جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

به نیکخواهِ جوانان (سروده ای منتشر نشده) – اسماعیل خویی

چه آفتابِ نزاری! نگاه کن: دارد،

به جای نور، ز چشم اش هراس می بارد!

ز گُرگتازِ بسیج است جان به در بُرده:

ز پاره ابرِ سیه روسری به سر دارد!

وَ سوگوارِ جوانانِ ماست، بُغض آلود:

که، در خموشی ی ترسان، نهفته می زارد.

ـ: «کنید، لازم اگرگشت، دین فدای نظام!»

وصی بگفت و ولی رای او به جای آرد!

حکومتی ست که خونریزتر ز چنگیز است؛

وَ کس ز ناخودیان را بشر نینگارد!

وَ می تواند، اگر خواست یا روا دانست،

تنی از این همه بر جای زنده نگذارد!

به پشّه نیز دهد حقِ زندگی، امّا

تو را، خودی چونه ای، پشّه نیز نشمارد!

عجب مدار، بدینسان، اگر که خامنه ای

به قتلِ عامِ جوانان سپاه بگمارد!

به چنگِ غولِ بیابان چه می کند آن کاو،

به زندگی مَگًسی را ز خود نیازارد؟

مگر که ابله یا مرگجویِ خود باشد

که غول را ز خشونت بری بپندارد!

طبیعتِ همه گون جانور چنین باشد

که، تا تواند، خود را به مرگ نسپارد.

وَ دیگری اگرش راه بر نَفَس بندد،

به چنگِ خویشتن، او هم گلوش بفشارد.

به نیکخواهِ جوانان بگو که بس کند و

جوان کُشانِ ولی را ز ما نینگارد!

قیام چون ز خشونت به دور می ماند:

چو حاکمّیت چل سال تُخمِ کین کارد؟!

قیام تانک و مُسلسل شکست خواهد داد:

ز خصم تانک و مُسلسل اگر به چنگ آرد.

طرف سلاح بیندازد و فرار کند:

ببیند ار که بر او هم گلوله می بارد!

وَ، پیش از آن که دَمَد کین، به شکلِ خیزشِ خلق،

سزد که نسلِ جوان هوشِ خود به کار آرد.

وَ، از نبردِ بی آوا هُنر بیاموزد؛

وَ، از هر اسلحه، تا می شود بینبارد.

چهاردهم آذرماه ۱۳۹۸،

بیدرکجای لندن

https://akhbar-rooz.com/?p=126884 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x