به کجا چنین شتابان؟ – دکتر هاشم موسوی

برنامه ريزي و اجراي اين امور، مسلماً از عهده مسئولين امروزين ما كه اينهمه نابساماني را ايجاد كرده اند ساخته نيست و مي بايست با توسل به خرد جمعي، راه حل را يافت و به اجرا درآورد. براي برون رفت از اين مشكلات و كلاف سردرگم، بايد با برگزاري سمينارهايي، از همه دانشمندان ايراني مقيم خارج و داخل...

برنامه ریزی و اجرای این امور، مسلماً از عهده مسئولین امروزین ما که اینهمه نابسامانی را ایجاد کرده اند ساخته نیست و می بایست با توسل به خرد جمعی، راه حل را یافت و به اجرا درآورد. برای برون رفت از این مشکلات و کلاف سردرگم، باید با برگزاری سمینارهایی، از همه دانشمندان ایرانی مقیم خارج و داخل و حتی دانشمندان خارجی بهره برد و سپس نتایج را کسب نمود و به اجرا گام نهاد

  هجوم لشگر کرونا، همچنان در سراسر جهان کشتار می کند. جهان سرمایه داری در مبارزه با این تهاجم، عاجز و درمانده شده است.

درحالیکه سران سرمایه های جهانی، خود را در هسته های لایه به لایه محصور کرده تا از این هجوم بی امان در امان بمانند و تیم های ویژه پزشکی با همه امکانات، به خدمتگزاری آنان مشغولند تا از بهترین امکانات پیشگیری و درمانی بهره مند گردند، طبقات فرودست از کارگر و کشاورز، کسبه و کارمند و به خصوص، طیف وسیع خدمتگزاران درمان، از پزشک و پرستار گرفته تا بخش های دیگر خدماتی، همه در معرض مرگ قرار دارند.

 آمار هولناک آلودگی و مرگ و میر این عزیزان که در خدمت مداوای توده مردم می باشند بسیار دردناک و امروز به بیش از ۷۰۰ نفر رسیده است. سیاست های سرمایه داری نمی خواهد به استفاده معقولانه از امکانات خود دست زده و گوشه ای از حقوق مردم را به آنها بازگرداند.

کاهش تخت های بیمارستانی در کل کشورهای دنیا و حتی در کشورهای قبلاً سوسیالیست همچون روسیه و اوکراین و کشورهای اقماری دیگر و بلوک شهر که بعضاً بیش از دو برابر امکانات را برای چنین روزهایی ذخیره داشتند و عدم کارایی کارخانه جات صنایع وابسته، جهان را در یک نابسامانی و ناکارآمدی درمقابله با این بیماری مواجه ساخته است. این نابسامانی خاص کشور ما نیست و حتی در کشورهای به اصطلاح مهد دموکراسی جهان یعنی هند و آمریکا نیز مشاهده می شود. معدودند کشورهایی که با سیستم های باقیمانده از رژیم های سوسیالیستی و نیمه سوسیالیستی و یا سرمایه داری از نوع دولت رفاه، توانسته باشند تا حدی بر مشکلات غلبه کرده و از میزان مرگ و میر ملت خود بکاهند. از جمله چین، کوبا، ویتنام و کشورهای اسکاندیناوی و یا استرالیا.

 اما امروز بحث خود داریم. با میهن خودمان چه کرده ایم که اینگونه در باتلاق ناکارآمدی خویش به گل مانده ایم. آیا واقعا از همه امکانات و توان فکری، تخصصی و مادی خود بهره گرفته ایم؟ آیا تیم های مدیریتی ما در مواجهه با این بحران درست عمل کرده اند؟ و اگر نه چرا؟ و چه عواملی بازدارنده بوده اند؟ چه شد که تا این حد جا مانده ایم؟ بسیاری از کشورهای حتی در مقدورات معادل ما چرا این چنین دچار بحران نشده اند؟ چرا ما از همه امکانات فکری و مادی خود بهره نمی گیریم؟ چرا مسئولین ستاد کرونای ما همیشه از وحشت موضع گیری ها، ماه ها این پا و آن پا می کنند؟‌ چرا آقای دکتر زالی پس از ماه ها ، مآلاً از عذاب وجدان به فغان درآمده؟ چرا کارخانه جات تولید اکسیژن ما در انحصار نورچشمی هاست؟ و آتش به اختیار، قیمت آن را به چند برابر افزایش داده و به هرکجا که بخواهند صادر می کنند تا ارزش خود را به دلار دریافت دارند. چرا بیمارستان های ما تا این حد در کمبود اکسیژن گرفتار آمده و بیماران کرونایی را درمحدودیت قرار دهند؟ آیا ساخت چنین کارخانه جاتی هم نیاز به تکنولوژی حتما خارجی و آمریکایی دارد؟ آیا این کمبود، نتیجه بی کفایتی مدیران ما نیست؟ آیا این هم به تحریم ارتباطی داشت؟ چرا حتی در جبهه نجات هموطنان، تا این حد، خودی و غیرخودی داریم؟‌ چرا در این آتش که همه ما را همه جانبه فرا گرفته است، تا این حد در انحصار گرفتار آمده ایم و کسی را اجازه سخن نیست؟ بیاییم تا هنوز دیر نشده  نظرات همه را لااقل بشنویم و بعد نپذیریم.

مسئولین ما همچنان از کثرت جمعیت حمایت می کنند، غافل از آنکه ما یکباره و ندانسته به دوبرابر افزایش یافته ایم. جمعیت دیروز ۴۰میلیونی ما، حالا سر از ۸۰ درآورده است. آیا امکانات ما هم، دوبرابر افزایش داشته و یا برعکس، حتی از نصف هم کمتر شده است؟ ما با وحشت پیر شدن جامعه مان، زوج های جوان را به فرزند آوری بیشتر تشویق کرده و جایزه می گذاریم تا نوزادی دیگر، به جهنمی اجتناب ناپذیر، پای گذارد؛ درحالیکه برای زندگانی امروزین مان نه کار، نه آب، نه نان، نه هوا و نه گاز و نه مرغ و تخم مرغ و نه سرپناه داریم و بعد برای گرسنگان و بی سرپناهان مان و بیکاران نیامده فردا، نوید زندگی بهتر می دهیم. واقعاً ما با کدامین محاسبه هایمان چنین بی محابا و گستاخ، طرح و برنامه فرزند بیشتر و زندگی بهتر می بندیم؟!

آیا بیش از ۲۰ میلیون بیکار و معتاد و در به در و گرسنه پیش رویمان نیستند؟ ما با کدامین چشمان بینا آینده نگر شده ایم؟

آیا آمار صعودی خودکشی هایمان که حتی به دانشجویان پزشکی و فارغ التحصیلانمان هم رسیده و وضعیت نابسامان درمان و دارو و مرگ و میر بیش از حد ناشی ازکوتاهی های همه جانبه مان، بستری بیماران در کف سالن ها و حیاط بیمارستان ها و حتی ماشین ها و انباشت جنازه هایمان در گورستان ها پیش رویمان نیستند؟

ما با وجود اینهمه دانشمند روشنفکر و متعهد، گروگان چه هستیم؟ چرا تا بدین حد، درمانده و وامانده شده ایم؟ آنهمه جوان شجاع که برای یک وجب این آب و خاک، جان دادند و شرف ندادند، امروز کجایند تا با همتی دیگر، ایران ما را دوباره بسازند. آیا همه آنها جانفشان سرمایه شده اند؟

متأسفانه مسئولین درمانی ما از وحشت عیان شدن ناکارآمدی هایشان، از ابتدا به رویکرد انکار دخیل بستند. در مقابل قرنطینه ها مقاومت کردیم و به رمال ها و دعانویسان پناه بردیم. قرنطینه کشور چین و ایالت ووهان را به سخره گرفتیم و بسیاری اطلاعات را دروغ خواندیم و واکسن ها را تحریم کردیم و حتی از کشورهایی همچون ویتنام، کوبا، استرالیا و … هیچ نیاموختیم. در گیر و دار مرگ و میرها، چپاول هایمان همچنان ادامه یافت. شخصیتی به غایت ناکارآمد و زبون را به مسئولیت بزرگ بهداشت و درمان مملکت گماردیم و او هم توانست به همراه چند خط شعر و مجیز، آمار و ارقام دروغ را به مسئولین بقبولاند.

نگرانیم که جامعه ما پیر شده است و جمعیت جوان، آنچنان نیست که به اداره کشور و سالمندان ما کفایت کند. اما بپذیریم که سالمندان ما نیستند که توسط جوان های بیکار اداره و تامین می شوند، بلکه هنوز همین سالمندان و بازنشستگان ما هستند که با تداوم فعالیت و کارهای یک شیفته و دو شیفته و فروش رمق نمانده از جسم و جان فرسوده در بازار کار، به تامین زندگی جوانان مشغولند. جوان هایی که از فرط بیکاری، به سرگردانی دچارند و شکسته، و تازه اگر کاری هم بیابند، این حقوق زیر خط فقر، هزینه کدام بخش از زندگی شان را تأمین خواهد کرد؟ این جوان ها جایگاه کدام نقاهتگاه ها، استراحت گاه ها و خانه های سالمندان ما را تأمین خواهند کرد تا کمکی به والدین خود شوند. ما از کدام برنامه جوان سازی جامعه مان سخن می گوییم؟ مگر ما تحصن ها و اعتراضات بازنشستگان و معلمین مان را نمی بینیم؟‌ اینهمه فریاد و فغان برای چیست؟ آیا جز به خاطر تامین معاش زندگی است؟ اگر امروز فرزندان عصای کمکشان بودند، آیا اینهمه افراد مسن به خیابان ها می آمدند تا جوانان دیگری در لباس نیروهای ضداغتشاش و گارد، با باتوم و مشت و لگد به جانشان افتند و تار و مارشان کنند؟

امروز باید به خود آییم و نه تنها برای رهایی از بحران کرونا، بلکه همه بحران های کشوری که متعلق به همه ماست و نه تنها متعلق به بخش کوچکی که ملت و مملکت را فقط از آن خود می داند، از همه توان فکری و مادی ایرانیان بهره برده و راه علاج را به همت همه بیابیم و تنها به بخش کوچکی به نام دست چهارمی ها موکول ننمائیم. ما علاوه بر آنهمه دانشمند و نیروی کارآمد، چه در خارج و یا داخل کشورکه به عنوان غیرخودی منظور می داریم و از همه مسئولیت های بزرگ و کوچک محرومند و به عنوان شهروندان درجه دو و یا سه محسوب می گردند، حتی با به قدرت رسیدن یکی از جناحین محافظه کار و یا اصلاح طلب، دسته مخالف را از هرگونه مشارکتی در امور حذف می کنیم و در اصل، جریان کوچکی، همان یک چهارمی ها، در رأس مدیریت کشور قرار می گیرند. این مشکل در بحران کرونا گریبان گیر ما گردیده و با چنین اعمال سلیقه ای طبیعی است که با کمبود شدید نیروهای متخصص واقعی مواجه باشیم و تنها از متخصصین سهمیه ای و مهردار برخوردار بمانیم.

به هرحال در شرایط فعلی، تا دستیابی به واکسن های قطعی و یا داروهای درمانی بیماری کرونا، دو اقدام عاجل پیش روی ما است.

اول واکسیناسیون؛ که متأسفانه با خودتحریمی ها و تأخیر در واکسیناسیون و به امید ساخت واکسن داخلی، دچار یک عقب ماندگی جدی شدیم که یکی از بزرگترین عوامل مرگ و میر مردم ما شد. خودبزرگ بینی ها و خودشیفتگی های امرای قوم،  همه را در یک باتلاق مرگ آور فرو برد و فریاد مردم و متخصصین به گوش کسی نرسید. متأسفانه گویا هنوز هیچ یک از مسئولین، با این خطای بزرگ هم به باور جدی نرسیده اند. تجربه سایر کشورها در زمینه واکسیناسیون و مهار کرونا که می بایست پیش روی ما باشد، به چشم ما نیامد. در همه کشورهای اروپایی و به خصوص اسکاندیناوی و حتی هندوستان، تأثیر سرعت واکسیناسیون کاملاً محسوس بود. در هندوستان که مرگ و میر ناشی از بیماری، باعث مرگ ده ها هزار نفر در خیابان ها بود، و روزانه مسلماً با تخفیف، حداقل پنج هزار مرگ و میر اعلام می شد، با سرعت تولید و همچنین ممنوعیت خروج واکسن از کارخانه جات تولیدی، این آمار به یک دهم، یعنی پانصد نفر کاهش یافت. اما در کشور ما، به جای سرعت در واکسیناسیون، همچنان در یک عقب ماندگی، آن هم به امید تولید  واکسن داخلی برکت که هنوز تأییدیه سازمان های معتبر بین المللی را دریافت نکرده، مواجهیم.

آمار واکسیناسیون ما از روزانه ده هزار تا چهارصدهزار متغیر بوده است. با این وجود، تا کنون بیش از ۶ تا ۷ میلیون از هم میهنان ما واکسینه نشده اند که در مقابل جمعیت هشتاد میلیونی رقم قابل ملاحظه ای نیست. از این رو، باید به طور جدی در واردات واکسن های معتبر همت کنیم.

گام بعدی جداسازی مردم است، که هرگز مورد باور مسئولین ما واقع نشد. نمونه آن را در انتخابات ها، برگزاری مراسم و جشن ها، عزاداری ها، راهپیمایی ها، زیارتگاه ها و همچنین برگزاری امتحانات و کنکور مشاهده کردیم و اتفاقاً همیشه اوج پیک های بیماری ما، در همین مقاطع رخ داد.

تعطیلی های طولانی مدت و اعمال قرنطینه در تمام جهان، از اقدامات بسیار کارساز بوده است که آن را در چین، ویتنام، کوبا و استرالیا شاهدیم. آیا واقعاً می بایست آمار مرگ و میر ما حتی از کشورهای همسایه ای چون پاکستان و ترکیه و عربستان و قطر و طالبان و یا سایر کشورها بیشتر می بود؟‌

در اعمال قرنطینه ها و تعطیلی ها، مشکل اصلی، تأمین بودجه های جبرانی برای مردمی است که مسلماً آسیب های جدی به وضعیت اقتصادی شان وارد خواهد شد. هم اکنون در حدود ۷۰-۸۰ درصد کارخانه جات شهرک های صنعتی ما از بحران وضعیت اقتصادی و کمبود مواد اولیه، به تعطیلی و نیمه تعطیلی کشانده شده اند و کارگران بیشماری بیکارگشته اند. میلیون ها دانش آموز و دانشجو، با دورکاری، از تحصیل باز مانده اند و مسلماً به طبقات فرودست و کارگران و کشاورزان آسیب های جدی وارد شده و خواهد شد و لازم است دولت به اقدامات حمایتی عاجل دست زند که می تواند به طور خلاصه شامل موارد زیر باشد:

  1. بخشودگی کلیه وام های کشاورزی که معمولاً ارقام محدود و مشخصی دارند و این در شرایطی است که کشاورزان به خاطر افزایش قیمت بذر، کود و سم و هزینه های شخم و برداشت و قطعی برق و کمبود آب، در تنگنای جدی می باشند.
  2. حذف بهره های بانکی و به تعویق انداختن پرداخت اقساط دیگر وام ها به پس از بحران کرونا.
  3. بخشش های مالیاتی از حقوق کارگران و کارمندان و تعدیل مالیاتی سایر مشاغل و تعویق پرداخت تا پس از بحران.
  4. افزایش یارانه ها در حدی که بتواند جبران بیمه بیکاری و امرار معاش اقشار ضعیف جامعه را بنماید.
  5. منع افزایش اجاره بهاء اماکن تجاری و مسکونی.
  6. لغو احکام تخلیه اماکن اجاره ای توسط قوه قضائیه تا پایان بحران.
  7. رایگان نمودن هزینه های آب، برق و گاز جهت طبقات ضعیف، همانگونه که امام خمینی در ابتدای انقلاب وعده داده بودند.
  8. ۸. لغو ممنوعیت واردات دارو و واکسن و لوازم پزشکی از همه کشورهای جهان از سوی ما.
  9. باتوجه به ازدحام شدید پادگان ها و آرامش فعلی مرزها، تعداد نظامیان مقیم آن اماکن را به حداقل رسانده تا از شیوع کرونا جلوگیری شود.
  10. تا حد امکان، به کاهش محکومیت زندانیان اقدام نموده و یا، با اخذ تضمین ها و تعهدات، احکام زندان به مرخصی و حبس های تعلیقی تغییر داده شوند.

برنامه ریزی و اجرای این امور، مسلماً از عهده مسئولین امروزین ما که اینهمه نابسامانی را ایجاد کرده اند ساخته نیست و می بایست با توسل به خرد جمعی، راه حل را یافت و به اجرا درآورد. برای برون رفت از این مشکلات و کلاف سردرگم، باید با برگزاری سمینارهایی، از همه دانشمندان ایرانی مقیم خارج و داخل و حتی دانشمندان خارجی بهره برد و سپس نتایج را کسب نمود و به اجرا گام نهاد. به امید روزی که دلسوزان واقعی را رخصتی برای چنین امری باشد؛ درغیراینصورت ما هرروز بیش از گذشته، در باتلاق بی خردی و ناکارآمدی فرو خواهیم رفت و بیش از پیش، شاهد مرگ و میر هموطنان عزیز و فرزندان خود خواهیم بود.

دکترهاشم موسوی

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=124473 لينک کوتاه

2.3 3 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest

2 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
رضا توکلی
رضا توکلی
دوشنبه, ۸ شهریور, ۱۴۰۰ ۱۷:۱۷

درود بر دکتر موسوی . میشود پزشک بود و در زندگی اثربخش ای داشت و بعد از حتی بازنشستگی باز هم خود را مسول دانست . خرد جمعی . مدیریت مشارکتی و اتخاذ روش های مدیریتی در راستای خروج از بحران با نگاه توسعه ای . عوامل انسانی مهمترین عامل هستند و با مدیریت مناسب و ترکیب عوامل انسانی با عوامل مادی . بدون شعار و عملگرایی .یقینا پاسخگو خواهد بود . البته با برنامه های منطقی و قابل اجرا .انشالله

نیره
نیره
سه شنبه, ۹ شهریور, ۱۴۰۰ ۱۶:۲۶

مقاله جامع ودقیق شما پزشک انساندوست ومتعهد حاوی موضوعات مهم وقابل توجهی برای پیشگیری ازنابودی کامل کشور است .کاش مسولان کشور هرچه زودتر هشیار شوند ورسیدگی کنند. تندرست باشید

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
2
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More