چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

جنگ اوکراین جنگ بر سر دلار است – ترجمه ی: علی اورنگ

دلار آمریکا یک ‘پول میمون’ (قلابی) است. هیچ پشتوانه ای ندارد. ارزش فعلی دلار آمریکا مطلقا هیچ رابطه  با دارایی های واقعی که باید از آن پشتیبانی کنند ندارد. ارزش آن فقط از طریق چاپ پول و سلطه نظامی آمریکا حفظ می شود. شکلی از سلطه که هرگونه نارضایتی را سرکوب می کند

این مقاله بخش دوم از سه بخش مصاحبه ای است که نشریه پیشاهنگ آلپ (L’Éclaireur des Alpes) با اولگ نسترنکو، رئیس مرکز تجارت و صنایع اروپا، پاریس (CCIE) انجام داده است. این بخش به دلایل واقعی در پشت صحنه جنگ اوکراین نگاه می کند، که در واقع جنگی است بر سر دلار، یعنی دقیقا سومین جنگ برای دلار.

اکلرر: وقتی که موضوع پایان سلطه دلار مطرح شد، شما گفتید که جنگ اوکراین اولین جنگ برای دلار آمریکا نیست …

اولگ نسترنکو: شما اشاره به تحلیل من از جنگ های دلار می کنید، که قبلا منتشر شده است… در واقع، این اولین، یا حتی دومین جنگ دلار نیست، بلکه سومین جنگ است. جنگ اول بر علیه صدام حسین در عراق بود. جنگ دوم بر علیه قدافی در لیبی بود. و سومین جنگ، بر علیه مسکو در سرزمین اوکراین، در سرزمین کشور ثالث شروع شد، چرا که شما نمی توانید جنگی را بر علیه روس ها در کشور خودشان براه اندازید. و فقط جنگ هیبریدی و نیابتی بر علیه روسی را می توان سازمان داد.

در ارتباط با دو جنگ دلار، اولین چیزی را که باید درک کرد این است که کشورهایی مثل عراق و لیبی بیشتر از هر چیز دیگری قدرت های مرتبط با انرژی هستند. قدرت هایی که جرات این را داشتند که پول آمریکا را به خطر اندازند. در سال ۲۰۰۳، صدام حسین با متوقف کردن فروش هیدروکربن و گاز عراق به دلار به تهدیدهایش جامه عمل پوشاند. صدام حسین اولین فردی بود که سوال مشروعیت دلار و دلار نفتی (پترودلار – معامله نفت با دلار م.) را مطرح کرد، مهمتر از آن، بطور جدی بر علیه آن اقدام کرد. با این کار حکم مرگ خود را امضاء کرد.

در فوریه ۲۰۰۳، صدام حسین سه میلیارد بشکه نفت خام را به مبلغ ۲۵ میلیارد یورو فروخت. این فروش به یورو (نه به دلار) صورت گرفت. یک ماه بعد، آمریکا به عراق حمله کرد. ما اطلاعی از ارقام واقعی نداریم، اما تعداد قربانیان این جنگ یک میلیون نفر تخمین زده شده است، از هر دو نفر یک نفر این قربانیان خردسال هستند.  صدها هزار نفر دیگر هم در سال های بعد کشته شدند که در نتیجه فروپاشی کامل زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی کشور بود. خود آمریکایی ها، تحلیلگران شناخته شده شان، این را تایید کرده اند.

در لیبی در سال ۲۰۰۹، همچنین یک جنگ دلار به وقوع پیوست. معمر قذافی رهبر لیبی، که در آن مقطع رئیس اتحادیه آفریقا بود، یک تحول بزرگ پولی به کل قاره آفریقا پیشنهاد کرد: از سلطه دلار آمریکا جدا شده و یک اتحادیه پولی پان آفریقایی بوجود بیاید. تحت این اتحادیه، صادرات نفت و دیگر منابع طبیعی از قاره سیاه با دلار یا دلار نفتی معامله نمی شود، بلکه با پول جدیدی که او آن را دینار طلا نامید داد و ستد می شود. او هم حکم مرگ خود را امضاء کرد.

اگر چنین تصمیماتی به جای عراق یا لیبی، که ثروتشان نفت و گاز است، مثلا به وسیله بورکینافاسو، که ثروتش طلاست و ذخایر هیدروکربن ندارد، گرفته می شد – جنگی صورت نمی گرفت. عراق صدام حسین و لیبی قذافی، به عنوان قدرت های انرژی با ذخایر عظیم، تهدید وجودی برای اقتصاد آمریکا بودند. هر دو رهبر علنا و رسما اعلام کردند که می خواهند دلار آمریکا را کنار بگذارند. آنها همچنین دو کشوری بودند که آمریکا هیچ دلیلی برای ترس از عواقب زیان آور حمله به آنها را  نداشت.

با مسکو، این امکان وجود نداشت. روسیه ایران، عراق یا لیبی نیست. در مقابل روسیه، آمریکا فقط می توانست غیر مستقیم درگیر شود.

اما جنگ بین اوکراین و روسیه چه ربطی به دلار آمریکا دارد؟

مسکو بطور واقعی موقعیت دلار را در صحنه سیاسی، و بنابراین کل اقتصاد آمریکا را،  تهدید کرده است. به محض اینکه پوتین به قدرت رسید، سالها قبل از سال ۲۰۲۱ و حتی قبل از کودتای ضد روسیه در اوکراین در سال ۲۰۱۴، که یک قدرت بزرگ انرژی محسوب می شود، پروسه تسویه اوراق بهادار (دلاری) خزانه داری  را که در اختیار داشت شروع کرد.

در عرض پنج سال، از سال ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۱۵، روسیه تعداد اوراق بهادار خزانه داری خود را به نصف رساند. در حالی که در گذشته مالک بزرگترین تعداد اوراق بهادار بود، و حالا عملا هیچ اوراق بهاداری ندارد.

همزمان، فدراسیون روسیه تدریجا شروع به جدا کردن خود از نظام دلار نفتی کرد، این کار را با عقد توافقنامه هایی که به وسیله پول های ملی  قابل پرداخت بودند اجرا کرد و شروع آن با چین بود. مقادیر عظیمی از محصولات انرژی از طریق یوان چینی و روبل روسی دادوستد شدند.

این شروع آمادگی برای جنگ جدید بود که در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد.

همزمان، موافقتنامه غیررسمی بین روسیه و چین برای همگام سازی فعالیت هایشان بر علیه آمریکا وجود دارد. از این طریق، چین هم تدریجا خود را از بدهی آمریکا در حال خلاص کردن است. در سال ۲۰۱۵، چین ۱۲۷۰ میلیارد دلار اوراق بهادار در خزانه داری آمریکا دارد؛ امروز حدود ۹۵۰ میلیارد (پایین ترین سطح در ده سال گذشته) دلار دارد.

چین رقیب اول آمریکاست، اما فدراسیون روسیه بود که فرایند آزاد سازی جهان را از نظام دلار نفتی شروع کرد.

با شروع آنچه که در فوریه ۲۰۲۲ من آن را فاز فعال جنگ خطاب می کنم، جنگی که برای ده سال ادامه داشت، روسیه و چین، با هم، این بار رسما چون ماسک ها کنار زده شده بودند، بانکهای مرکزی سراسر جهان را تشویق می کنند که در مورد منطق سرمایه گذاری اشان در اوراق بهادار خزانه داری آمریکا و، بنابراین، در اقتصاد و رفاه امریکایی ها دوباره فکر کنند.

دلار آمریکا یک ‘پول میمون’ (قلابی) است. هیچ پشتوانه ای ندارد. ارزش فعلی دلار آمریکا مطلقا هیچ رابطه  با دارایی های واقعی که باید از آن پشتیبانی کنند ندارد. ارزش آن فقط از طریق چاپ پول و سلطه نظامی آمریکا حفظ می شود. شکلی از سلطه که هرگونه نارضایتی را سرکوب می کند.

با دلارزدایی، آیا یورو، که به نظر می رسد هیچکس در پی کنار گذاشتن آن نیست، جانشینی برای دلار می تواند باشد؟

ما نباید اهمیت و پتانسیل یورو را دست کم بگیریم. در گذشته، برای مثال، صدام حسین می خواست که نفت اش را نه با دلار بلکه با یورو بفروشد. و آن علت اصلی برای جنگ عراق و قتل او بود. یورو می تواند، یا می توانست، نقش مهمتری از امروز بازی کند. اما من مطلقا اعتقاد ندارم که این اتفاق بیفتد. این پتانسیل محقق نخواهد شد. به سادگی علتش این است که خط مشی اروپا عمیقا تابع خواست آمریکاست.

آمریکا هرگز اجازه نمی دهد که تحت الشعاع پول منطقه ای قرار بگیرد که آن منطقه تبعه اش است. و با قابلیت ضعیف رهبران بالای اروپا – یا بهتر است بگوییم که، رهبران غیر مسئول – اکثریت سران دولتی، امریکایی ها و دلارشان واقعا نباید از یورو ترسی داشته باشند. ابتکارات سران اروپا به قدری ضد اروپایی و ضد ملی است که اغلب بیشتر از هر چیز دیگری مثل مشاوران افتخاری آمریکا در قاره اروپا هستند.

و گویی که اینها کافی نبودند، عملا فردا – در ۲۰۲۵ – ریاست شورای اتحادیه اروپا را لهستان به عهده خواهد گرفت. لهستان عامل مستقیم، عملا کارمند، آمریکا در اتحادیه اروپاست. لهستانی ها اداره اتحادیه اروپا را درست بعد از مجارستان به عهده خواهند داشت و برای محو هرگونه دستاوردهای جزیی در زمینه حق حاکمیت که “متمردین” مجارستان به آن نائل آمدند دست به هر اقدامی خواهند زد. دو سال قبل از وقوع این رویداد اسفناک، آنها اعلام کرده اند که اولویت اصلی شان تحکیم “همکاری مشترک” با آمریکا خواهد بود. در سالهایی که در پیش است، و بقایای بسیار معتدل خودمختاری اروپا، هم نظامی و هم اقتصادی، با کاهش بیشتری مواجه خواهد شد و آن خودمختاری بیشتر جنبه نمادین پیدا خواهد کرد.

بدون جهت نیست که هیچ قدرتی در جهان، شامل آمریکا و حتی بیشتر از آن روسیه و چین، اتحادیه اروپا را به عنوان طرف صحبت جدی نمی شناسند و ترجیح می دهند که با کشورهای اروپایی بطور فردی وارد گفتگو شوند. در صحنه جهانی، مقامات بروکسل (اتحادیه اروپا) از نفوذ سیاسی برخوردار نیستند و فقط ویترینی برای نمایش هستند.

اما من اعتقادی به بدترین سناریو ممکن (یعنی انقراض آن) برای پول اروپا ندارم. فقط به این علت که کشتی اروپایی آنقدر از ساحل دور شده است و دیگر سوختی برای بازگشت بدون غرق شدن اقتصاد کشورهای اعضای آن ندارد. اما حتی با این وجود، مسئله من با اروپا بیش از فقط انتقاد از اتحادیه اروپاست. نه اینکه من برعلیه اتحاد کشورهای غربی بر مبنای مرکزیت اروپا باشم – مطلقا: تاریخ بشریت نشان داده است که نیروهای همگون با دیدگاه های همگون، ارزش ها و اهداف مشابه همیشه به هم نزدیک شده اند.

از طرف دیگر پروژه ای با نسخه خوشبینانه و تصویر ایده آلش یک چیز است، اما واقعیت چیز دیگری است. اگر ما نظری به “انحطاط” پروژه اولیه اروپا در طی چندین دهه بیفکنیم، و به ویژه از سال ۲۰۰۴، دیگر این امکان وجود ندارد که این واقعیت نادیده گرفته شود که اتحادیه اروپا تبدیل به چیزی بیشتر از یک نوعی از هیدرای (ماری با سر های فراوان) ناکارآمد شده است، هر سر آن ایده خودش را دارد. نکته خوشایند این است که روسیه موفق شده است که به تنهایی این سرها را به هم نزدیک کند. در واقع ترس، نفرت، و فوبیا (ترس غیر منطقی) بوده است که آنها را از هر پروژه دیگر اروپایی به هم نزدیک تر کرده است.

در شرایط تحریم های تحمیل شده بر روسیه اقتصاد آن در چه وضعیتی است؟

در کوتاه مدت و میان مدت، تاثیر تحریم های غرب بر اقتصاد روسیه بطور نسبی ناچیز می باشد. از نظر استاندارد زندگی اکثریت وسیعی از مردم، این تحریم ها به سادگی تاثیری روی زندگی مردم نداشته اند. با این اوصاف، ما نباید ساده باشیم: در طولانی مدت، بطور مشخص بخش های خاصی  خواهند بود که تا حدودی تحت فشار خواهند بود. درجه این سختی ها بستگی به متغیر های بسیاری خواهد داشت.

وقتی که صحبت از عواقب تحریم های غرب بر علیه روسیه است، ما در وهله اول نباید علت وضع این تحریم ها را  فراموش کنیم. در هر طرح کسب و کار (بیزینس پلن)، حضور مفاهیم الزامی و اساسی سرمایه گذاری و بازگشت سرمایه در طی مدتی محدود دقیقا از پیش تعریف شده است. اولین سوال خوبی که باید پرسیده شود این است: آیا تحریم ها به اهداف ثابت که در طی زمان و محدوده ای که قبلا محاسبه شده است دست یافته اند؟

حقایق شناخته شده هستند، اگرچه این حقایق برای حفظ آبرو به دقت به حداقل رسانده شده و تحریف شده اند: اهداف تحریم ها فروپاشی اقتصاد فدراسیون روسیه بودند، که باید منجر به، درواقع، تسلیم روسیه در جنگ اوکراین می شد. نتیجه آن یک شکست کامل بود. روسیه از هم نپاشید. امروز فروپاشی وجود ندارد و فردا هم فروپاشی وجود نخواهد داشت. صحبت در مورد آن فانتزی خالص بر مبنای حدس و گمان است که از واقعیت جداست.

تحریم هایی که بیشترین شانس موفقیت را داشتند در شروع مناقشه وضع شدند. به ویژه آن تحریم هایی که در مراحل دوم و سوم ستون های زیرساخت نظام مالی روسیه را هدف قرار دادند، یعنی توانایی بازیگران بخش خصوصی و دولتی برای گردآوری سرمایه از بازارهای مالی جهانی، و قطع ارتباط صدها بانک روسی از سیستم سوئیفت، شامل بانک های “سیستمیک”.

این تحریم ها بخشی از طرح کسب و کار (بیزینس پلن) بودند و برای دستیابی به اهداف فروپاشی اقتصاد روسیه در چارچوب زمانی محدود کمتر از دوازده ماه کاملا کافی تلقی می شدند. بقیه تحریم هایی که بعدا وضع شدند و در آینده وضع خواهند شد خطر کمتری از دیگران برای اقتصاد روسیه و ثبات مالی آن ندارند و چیزی بیشتر از حرکات پر هرج و مرج نیستند که فروپاشی طرح اولیه غرب عامل  به وجود آمدن آنهاست.

آیا این تحریم ها در طولانی مدت برای کشور مضر هستند؟ جواب این سوال نه می باشد. اجازه دهید یادآوری کنم که از ۲۰۲۲ نبود بلکه از ۲۰۱۴ بود که روسیه در معرض تحریم های عمده از جانب اردوگاه غرب قرار گرفت. دیگر صحبتی از تحریم های “اولیه” در پروپاگاندای “آتلانتیسی ها” نمی شود، و دلیل آن هم مشخص است. نه تنها اقتصاد روسیه به هیچ شکلی تکان نخورده است، علیرغم شادمانی باراک اوباما – “اقتصاد روسیه قطعه قطعه شده است!”  فقط وقتی که یکبار ارزش پول روسیه پایین آمد – اما تحریم ها همچنین به شکل کاتالیزور (محرک) عمل کرده اند و استقلال اقتصاد ملی روسیه را شدیدا تقویت کردند.

احتیاجی به اظهار نظر درباره نظرات ۱ مارس ۲۰۲۲ برونو لومر وزیر اقتصاد فرانسه در مورد انهدام قریب الوقوع اقتصاد روسیه نیست، که حتی مضحک تراز صحبت های اوباما است که به سادگی، یک بار دیگر، آماتوریسم آشکار این نسل از افرادی را به نمایش می گذارد که پست هایی را اشغال می کنند که از توانایی و مهارت های حرفه ای برخوردار نیستند.

طبیعت از خلاء متنفر است. اگرچه تحریم ها می توانند خلاء بخشی را که بطور مصنوعی با ظرفیت محدود برای همکاری های بین المللی در کشورها بوجود آمده اند ابقا کنند، این در مورد کشور های بزرگ که اقتصادشان در طولانی مدت هرگز در انزوا نمی توانند باشند عمل نمی کند. آلترناتیوهای ملی و بین المللی همیشه می تواند ایجاد شوند.

محدودیت های واردات غذایی برای کشورهایی که از تحریم ها بر علیه روسیه حمایت کرده اند منجر به رشد قابل توجه و تثبیت بخش کشاورزی-غذایی روسیه شده است. در عرض چند سال بعد از وضع تحریم ها، روسیه از یک وارد کننده عمده محصولات کشاورزی-غذایی تبدیل به یک صادر کننده شده است. بخش های دیگر هم در پروسه خود کفایی هستند و، در پایان خصومت های روسی-غربی، آنها عملا برای بازیگران اقتصادی غرب غیر قابل نفوذ خواهند شد.

کمپانی های بخش انرژی و دفاع به آسانی با رد دلار آمریکا در معاملات بین المللی اشان به نفع پول روسیه و کشور شریک تحریم ها را دور می زنند. همزمان، پروسه دلار زدایی را تسریع می کنند، ارزی که شدیدا مضر شده است.

در بخش مالی، از همان اوایل ۲۰۱۵، با پیش بینی خطر اینکه یک روزی از سیستم بانکی سوییفت کنترل شده به وسیله غرب بریده خواهد شد، بانک مرکزی فدراسیون روسیه سیستم ارسال بین بانکی (اس پی اف تی SPFT) و همچنین سیستم کارت بانکی خودش (سیستم میر MIR ) را به وجود آورد. هر دو سیستم را می توان در سطح بین المللی بکار برد و به سیستم پرداخت بانکی یونیون پی (Union Pay) متصل هستند. کشورهای دیگر هم آماده اند که به اس پی اف تی ملحق شوند. ابزار بزرگ تهدیدات و باج خواهی دائمی کمپ آمریکا -محور از بقیه جهان در قطع آنها از سوئیفت دیگر معادل با مرگ و خطر وجودی سنجیده نمی شود.

همزمان، ما امروز به طور خیلی جدی نه تنها در مورد ایجاد یک پول مشترک برای کشورهای بریکس (BRICS) صحبت می کنیم، اما همچنین در مورد پول دیجیتال: روبل دیجیتال. این پول وسیله دیگری برای رهایی از محدودیت های تحریم های غیر قانونی خواهد بود، چرا که بدون نیاز به خدمات بانکی می توان از آنها استفاده کرد، همان خدمات بانکی  که بانک ها را می تواند در معرض خصومت غربی ها قرار دهد.

بنابراین، شما معتقدید که نگرانی غرب باید بیشتر باشد، به ویژه پس از نتیجه معکوس تحریم ها؟

اگر رابطه اقتصادی روس – آلمان نابود شود، عواقب آن ،به عنوان مثال، روی اقتصاد آلمان قابل توجه خواهد بود. صنایع آلمان، که بخش بزرگی از آن انرژی بر هستند، مواجه با دردسرهای های بزرگی می شوند چرا که هزینه های تولید آن به سادگی سیر صعودی گرفته اند و رقبای مستقیم غیر اروپایی اش، در راس آنها آمریکا، مسائلی را که آلمان ها برای خود به وجود آوردند ندارند.

در اتحادیه اروپا، که در واقع هدف دوم متوازی تحریم های ضد روس آمریکاست، بیشتر پروژه های همکاری درون کامیونیتی (گروهی) درزمینه های علمی، فناوری و انرژی کاهش پیدا کرده است. در میان مدت، مجموع ضررهای کشورهای اتحادیه اروپا به خاطر تحریم ها بر علیه مسکو صدها میلیارد یورو تخمین زده شده است.

وقتی که من صحبت از محدودیت های واردات غذایی از کشورهای متخاصم به روسیه می کنم، ما نباید فراموش کنیم که کشاورزان اروپایی هر سال میلیارد ها یورو از دست می دهند و دها میلیارد دلار بیشتر در طولانی مدت از دست خواهند داد، چون بازارهای روسیه برای مدت طولانی بر روی آنها بسته خواهد بود. و حتی در آینده دور، وقتی که محدودیت های روسیه برداشته شد، سهم بازاری که آنها دوباره کسب خواهند کرد در مقایسه با آنچه که در گذشته داشته اند ناچیز خواهد بود.

در رابطه با جهانگردی، در اروپا فرانسه صورتحساب را خواهد پرداخت. دیگر هیچ گونه جهانگردی بین روسیه و فرانسه وجود ندارد. اگر شما با کارشناسان بخش هتل و جهانگردی در جنوب فرانسه صحبت کنید، و همچنین با بخش املاک، برای آنها فاجعه آمیز بوده است. در ۳۰ سال گذشته، مشتری روسی در زمینه فروش، بازیگر عمده بوده است. رسانه های همگانی برای پنهان کردن این واقعیت خیلی محتاط هستند.

برای بخش انرژی اروپا، حتی صحبت کردن در مورد آن ارزشی ندارد. ما از میزان فاجعه مطلع هستیم. فاجعه ای است که کم و بیش با پرداخت های عظیم دولتی پوشانده شده است، که به بدهی مفرط عمومی اضافه می کند و مطمئنا هرگز بازپرداخت نخواهد شد.

از این به بعد، این آمریکا خواهد بود که نه تنها هزینه صنایع انرژی بر را تنظیم خواهد کرد، بلکه همچنین در مورد  قیمت باگت (نان) در نانوایی یا صورتحساب گرمایش خانوارها تصمیم خواهد گرفت. و هرکس که فکر کند که آمریکایی ها به رقبای وابسته شان، اروپایی ها، هدیه ای خواهد داد، باید دست از عادت بد رویاپردازی بردارند، چرا که این رویا ها برایشان بی فایده است…

به طور کلی، همه کسانی که از پروژه آمریکا پیروی کرده اند خود را به دردسر انداخته اند و عواقب منفی آن بر اقتصادشان ادامه خواهد داشت، عواقبی که زیان آورتر از مسائلی که روسیه در سال های آینده با آنها مواجه می شود، خواهد بود. چون در اقتصاد، مثل کسب و کار، همه چیز درباره موضوع آلترناتیوها (جانشین ها) است. و روسیه آلترناتیوهایی دارد که کشورهای اتحادیه اروپا آن را ندارند و نخواهند داشت.

برای تغییر شرایط، به ویژه در فرانسه، سیاست خارجی فرانسه باید بطور ریشه ای عوض شود. اما با توجه به پروپاگاندا هایی که بطور وسیعی به وسیله رسانه های جریان اصلی بازپخش می شوند و آماده سازی رای دهندگان فرانسوی، آشکار است که حتی انتخابات ۲۰۲۷ هیچ شانسی برای به قدرت رساندن فردی که  بهبود عمده ای در روابط  با روسیه را به وجود بیاورد، ندارد.

به نظر شما آیا بسته های تحریم (در حال حاضر یازدهمین) دیگر تاثیری ندارند؟

حوزه کلی تحریم های جدی را که اردوگاه آتلانتیسی ها می توانند کنترل کنند قبلا بر علیه روسیه به کار گرفته شده است. بعضی اوقات، وقتی که موضوع اعمال محدودیت هاست، غرب به مضحک ترین تمسخرها سقوط می کند. برای مثال، یکی از تحریم هایی که بکار گرفته شد ممنوع کردن شرکت گربه در مسابقات بین المللی در اروپا بود. من این سوال را قبلا از خود پرسیده ام: چرا پرندگان مهاجر هنوز تحریم  نشده اند؟ اگر لهستانی ها هنوز این کار را نکرده اند، باید آنها  وقتی که پرندگان وارد فضای شان می شوند شروع به تیراندازی بطرفشان بکنند…

یکی از تحریم های اصلی که وضع شده است بر علیه نفت روسیه است. نتایج آن چیست؟ در ربع اول سال ۲۰۲۳، روسیه نفت بیشتری از قبل از جنگ اوکراین فروخت.

تحریم روی طلای روسیه هم موثر نیست. و، این بار، من حتی افسوس می خورم… چرا که فردا طلا نقش بسیار مهم تری از امروز در اقتصاد طلا بازی خواهد کرد. اگر من دولت روسیه بودم، صادرات طلا را شدیدا محدود می کردم، و مدتها بیش این کار را می کردم. مهم است که به خاطر داشته باشیم که در حالی که ذخایر طلای آمریکا و آلمان از سال ۲۰۰۰ در رابطه با مقدار آن عملا ثابت باقی مانده است – و در فرانسه حتی بطور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است – در روسیه در همان سالها حجم طلا شش برابر شده است. اما مهم است که حتی مقدارش بیشتر شود.

در رابطه با تحریم های جدی، تنها تحریم هایی که باقی مانده اند آنهایی هستند که شامل ارعاب و تهدید شرکای روسیه است. اما از آنجا که این شراکت ها برای کشورهایی که مورد هدف قرار گرفته اند همیشه استراتژیک، حتی حیاتی، هستند، شانس موفقیت در این نوع از تحریم ها نزدیک به صفر می باشد.

امروز صحبت هایی در مورد تحریم بر علیه انرژی هسته ای بر علیه اتم روسیه می شود. این طرح ها کاملا غیر واقع گرایانه است. آنچه که مسئولین، یا بلکه غیر مسئولین، در اروپا می خواهند هرگز موثر نخواهد بود. بوروکرات های (دیوان سالاران) بروکسل از مجارستان، که به انرژی هسته ای روسیه شدیدا وابسته است، می خواهند که آن را ترک کند. اما تقریبا نصف انرژی مجارستان از تسهیلات هسته ای که روسیه ساخته است تامین می شود. و امروز تسهیلات جدید هسته ای برای افزایش استقلال انرژی مجارستان ساخته شده است. وقتی که من می شنوم فون در لاین (رئیس کمیسیون اروپا) از اوربان (نخست وزیر مجارستان) می خواهد که آن را لغو کند… ضایعات برای مردم مجارستان عظیم خواهد بود. با تعظیم به خواسته بروکسل، آنها سی سال به عقب باز خواهند گشت. و یک فانتزی محض است که تصور کرد که دولت مجارستان به آن ابلهی باشد.

جوزف بورل (مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا)، همچنین در مورد تحریم بر علیه محصولات نفت هندوستان و روسیه تصفیه شده در کشور را صحبت کرد. معرفی چنین تحریم هایی دیوانگی محض و به شدت پر هزینه برای اروپا خواهد بود، چرا که هندوستان اهرم های فراوانی برای تلافی بر علیه اقتصاد اروپا  در اختیار دارد.             

منبع:              

https://akhbar-rooz.com/?p=210844 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
نیک
نیک
11 ماه قبل

ضد و نقیض گویی هم حدی دارد. نویسنده برای صحت فرضیه خود نه بر واقیعت که بر اساس آنچه تصور میکند حساب باز کرده. جنگ اول دلار با عراق بود, بسیار خوب. اما اگر لیبی دلار را ضعیف مینمود پس اروپا میباید از آن به نفع خود استفاده میکرد تا ارزش یورو بالا رود نه آنکه خود پرچمدار حمله به لیبی شود. نویسنده که خود از این ضد و نقیض گویی خود آگاه است بدنبال راه چاره, رهبران اروپایی را مشتی بی وطن و نوکر امریکا تصویر میکند تا فرضیه خود درست از آب درآید. مشگل نویسنده اما پایانی ندارد. اقتصاد روسیه در حدی نبوده و نیست که بخواهد اثری بر دلار داشته باشد. ایالت کالیفرنیا از نظر تولید ثروت و تکنولوژی به تنهایی از کشور روسیه بالاتر است. ذخایر مالی روسیه در بانک های امریکا به دلارند. جنگ را نیز روسیه اغاز کرد و با فرضیه نویسنده جور در نمی آید حتا اگر امریکا برای پوتین دون پاشیده باشد.  

ساقی
ساقی
11 ماه قبل
پاسخ به  نیک

خب‌برو تو سایت خودتان مطلب بخوان.
اینجا سایت طرفداران هژمونی آمریکا نیست که باب میل شما باشد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x