرحى دارد؟ کدام دموکراسى غیردینى در جهان معاصر الگوى نویسندگان اعلامیه است؟
آقای قوچانی به طرح این پرسش ها بسنده نمی کند و حتی خواهان آن است بداند:
کمیته اقدام براى همه پرسى در صورت ایجاد دموکراسى در ایران نسبت به قدرت بى مانند دولت در حوزه اقتصاد چه روشى را پیشنهاد مى کند؟ کمیته اقدام براى همه پرسى درباره حضور اقلیت هاى دینى، مذهبى و فرقه اى در سطح تصمیم گیرى هاى سیاسى چه تصورى دارد؟، کدام مکتب فقهى یا حقوقى بر نظام قانون اساسى اتوپیا حاکم خواهد بود؟، تکلیف اقلیت هاى قومى با مفاهیمى مانند ملت ایران چیست؟…
آیا برای اینکه مردم ایران بگویند این حکومت را نمی خواهند و می خواهند حکومتی به رای خود داشته باشند، لازم به دانستن همه ی این چیزها هست؟ چیزهایی که در واقع برنامه ی احزاب سیاسی کشور برای تشکیل دولت آینده باید باشد؟
برای این که معنای این بهانه جویی ها به خوبی روشن شود؛ بد نیست به خاطر بیاورم همین آقای قوچانی چه موضعی نسبت به انتخابات ریاست جمهوری داشته است؟
وقتی اصلاح طلبان اعلام کردند هدف آن ها در انتخابات ریاست جمهوری آینده این است که رئیس جمهور تدارکچی نباشد و از همین رو کاندیداهای آن ها در دو قطبی که یک سر آن میرحسین موسوی و سر دیگر آن علی اکبر هاشمی رفسنجانی است در نوسان قرار گرفت، کسی از خرده گیران مانند آقای محمد قوچانی، سوال های فوق را در برابر آن ها قرار نداد و نپرسید آخر این چه استراتژی و سیاستی است که رئیس جمهورش هم می تواند میرحسین موسوی باشد و هم علی اکبر هاَشمی رفسنجانی و هم مهدی کروبی؟ ایشان صریحا از ریاست جمهوری آقای موسوی حمایت کرد فقط با این تصور که به اصلاح طلبان فرصت می دهد، دوره ی گذاری را طی کرده و خود را قوام بخشند. وی احتمالا با همین استدلال از ریاست جمهوری کسانی مثل هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی هم حمایت خواهد کرد. موضوع سوالات آقای قوچانی، دست کم در شرایط فعلی، برای خود او هم از اهمیتی برخوردار نیستند. او هم مثل اصلاح طلبان دیگر، می خواهد چوب لای چرخ حرکتی که آغاز شده است، بگذارد.
برای اصلاح طلبان در لحظه ی فعلی فقط مهم است حضور در قدرت در سطحی که ممکن است حفظ شود، حال این حضور با یک رئیس جمهور مکتبی باشد، یا یک رئیس جمهور «پراگماتیک»، چندان تفاوتی ندارد. طرح رفراندم درست به همین دلیل که بازی در میدان اصلاحات را نمی پذیرد و زمینه را برای ایجاد آلترناتیوی در برابر وضع موجود مهیا می سازد، مورد این گونه انتقادات قرار می گیرد. منتقدینی مثل آقای قوچانی می خواهند این جنبش هنوز قدم اول خود را بر نداشته، به موضوعات آخرین قدم، پاسخ بدهد. بیچاره مردمی که استبداد نمی خواهند باید از چه امتحان مکتبی سختی نمره قبولی بگیرند!
• چه چیز ممکن است؟
در سلسله استدلالات مخالفان رفراندم، یک حلقه ی دیگر هم وجود دارد: رفراندم عملی نیست! حیرت انگیز این که در این استدلال، باز راست جمهوری خواهی و چپ تندرو هم صدا شده و با همان شدت اصلاح طلبان حکومتی، این جنبش را «می کوبند»! در همان زمان که سعید حجاریان داستان «هخا» و فورمول «کلیک کلیک بنگ بنگ» را به تمسخر به میان می آورد و جلایی پور دانشجویان را متهم به نادانی می کند، خانمی از طیف راست جمهوری خواهی نیز به یاد می آورد که طرح رفراندم از همان ابتدا او را به یاد «طرح هخا» انداخته بوده است، و آقایی از طیف چپ افراطی مقاله می نویسد و به طنز بر آن نام می گذارد: اینجا را کلیک کنید، رژیم تغییر می کند! شاید مخالفینی که به هواداران طرح رفراندم یادآوری می کنند «اینترنت» و «کامپیوتر» عرصه سرنگونی حکومت اسلامی نیست، فراموش کرده اند چندین بار در همین «عرصه اینترنت» چندین جا را «کلیک» کرده اند تا مثلا خواهان آزادی زندانیان سیاسی شوند و یا به سرکوب در ایران اعتراض کنند…
به نظر نمی رسد هیچ کس در ایران بر این نظر باشد که امروز شرایط برای برقراری رفراندم آماده است. اما پرسش این است که شرایط برای تحقق کدامیک از خواست های دموکراتیک مردم ایران آماده است؟ انتخابات آزاد؟ لغو نظارت استصوابی؟ آزادی مطبوعات و آحزاب؟ اجرای دموکراتیک قانون اساسی فعلی؟!
در وضعیت کنونی و توازن قوای موجود در جامعه، شرایط برای تحقق هیچ کدام از خواست های دموکراتیک مردم در چشم انداز نزدیک، آماده نیست. به همین جهت تاکید می شود که این حکومت اصلاح ناپذیر است. و به همین جهت تاکید می شود که برای تحقق هر کدام از خواسته های ملت، باید فعالیت گسترده ای صورت گیرد، زمینه سازی شود، سازماندهی شود و با فراهم کردن نیروی کافی رژیم به عقب نشانده شود. آن ها که تصور می کنند خواست هایی مثل آزادی احزاب، آزادی مطبوعات و یا تفسیر دموکراتیک از قانون اساسی در وضعیت فعلی امکان پذیر است، نه تنها دلیلی برای اثبات ادعاهای خود ندارند، بلکه یک تجربه ناکام هشت ساله را نیز در کارنامه خود ثبت کرده اند. این نکته را هم باید اضافه کرد که با توجه به این تجربه هشت ساله، به نظر نمی رسد افکار عمومی از هیچ خواسته ای در چارچوب حکومت فعلی و قانون اساسی آن، حمایت کند. شعارهایی که در دوران دوم خرداد بسیار داده شده و هرگز عمل نشده اند، متروک شده اند و شانسی در بسیج دوباره مردم نمی توانند داشته باشند.
با این توصیف، هرگاه با نگاه حداقلی به صحنه سیاست کشور بنگریم، در چشم آنداز نزدیک چه چیز می تواند ممکن باشد؟ اگر جزو آدم های خوش بین باشیم، می توانیم هنوز امیدواری خود را حفظ کنیم که احتمالا کاندیدای جبهه ی مشارکت اسلامی آقای دکتر مصطفی معین از تور نظارت استصوابی شورای نگهبان بگذرد و بنا بر این برای آن که رئیس جمهور تدارکچی نباشد و حکومت یک پارچه نشود، به دفاع از ایشان فعالانه در «کارزار ریاست جمهوری» شرکت کنیم، اگر این نیز «ممکن» نشد، با «واقع گرایی» که لازمه ی «سیاست ورزی» است، به کسی مثل هاشمی رفسنجانی قناعت کنیم.
راست جمهوری خواهی و اصلاح طلبان وقتی با رفراندم مخالفت می کنند، چنین جایگزینی را در نظر دارند. آن ها در همان زمان که شعار پاکیزگی جمهوری خواهی در برابر مشروطه طلبی را مطرح کرده اند، زمینه سازی می کنند تا بار دیگر مردم ایران را به زیر سایه مشروطه خواهی اسلامی دعوت کنند.
چپ جمهوری خواهی که به مخالفت برخاسته است، چه جایگزینی ارایه می دهد؟ سیاست تحریم انتخابات و ادامه ی حاشیه نشینی در سیاست و تکرار شعارهای مبهمی مثل «جمهوری اسلامی نه، جمهوری آری» و دعوت مردم به سازماندهی خود در خیابان ها؟! آیا ما جمهوری خواهان خوبی خواهیم بود هرگاه خود را با این مشغولیات سرگرم سازیم و شعار رفراندم و حق تعیین سرنوشت مردم برای تعیین نظام سیاسی آینده را نیز به آقای رضا پهلوی و یارانشان واگذاریم؟

https://akhbar-rooz.com/?p=9077 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x