یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

جنگ اوکراین؛ پنج دلیل برای اینکه چرا جنوب جهان طرف غرب را نمی گیرد – مانتلی ریویو آنلاین، برگردان: علی اورنگ

برای رهبران فکری در غرب درک این که دو سوم جمعیت جهان حاضر به حمایت از غرب در این جنگ نیستند قابل درک نیست. اما، من معتقدم که پنج دلیل برای اینکه چرا جنوب جهان طرف غرب را نمی گیرد وجود دارد. این دلایل را در این مقاله کوتاه مطرح می کنم

در اکتبر۲۰۲۲، حدود هشت ماه بعد از شروع جنگ در اوکراین، دانشگاه کمبریج در انگلستان نظرسنجی هایی را هماهنگ کرد که از اهالی ۱۳۷ کشور دیدگاهشان را  در مورد غرب، روسیه، و چین پرسید. یافته های این نظرسنجی ها در این پژوهش ترکیبی۱ نیاز به یک تامل جدی دارد.

• از ۶.۳ میلیارد نفری که در خارج از غرب زندگی می کنند، ۶۶ درصد به روسیه و ۷۰ درصد به چین نظر مثبت دارند.

• ۷۵ درصد پاسخ دهندگان در آفریقای جنوبی، ۶۸ درصد در آفریقای فرانسوی زبان، و ۶۲ درصد در جنوب شرقی آسیا اظهار کردند که به روسیه نظر مثبت دارند.

• افکار عمومی در عربستان سعودی، مالزیا، هندوستان، پاکستان و ویتنام نسبت به روسیه مثبت باقی مانده است.

این یافته ها باعث تعجب و حتی عصبانیت در غرب شده است. برای رهبران فکری در غرب درک این که دو سوم جمعیت جهان حاضر به حمایت از غرب در این جنگ نیستند قابل درک نیست. اما، من معتقدم که پنج دلیل برای اینکه چرا جنوب جهان طرف غرب را نمی گیرد وجود دارد. این دلایل را در این مقاله کوتاه مطرح می کنم.

۱. جنوب جهان معتقد نیست که غرب مسائلش را می فهمد یا با آنها احساس همدردی می کند.

وزیر خارجه هندوستان، اس جی شناکار، در مصاحبه اخیر آن را به طور موجز و مختصر خلاصه کرد: “اروپا از این ذهنیت که مسئله اروپا مسئله جهان است، اما مسئله جهان مسئله اروپا نیست، باید بیرون بیاید.” کشورهای در حال توسعه مواجه با چالش های زیادی هستند: عواقب پاندمی، هزینه بالای بدهی ها، و بحران زیست محیطی که محیط زیست شان را ویران کرده است، مصیبت فقر، کمبود غذا، و خشکسالی ها، و هزینه بالای انرژی. با این وجود، غرب به جز حرف های توخالی در باره مسائل کشورهای درحال توسعه کار دیگری نکرده است، حتی وقتی که اصرار دارد که جنوب جهان به تحریم ها بر علیه روسیه به پیوندد. 

پاندمی کووید بهترین مثال است. علیرغم درخواست های مکرر جنوب جهان برای شراکت مالکیت معنوی (intellectual property) واکسن ها با هدف نجات جان انسان ها، هیچ کشور غربی مایل به انجام آن نشد. آفریقا هنوز پایین ترین درصد واکسیناسیون را در بین همه قاره های جهان را دارا می باشد. ملل آفریقایی ظرفیت تولید واکسن را دارند، اما بدون مالکیت معنوی، آنها به واردات آن وابسته باقی می مانند.

ولی کمک مورد نیاز برای آفریقا از روسیه و چین رسید. الجزایر برنامه واکسیناسیون خود را در ژانویه ۲۰۲۱ بعد از دریافت اولین محموله واکسن اسپوتنیک وی روس  شروع کرد. مصر بعد از دریافت واکسن سینو فارم چین  حدودا همان زمان برنامه واکسیناسیون اش را شروع کرد، در حالی که آفریقای جنوبی یک میلیون دوز آسترازنکا از موسسه سروم هند دریافت کرد. در آرژانتین، اسپوتنیک تبدیل به ستون فقرات برنامه واکسن در سطح کشور شد. همه این این اتفاقات در حالی به وقوع می پیوست که غرب با استفاده از منابع مالی اش میلیون ها دوز واکسن را پیش خرید کرده، و بعد آنهایی را که تاریخ مصرفشان سپری می شد، نابود می کرد. پیغام این نوع رفتار به جنوب جهان روشن بود-پاندمی در کشورهای شما مسئله خودتان است، نه ما.

۲. تاریخ اهمیت دارد: در خلال استعمار و بعد از استقلال، کی در کجا ایستاد؟

خیلی از کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا، و آسیا جنگ اوکراین را از زاویه متفاوتی می بینند. آنها شاهد هستند که قدرت های استعماری سابق با عنوان متحدین غربی یکبار دیگر خود را سازمان داده اند. این اتحاد-عمدتا، اعضای اتحادیه اروپا و ناتو یا متحدین نزدیک آمریکا در منطقه آسیا و اقیانوسیه-کشورهایی را شامل می شود که روسیه را تحریم کرده اند. در مقابل آن، خیلی از کشورهای آسیایی، و تقریبا همه کشورهای خاورمیانه، آفریقا، و آمریکای لاتین، تلاش کرده اند که رابطه متعادل را با روسیه و غرب حفظ کنند، و در حالی که از تحریم ها فاصله گرفته اند. آیا این نوع برخورد می تواند به این علت باشد که آنها تاریخ شأن را در رابطه با سیاست های استعماری به یاد دارند، و ضربه روحی (تروما) که با آن هنوز زندگی می کنند، اما غرب آن را عمدتا فراموش کرده است؟

نلسون ماندلا اغلب می گفت که حمایت شوروی، هم اخلاقی و هم مادی، بود که به مردم آفریقای جنوبی الهام بخشید تا رژیم آپارتاید را سرنگون کنند. به همین علت، بسیاری از کشورهای آفریقایی نسبت به روسیه نظر مساعدی دارند. و وقتی که این کشورها به استقلال دست یافتند، این شوروی بود که علیرغم منابع محدودش از آنها حمایت کرد. سد آسوان مصر، که در ۱۹۷۱ تکمیل شد، بوسیله موسسه پروژه هایدرو در مسکو طراحی و عمدتا به وسیله شوروی تامین مالی شد. کارخانه فولاد بیلای، یکی از بزرگترین پروژه های زیرساختی در هندوستان مستقل جدید، به وسیله شوروی در سال ۱۹۵۹ ساخته شد.

کشورهای دیگر همچنین از حمایت سیاسی و اقتصادی شوروی سابق بهره مند شدند، شامل غنا، مالی، سودان، آنگولا، بنین، اتیوپی، اوگاندا، و موزامبیک. در ۱۸ فوریه ۲۰۲۳، در کنفرانس اتحادیه اروپا در آدیس آبا، اتیوپی، وزیر امور خارجه اوگاندا، حاجی اودونگو، گفت: “ما را به استعمار کشاندند و ما استکبارگران را بخشیدیم. حالا استعمارگران از ما می خواهند که دشمن روسیه بشویم، روسیه ای که هرگز ما را مستعمره خود نکرده است. آیا این قابل قبول است؟ نه، برای ما قابل قبول نیست. دشمنان آنها دشمنان خودشان است. دوستان ما دوستان خود ما هستند.”

به درست یا غلط، بسیاری از کشورهای جنوب جهان  روسیه امروز را جانشین شوروی سابق می دانند. کمک های شوروی را با اشتیاق به خاطر دارند، و آنها حالا روسیه را به شکلی ویژه و مطلوب می بینند. با توجه به تاریخ دردناک استعمار، آیا می توان آنها را مقصر دانست؟

۳. جنوب جهان جنگ اوکراین را عمدتا در رابطه با آینده اروپا می بیند تا اینکه کل جهان.

تاریخ جنگ سرد به کشورهای درحال توسعه یاد داده است که درگیر شدن در مشاجرات های قدرت های بزرگ ریسک های عظیم با منفعت و یا پاداش ناچیز به همراه دارد. درنتیجه، آنها جنگ نیابتی اوکراین را بیشتر جنگی برای امنیت آینده اروپا می بینند تا برای آینده کل جهان. از دیدگاه جنوب جهان، جنگ اوکراین به نظر می رسد که انحراف از مسائل جدی جنوب جهان است. این مسائل شامل هزینه بالای سوخت، افزایش هزینه مواد غذایی، و تورم بیشتر، می باشد که  تحریم های غرب بر علیه روسیه همگی آنها را تشدید کرده است.

یک نظرسنجی که اخیرا انرژی طبیعت (Nature Energy) آن را منتشر کرد، اظهار کرد که در سال گذشته بیش از ۱۴۰ میلیون نفر به خاطر بالا رفتن هزینه انرژی به فقر مطلق سوق داده خواهند شد. هزینه بالای انرژی نه تنها تاثیر مستقیم در صورتحساب های انرژی دارد، بلکه هزینه زنجیره های عرضه و در نهایت کالاهای مصرفی (شامل مواد غذایی و دیگر ضرورات) را افزایش می دهند. این تورم همه جانبه بطور اجتناب ناپذیری به کشورهای در حال توسعه بیشتر از غرب لطمه می زند.

غرب از جنگ اوکراین “تا زمانی که لازم باشد” می تواند حمایت کند. آنها منابع مالی و بازارهای سرمایه را برای اینکار در اختیار دارند، و البته آنها عمیقأ در امنیت آینده اروپا سرمایه گذاری کرده اند. اما جنوب جهان از چنان مزیتی برخوردار نیست، و جنگ برای امنیت آینده اروپا این پتانسیل را دارد که امنیت کل جهان را نابود کند. جنوب جهان نگران این است که غرب در پی مذاکره برای پایان دادن به جنگ نیست، که شروع آن فرصت از دست رفته در دسامبر ۲۰۲۱ بود که روسیه پیشنهادی برای اصلاح معاهدات امنیتی برای اروپا ارائه داد که می توانست از جنگ جلوگیری کند اما غرب آن را رد کرد. مذاکرات صلح آوریل ۲۰۲۲ در استانبول همچنین به وسیله غرب رد شد که تا حدی برای “تضعیف کردن” روسیه بود. حالا، کل جهان-به ویژه جهان در حال توسعه-در حال دادن هزینه برای تهاجمی می باشد که رسانه های غربی دوست دارند آن را “بدون دلیل” خطاب کنند اما احتمال جلوگیری از آن وجود داشت، و جنوب جهان همیشه آن را یک مناقشه منطقه ای به جای جهانی دیده است.

۴. آمریکا دیگر تسلط بر اقتصاد جهان را ندارد یا غرب دیگر آن را رهبری نمی کند. جنوب جهان انتخاب های دیگری دارد. 

چندین کشور جنوب جهان به طور روزافزونی آینده خود را در گرو کشورهایی می بینند که دیگر در حوزه نفوذ غرب نیستند. اینکه آیا این دیدگاه انعکاسی است از یک درک درست از تغییر در تعادل قدرت یا آرزوی معتقدان به آن، بخشی از آن سوال بر مبنای مشاهده و تجربه است، بنابراین اجازه دهید نظری به آمار و ارقام بیندازیم.

سهم آمریکا از تولیدات جهانی در سال ۱۹۹۱ از ۲۱ در صد به ۱۵ درصد در سال ۲۰۲۱ کاهش پیدا کرد، در حالی که سهم چین از ۴ درصد به ۱۹ درصد افزایش یافت. چین بزرگترین شریک تجارتی برای بیشتر جهان است، و تولید ناخالص ملی اش از لحاظ برابری قدرت خرید از آمریکا پیشی گرفته است. مجموع تولید ناخالص ملی بریکس (برزیل، روسیه، چین، هندوستان، و آفریقای جنوبی) در سال ۲۰۲۱ ۴۲ تریلیون دلار بود، در مقایسه با ۴۱ تریلیون دلار گروه هفت (جی ۷) تحت رهبری آمریکا. جمعیت ۳.۲ میلیارد نفری آنها بیش از ۴.۵ برابر کل جمعیت کشورهای گروه هفت با ۷۰۰ میلیون نفر است.

کشور های بریکس نه تنها تحریمی بر روسیه تحمیل نمی کنند بلکه اسلحه ای هم در اختیار طرف مقابل نمی گذارند. روسیه یکی از بزرگترین عرضه کننده انرژی و غلات غذایی برای جنوب جهان می باشد، در حالی که ابتکار کمربند و جاده چین عرضه کننده اصلی پروژه های مالی و زیرساختاری برای جنوب جهان مانده است. وقتی که موضوع تامین مالی، غذا، انرژی، و زیرساخت باشد، جنوب جهان باید بیشتر از غرب به چین و روسیه اتکا کند. جنوب جهان همچنین گسترش سازمان همکاری شانگهای را می بیند، کشورهای بیشتری می خواهند به بریکس ملحق شوند، و بعضی از کشورها حالا با ارزهایی داد و ستد می کنند که آنها را از دلار، یورو، یا غرب دور می کند. در این میان، بعضی از کشورها در اروپا به خاطر هزینه های بالای انرژی با خطر صنعت زدایی مواجه اند. این یک آسیب پذیری اقتصادی را در غرب آشکار می کند که قبل از جنگ مشهود نبود. کشورهای در حال توسعه با توجه به مسئولیت شان در حفظ منافع مردم خودشان، آیا عجیب است که آینده خود را بیشتر و بیشتر در رابطه با کشورهایی که خارج از حوزه غرب هستند ببینند؟

۵. “نظم جهانی مبتنی بر قانون” اعتبار خود را از دست می دهد و درحال زوال است.  

خودستایی از “نظم جهانی مبتنی بر قانون” خاکریز لیبرالیسم پسا-جنگ جهانی دوم است، اما بسیاری از کشورهای جنوب جهان آن را ساخته غرب می دانند که بطور یکجاتبه به دیگر کشورها تحمیل شده است. کشورهای غیر غربی بسیار محدودی به این نظم جهانی ملحق شده اند. جنوب جهان با نظم مبتنی بر قانون مخالف نیست، اما مخالفتش با محتوای این مقررات که بوسیله غرب بوجود آمده است می باشد.

اما فرد باید بپرسد که، آیا حتی نظم جهانی مبتنی بر قانون شامل غرب هم می شود؟

برای چندین دهه، خیلی ها در جهان سوم دیده اند که غرب خواسته خود را بدون توجه زیادی به قوانین به پیش برده است. غرب به چندین کشور عمدتا بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل حمله کرد. این کشورها شامل یوگسلاوی سابق، عراق، افغانستان، لیبی، و سوریه می باشند. تحت چه “قوانینی” این کشورها و دیگران مورد تهاجم قرار گرفتند یا نابود شدند؟ جولیان آسانژ در زندان پریشان و پژمرده شده است و ادوارد اسنودن در تبعید بسر می برد، بهای سنگینی که هر دو به خاطر داشتن شهامت  در افشای حقایق در پشت این اعمال و اعمال شبیه به آن پرداخته اند.

حتی امروز، تحریم های تحمیل شده بر بیش از چهل کشور به وسیله غرب سختی و عذاب  قابل ملاحظه ای را به مردم تحمیل می کند. تحت چه قانون بین المللی یا “نظم جهانی مبتنی بر قانون” غرب با استفاده از قدرت اقتصادی اش این تحریم ها را تحمیل کرد؟ چرا دارایی های افغانستان هنوز در بانک های غربی بلوکه می باشد در حالی که کشور مواجه با گرسنگی و قحطی است؟ چرا هنوز طلای ونزوئلا در انگلستان گروگان گرفته شده است در حالی که مردم ونزوئلا به سختی امرار معاش می کنند؟ واکر افشاگری سیمور هرش درست باشد، تحت چه “نظم جهانی مبتنی بر قانون” غرب خط لوله نورد استریم را نابود کرد؟

یک جابجایی پارادایم (paradigm) به نظر می آید که در حال وقوع است. ما در حال حرکت از یک جهانی که غرب بر آن مسلط است به یک جهان چند قطبی هستیم. جنگ اوکراین واگرایی های بین المللی را که محرک این جابجایی است مشهود تر کرده است. بخشی از آن به خاطر تاریخ خودش است، و بخشی دیگر به خاطر واقعیات نوظهور اقتصادی می باشد، جنوب جهان یک جهان چند قطبی را به عنوان پیامد مورد ترجیح اش می بیند، جهانی که صدایش در آن احتمالا بهتر شنیده می شود.

رئیس جمهور کندی سخنرانی اش را در دانشگاه آمریکن  در سال ۱۹۶۳ با این کلمات به پایان رساند: “ما باید سهم خود را در برقراری صلح جهانی ادا کنیم جایی که در آن ضعیفان ایمن وقدرتمندان عادل باید باشند. ما در مقابل آن مسئولیت ناامید (یا درمانده) نیستیم. با اعتماد به نفس و بدون واهمه، ما در راستای استراتژی برای صلح باید به شدت کار کنیم.” استراتژی صلح در ۱۹۶۳ چالشی در مقابل ما بود، و امروز هنوز یک چالش در مقابل ما می باشد. صدای صلح، شامل صدای صلح جنوب جهان، باید شنیده شود.

***

نویسنده ی این مقاله: کریشن مهتا عضو هیئت کمیته آمریکن برای توافق آمریکا روسیه (American Committed for U.S. Russia Accord)، و پژوهشگر ارشد عدالت جهانی در دانشگاه ییل می باشد.         

متن بالا برگردانی از: 

Notes

۱. https://www.bennettinstitute.cam.ac.uk/publications/a-world-divided/

https://akhbar-rooz.com/?p=197698 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

9 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهرداد
مهرداد
1 سال قبل

نکته ای که در مورد مائوئیست های سنتی ایران قابل ارزیابی است نقش مثبتی است که بعد از مشاهده شکست اردوگاه و چرخش چین به سرمایه داری انحصاری در جنبش چپ ایران ایفا کردند. اگر تاریخ توهم گرایی در ایران معاصر بررسی شود پس از افراطیون شیعه. چپ های بلشویک و روسوفیل های سر موضع که از شکست های اردوگاه درس نگرفتند مدال نقره را کسب کردند. نکات تاریک مقاله بالا به شمول چرخش از روس به چینی گرایی ناشی از استیصال صد ساله حضرات است. این شانس را حتی شوروی در مقام دوم جهان از دست داد. روسیه با اقتصاد سیزدهم جهان اگر میتوانست مشکلات خود را حال کند، از ایران ملا زده پهباد نمیگرفت. با همین رویا ها خوش باشید.

حبیب
حبیب
1 سال قبل

طبقات حاکم کشورهای فقیر و توسعه نیافته در ایراد گرفتن از غرب صادق نیستند و فقط می خواهند سهم خودشان را در ایجاد فقر و فلاکت بپوشانند. غرب کامل نیست اما مقصر همه کاستی ها هم نیست. کرم از خود درخت است.

نیک
نیک
1 سال قبل
پاسخ به  حبیب

این حاکمان نه فقط صادق نیستند بلکه از یک سو عدم دشمنی با غرب را برابر نوکری تبلیغ میکنند و از طرفی این تفکر را فرهنگ سازی کرده در جامعه نشر و به باور همگانی تبدیل میکنند که عدم پیشرفت و فلاکت کشور نه حاصل بی لیاقتی ها و چپاولشان که حاصل دشمنی بیگانگان است. متاسفانه کم نیستند کسانی که مرتب از این که خارجی ها و بیگانگان نمیخواهند ما پیشرفت کنیم نالیده و نگاه خود و مردم را از مسوولین واقعی منحرف میکنند. سؤالی که باید در مقابل اینان گذاشت این است که چرا متفقین و غرب پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم در حالی که میتوانستند سه کشور شکست خورده ژاپن, آلمان و ایتالیا را به بیابان تبدیل کنند به آنها اجازه بازسازی و پیشرفت دادند؟ کشور ویتنام که مورد وحشیانه ترین تجاوزات سده اخیر از سوی امریکا قرار گرفت و به روایتی بمب هایی که امریکا بر سر این کشور ریخت از تمامی بمب هایی که در جنگ جهانی دوم در سرتاسر دنیا ریخته شد بیشتر بود چرا و چگونه اجناس و لباس هایش در دپارتمان استور های امریکا بفروش میرسد؟ چون که منافع ملت و کشور خویش را به دشمنی با غرب ترجیح دادند, همین.

مهرداد
مهرداد
1 سال قبل

مقاله یک آرزوی دیرین را کم و بیش به شکل یک پیش بینی بیان میکند که تا کنون وارونه از آب در آماده است. اگر این آرزو یا توهم جدید بود و عمرش امروز به صد سال نرسیده بود، میگفتیم آرزو بر جوانان عیب نیست.

کوهنورد پیر
کوهنورد پیر
1 سال قبل
پاسخ به  مهرداد

داری جایی اسکی میری که رفیقت قبلش رفته.
آدم روی رد اسکی دیگران اسکی نمیکنه، بخوری زمین برفی میشی.

رک زبان
رک زبان
1 سال قبل

ترجمه ای خوب از‌مقاله ای خواندنی.
اما تو گویی گروهبان قندعلی های ناتو حتا از نوروز محرومند و حتا در روزهایی که حتا مرده ها تعطیلند باید برای ارباب دست و ما بزنند.
اما چه فایده؟ با روتد پر سرعت کنونی، بزودی باید در غرب از سطل زباله شیشه جمع کنند.
حتا بین دو صندلی نشینهای چپ نما، باید از‌منبرهای‌مجازی خود پایین آمده، نون بازوی خود را بخورند.
اما کجا؟ در غرب که دیگر کار نیست. بخصوص برای‌کسانیکه عمری به مفتخوری عادت کرده اند!

Asghar
Asghar
1 سال قبل

جهان تک قطبی به رهبری امپریالیسم آمریکایی و نوکرصفتی اتحادیه اروپا در حال افول است فقط متأسفانه ذهنیت جمعی در ایران است که تحت تأثیر جان کندن شبانه روزی رسانه های فارسی زبان همچنان به روس ستیزی و چین ستیزی ادامه می دهند و بازهم متأسفانه روشنفکران داخلی که عمده پایگاه آنان در قشر اصلاح طلب هست به این عدم آگاهی بیش از پیش دامن زده است

نیک
نیک
1 سال قبل
پاسخ به  Asghar

با درود به شما روشنفکر خارجی. از فردای انقلاب اکتبر مارکسیست لنینیست ها در سطح جهانی و بیش از چهل سال است که سخنگویان رژیم در سطح داخلی از افول امپریالیسم آمریکا و نوکران اروپایی آن گفته و دل خود شاد یکی به زور دیکتاتوری پرولتاریا بهشت این جهانی و دیگری به زور مذهب بهشت آن جهانی را وعده داده اند. دنیای عجیبیست. آنکه باخته و غلط بودن مدعیآتش بر همگان روشن شده در حالی که کشتی خودش غرق شده به آنآن که در کشتی دیگری نشسته اند پند و اندرز میدهد که آن کنید که من کردم !! وگرنه کشتی شما همین روز ها غرق میشود!!! 

نیک
نیک
1 سال قبل

نویسنده تمام سعی خود را بکار برده تا باور های خود را مدلل نشان دهد اما غرب ستیزی کور او همچنان که در ایران در میان بخشی از چپ شاهدش بودیم و هستیم نویسنده را دلسوز طالبان کرده تو گویی پول بلوکه افغانستان اگر آزاد شود و به دست طالبان داده شود صرف آسایش مردم افغانستان میشود. نیروهای ملی و مردمی افغانستان میتوانند این پولها را نه فقط آزاد کنند بلکه از طریق تشکیلاتی چون پزشگان بدون مرز با همکاری سازمان ملل با همین طالبان وارد مذاکره شوند و آنان را متقاعد و تشویق کنند تا بتوانند پول های بلوکه افغانستان را صرف واکسیناسیون, بهداشت عمومی, برسی آبهای مشرب و احداث درمانگاه در مناطق دور افتاده و هزاران طرح دیگر که برای طالبان حساسیتی برنمی انگیزد کنند.   

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


9
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x