پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

غروب بود که آمدی – کریم سهرابی

غروب بود که آمدی
ومن همه ی دارایی ام را
در ساک گذاشته بودم
و آماده ی سفر

چیزی برای تقدیم به تو نداشتم
لقمه ای نان و پنیر
و کاسه ای آب
که تو هیچکدام را دوست نداشتی

فرشِ قرمز
در بساطِ من راهی نداشت
و غزل های من
در مرام تو ،بی ارزش

آه شیرین ! شیرین !
بارگاهِ خسرو پرویز را
از کجا برایت تهیه کنم
من که تمامِ عُمر
جز این دفترِ نا قابل
چیزی در بساط نداشته ام

در محفلی که از شعرِ بیدل
بی تفاوت می گذرند
شاعر شدنِ من هم
بی ارزش ترین کالای زندگی است

امّا باور کُن
تا پیش از دیدن تو
معنای عشق را
به  این  روانی
نفهمیده بودم

کریم سهرابی

https://akhbar-rooz.com/?p=103024 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x