پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

فروپاشی دموکراسی در هندوستان بر همه جهان تاثیر خواهد گذاشت – آرونداتی روی، ترجمه ی: علی اورنگ

سخنرانی نویسنده برجسته هند در باره اوضاع سیاسی در هند

دیگر نه تنها باید از رهبرانمان بترسیم، بلکه باید نگران بخش بزرگی از مردم هم باشیم. ابتذال شر، و عادی سازی شر حالا در خیابان ها، در مدارس، در بسیاری از فضاهای عمومی خود را نشان می دهد. رسانه های جریان اصلی، صدها کانال خبری ۲۴ ساعته ایده اکثریت گرایی فاشیسم را بسط می دهند. قانون اساسی هندوستان عملا کنار گذاشته شده است

از بنیاد چارلز ویلون به خاطر بزرگداشت من با اهدای جایزه مقاله یوروپین برای سال ۲۰۲۳‌‌‌‌‌‌ سپاسگزاری می کنم. در نگاه اول شاید به نظر نیاید که من چقدر از دریافت این جایزه خوشحال هستم. اما باید اذعان کنم که به خاطر آن به خود می بالم. آنچه که مرا بیش از حد خوشحال می کند این است که این جایزه برای ادبیات است. نه برای صلح. نه برای فرهنگ یا آزادی فرهنگی، اما برای ادبیات. برای نوشتن. و برای نوشتن مقاله هایی که من می نویسم و در ۲۵ سال گذشته نوشته ام.

آنها قدم به قدم نزول هندوستان را (اگرچه بعضی ها آن را صعود می دانند) اول به اکثریت گرایی (حکومت اکثریت) و بعد فاشیسم تمام عیار ترسیم کرده اند. بله، ما هنوزانتخابات داریم، و به این دلیل، برای حفظ حوزه انتخاباتی قابل اعتماد، پیام برتری هندو از جانب حزب حاکم بهارتیا جاناتا بی امان برای جمعیت ۱.۴ میلیاردی هندوستان پخش می شود. در نتیجه، انتخابات تبدیل شده است به فصلی برای کشتن، لینچ کردن و شعارهای سیاسی خاص برای اکثریت هندو – و خطرناک ترین زمان به ویژه برای اقلیت ها، مسلمانان و مسیحیان.

دیگر نه تنها باید از رهبرانمان بترسیم، بلکه باید نگران بخش بزرگی از مردم هم باشیم. ابتذال شر، و عادی سازی شر حالا در خیابان ها، در مدارس، در بسیاری از فضاهای عمومی خود را نشان می دهد. رسانه های جریان اصلی، صدها کانال خبری ۲۴ ساعته ایده اکثریت گرایی فاشیسم را بسط می دهند. قانون اساسی هندوستان عملا کنار گذاشته شده است. قانون کیفری بازنویسی شده است. اگر رژیم فعلی در انتخابات سال ۲۰۲۴ به اکثریت دست یابد، به احتمال قوی قانون اساسی جدیدی خواهد نوشت.

به احتمال زیاد فرایند آنچه که “تحدید حدود” نامیده می شود – یا تغییر ترکیب حوزه های انتخابیه – یا همانطور که در آمریکا معروف به  کژحوزه بندی یا جری مندرینگ می باشد، به وقوع خواهد پیوست، صندلی های پارلمانی بیشتری به هندی زبان ها در شمال هندوستان جایی که حزب بهارتیا جاناتا پایگاه دارد، داده می شود. این حرکت باعث خشم بسیاری در ایالات جنوبی خواهد شد و زمینه ای برای بالکانیزه کردن هندوستان  می تواند باشد. حتی اگر با فرضی غیرمحتمل حزب بهارتیا جاناتا در انتخابات شکست بخورد، ریشه سم برتری طلبی عمیق شده است و موسسات عمومی که برای نظارت و تعادل در نهادهای حاکمیتی به وجود آمده اند تضعیف شده اند و در معرض خطر قرار دارند. در حال حاضر، عملا تنها نهادی که باقیمانده است دیوان عالی است که حتی آنهم  تضعیف شده و فرسوده است.

اجازه بدهید که یکبار دیگر به خاطر این جایزه معتبر و برای قدردانی از کار من از شما سپاسگزاری کنم – اگرچه باید به شما بگویم که جایزه یک عمر دستاورد به فرد این احساس را می دهد که پیر شده است. من باید تظاهر به پیر نشدن را متوقف کنم. دریافت جایزه برای ۲۵ سال نوشتن و هشدار دادن درباره مسیری که ما در پیش گرفته بودیم، به شکلی کنایه بزرگی است – چرا که توجهی به آن هشدارها نشد، بلکه به جای آن اغلب به وسیله لیبرال هایی که خود را “ترقی خواه” می دانستند مورد استهزا قرار گرفت و از آن انتقاد شد.

اما حالا زمان برای هشدار دادن به پایان رسیده است. ما در فاز متفاوتی از تاریخ به سر می بریم. به عنوان یک نویسنده، من فقط می توانم امیدوار باشم که نوشته های من شواهدی خواهند بود بر این فصل بسیار تاریک در تاریخ کشورمان که در حال شکل گیری است. و امیدواریم که کارهای دیگران چون نوشته های من ادامه خواهند داشت، و برای بسیاری از مردم آشکار می شود که همه با آنچه که در شرف وقوع است موافق نیستند.

زندگی مقاله نویسی من برنامه ریزی شده نبود. فقط یک اتفاق بود.

کتاب اول من خدای چیزهای کوچک بود، رمانی که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. تصادفا چاپ این کتاب مقارن با پنجاهمین سال استقلال هندوستان از انگلستان بود. هشت سال از پایان جنگ سرد گذشته بود و کمونیسم شوروی زیر آوارهای جنگ افغانستان – شوروی دفن شده بود. این شروعی برای سلطه تک قطبی آمریکا بر جهانی بود که در آن سرمایه داری فاتح بلامنازع بود. هندوستان رابطه خود را با آمریکا بازسازی کرد و بازارهایش را به روی سرمایه شرکتها ( corporate) باز کرد.

خصوصی سازی و تعدیل ساختاری سرود بازار آزاد بود. هندوستان جای خود را در بالای میز گرفته بود. اما در آن مقطع در سال ۱۹۹۸ تحت رهبری حزب بهارتیا جاناتا دولت ملی گرای هندو قدرت را بدست گرفت. اولین کاری که کرد انجام یک سری آزمایش های هسته بود. بیشتر مردم شامل، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران، با زبان تند، ملی گرایی شوونیستی از آنها استقبالی کردند. آنچه که در گفتمان عمومی قابل قبول بود ناگهان عوض شد.

در آن زمان، با بردن جایزه ادبی بوکر به خاطر رمانی که نوشته بودم، من ناخواسته به عنوان یکی از سفیران فعال فرهنگی هندوستان انتخاب شدم. عکس من صفحه اول مجلات اصلی را پوشانده بود. می دانستم که اگر چیزی نگویم، این تصور بوجود می آید که با همه آنها موافقم.  درک من در آن زمان این بود که پیام سیاسی ساکت بودن معادل صحبت کردن علنی بود. درک من این بود که صحبت علنی به منزله پایان حرفه و موقعیت من به عنوان پری – شاهزاده جهان ادبی بود. مهمتر از آن، درک من این بود که اگرمن بدون توجه به عواقب آن درباره آنچه که اعتقاد داشتم نمی نوشتم، تبدیل به بدترین دشمن خود می شدم و احتمالا هرگز دیگر نمی نوشتم.

بنابراین، به نوشتن ادامه دادم تا نوشتن و نویسندگی ام را نجات دهم. اولین مقاله من، پایان تخیل، همزمان در دو مجله پر تیراژ (اوتلوک و فرانت لاین) منتشر شد. بلافاصله پس از انتشار آن مقاله، به من برچسب خائن و ضد ملی زده شد. برای من آن توهین ها به منزله دریافت جوایزی بودند که ارزششان کمتر از جایزه بوکر نبود. این مرا در مسیری از یک سفر طولانی از نوشتن درباره سدها، رودخانه ها، جابجایی، کاست (نوعی طبقه بندی اجتماعی در هند م.)، معدن، و جنگ داخلی قرارداد – مسیری که درک مرا عمیق تر کرد و تخیلات و واقع گرایی مرا را طوری درهم تنید که دیگر جدایی پذیر نیستند.

در اینجا گزیده کوچکی از یکی از مقالاتم را در کتاب آزادی می خوانم، که درباره این است که چگونه این مقالات در جهان واقعی زندگی می کنند. “زبان ادبیات” نامیده می شود:

«وقتی که این مقالات برای اولین بار منتشر شدند (اول در مجلات پرتیراژ، بعد در اینترنت، و در نهایت به شکل کتاب)، از آنها با تردیدی ناخوشایند استقبال شد، حداقل در برخی از بخش ها، اغلب این تردید از جانب آنهایی بود که الزاما با دیدگاه سیاسی آن مخالف نبودند. این مقاله با آنچه که بطور مرسوم ادبیات تصور می شد زاویه داشت. این ذهنیت ناخوشایند واکنش قابل درکی بود، بخصوص در بین آنهایی که تمایل به رده بندی های علمی داشتند، چرا که نمی توانستند تصمیم بگیرند که دقیقا این مقاله چه بود، رساله یا جزوه جدلی، یا فقط بطور ساده ماجراجویی ادبی؟

برای بعضی ها به سادگی این مقاله نویسندگی محسوب نمی شد: “اوه، چرا نوشتن را متوقف کرده ای؟ ما منتظر کتاب بعدی ات هستیم.” دیگران تصور کردند که من فقط  نویسنده اجاره ای هستم. پیشنهادات متنوعی به سوی من سرازیر شدند: “عزیز، مقاله ای را که درباره سدها نوشتی واقعا دوست داشتم، ممکن است که مقاله ای برای من درباره  کودک آزاری بنویسی؟” (این واقعا اتفاق افتاد.) در مورد اینکه چطور بنویسم، انتخاب موضوع، و لحن آن، از جانب عمدتا طبقه بالایی کاست، بطور جدی سرزنش شدم.

اما در جاهای دیگر – اجازه دهید آنها را جاهایی دور از بزرگراه ها خطاب کنیم – این مقاله ها سریعا به زبان های دیگر هندی ترجمه شدند، به شکل جزوه چاپ شدند، در دره های رودخانه ای، در دهکده هایی که در معرض حمله بودند، و در دانشگاه هایی که از دروغ گویی خشمگین بودند، بطور مجانی توزیع شدند. چون این خوانندگان، در آنجا و در خطوط مقدم، که پیش از این شاهد گسترش آتش بوده اند، ایده ای کاملا متفاوت از آنچه که ادبیات باید باشد، داشتند.

این را مطرح میکنم چون به من یاد داد که جایگاه ادبیات بوسیله نویسندگان و خوانندگان ساخته می شود. به شکلی این جایگاه شکننده است، اما تخریب ناپذیر هم است. وقتی که شکسته می شود، آن را بازسازی می کنیم. چرا که ما نیاز به پناهگاه داریم. من ایده ادبیاتی که ضروری است را بسیار دوست دارم. ادبیاتی که پناهگاه فراهم میکند. همه نوع پناهگاهی.

امروز قابل تصور نیست که یک رسانه جریان اصلی در هند، که زندگی همگی آنها بستگی به آگهی های شرکت های بزرگ دارد، مقاله هایی مثل این مقاله را منتشر کنند. در ۲۰ سال گذشته، بازار آزاد و فاشیسم و به اصطلاح مطبوعات آزاد، در اتحاد و هماهنگی با یکدیگر هندوستان را به جایی کشانده اند که به هیچوجه آن را دموکراسی نمی توان خطاب کرد.

در ژانویه امسال دو اتفاق افتاد که هیچ چیز دیگری بهتر از آنها نمی تواند این وضعیت را توضیح دهد. بی بی سی یک مستند دوبخشی منتشر کرد که آن را هندوستان: سوال مودی نامید، و چند روز بعد یک شرکت کوچک آمریکایی تحت عنوان شرکت تحقیقاتی هیندنبرگ که تخصص اش در زمینه آنچه که ‘فعال فروش استقراضی’ (فروش سهام با هدف خرید دوباره آن به قیمت ارزانتر) نامیده می شود، می باشد، گزارشی منتشر کرد تحت عنوان گزارش هیندنبرگ، در آن خطاکاری تکان دهنده ای را درباره بزرگترین کمپانی هندی – گروه ادنان- افشا کرد.

رویداد بی بی سی – هیندنبرگ را رسانه های هندی به عنوان حمله به برج های دوقلوی هند توصیف کردند – نارندرا مودی نخست وزیر هند ۱ و بزرگترین کارخانه دار هند، گواتام ادانی، که تا همین اواخر، مرد سوم ثروتمند جهان بود. اتهامات بر علیه آنها سبک نیستند. فیلم بی بی سی مودی را در تشویق کشتار جمعی دخیل می داند. گزارش هیندنبرگ ادانی را متهم به طرح ریزی “بزرگترین فریبکاری در تاریخ کورپورت” می کند. در ۳۰ اوت، گاردین و فایننشال تایمز مقاله هایی منتشرکردند که بر اساس اسناد مجرمانه ای بودند که به وسیله پروژه گزارش جرایم سازمان یافته و فساد بدست آمده بود که گزارش هیندنبرگ را با دلیل و مدرک ثابت می کرد.

آژانس های تحقیق و بررسی هندی و بیشتر رسانه های هندی در موقعیتی نیستند که به آن رسیدگی کنند یا این روایات را منتشر کنند‌. وقتی که رسانه های خارجی آن را انجام می دهند، آنوقت آسان تر است که،  در جو کاذب ملی گرایی افراطی، آن را به عنوان حمله به حق حاکمیت هندوستان توصیف کرد.

قسمت اول فیلم بی بی سی سوال مودی درباره برنامه ضد مسلمان سال ۲۰۰۲ است که باعث خشم هندوها در سراسر ایالت گوجارات شد. این برنامه در پی آتش سوزی در یک واگن قطار و مسئول شناختن مسلمانان برای سوختن زنده ۵۹ هندو طراحی شد. درست چند ماه قبل از کشتار، مودی به عنوان وزیر ارشد دولت (استاندار) انتصاب شده بود (ولی انتخاب نشده بود). این فیلم درباره فقط کشتار نیست، بلکه سفر ۲۰ ساله ای است که  در آن بعضی از قربانیان آن در نظام حقوقی پرپیچ و خم هند با امید به دستیابی به عدالت و پاسخگویی سیاسی در پیش داشتند.

این سفر شامل اظهارات شاهدان عینی است، تکان دهنده ترین آن از فردی با نام امتیاز پاتان است، که ده نفر از اعضای خانواده اش را در “کشتار جامعه گلبرگ” از دست داد که در آن ۶۰ نفر بوسیله اوباش کشته شدند، شامل عضو سابق پارلمان احسان جفری که او را تکه تکه کردند و زنده در آتش سوزاندند. او رقیب سیاسی مودی بود و در انتخابات آن مقطع بر علیه مودی کمپین کرده بود. این یکی از چندین کشتار وحشتناکی بود که در طی چند روز در گوجارات به وقوع پیوست.

یکی دیگر از کشتارها – در فیلم نشان داده نشد – تجاوز دسته جمعی به بیلکیس بانو و قتل ۱۴ نفر از اعضای خانواده اش شامل دختر سه ساله اش بود. در اوت گذشته، در روز استقلال هند، در حالی که مودی خطاب به مردم کشور درباره اهمیت حقوق زنان صحبت می کرد، دولت او، در همان روز، تجاوز کاران، قاتلان بیلکیس و خانواده اش که به حبس ابد محکوم شده بودند را بخشید. آنها بیشتر اوقات زندانشان را به صورت آزادی مشروط گذرانده بودند. و حالا آزاد هستند. در بیرون از زندان از آنها با حلقه های گل استقبال شد و در حال حاضر اعضای محترم جامعه محسوب می شوند و در برنامه های اجتماعی در کنار سیاستمداران حزب بهارتیا جاناتا ظاهر می شوند.

فیلم بی بی سی یک گزارش اینترنت را که در آوریل ۲۰۰۲ به سفارش وزارت خارجه انگلستان تهیه شده بود و تاکنون بوسیله عموم دیده نشده بود انتشار داد. این گزارش حقیقت یاب برآورد کرده بود که “حداقل۲۰۰۰” نفر از مردم کشته شده بودند. آن را کشتار از پیش برنامه ریزی شده خطاب کرده بود که “همه علائم مشخص پاکسازی قومی” را در بر داشت. در گزارش قید شده بود که مخاطبان قابل اعتماد به آنها اطلاع داده بودند که به پلیس گفته شده است که دست نگه دارد. گزارش مستقیما مودی را مقصر می دانست. بعد از برنامه (ضد مسلمان) گوجارات، آمریکا از دادن ویزا به مودی خودداری کرد. مودی در سه انتخابات متوالی برنده شد و تا سال ۲۰۱۴ وزیر ارشد ایالت گوجارات (استاندار) باقی ماند. ممنوعیت سفر به آمریکا بعد از اینکه او نخست وزیر هند شد لغو شد.

دولت مودی این فیلم را ممنوع کرده است. همه پلتفرم های رسانه های اجتماعی که این ممنوعیت را اجابت کردند لینک ها و منابع مربوط به آن را از بین بردند. در ظرف چند هفته بعد از انتشار فیلم دفاتر بی بی سی به محاصره پلیس درآمدند و مورد تهاجم مقامات مالیات قرار گرفتند.

گزارش هیندنبرگ گروه ادانی را متهم به درگیری در”اعمال نفوذ گستاخانه در سهام و طرح تقلب دفاتر مالی (بین المللی)” کرد، که – بطور مصنوعی کمپانی های اصلی اش را بیش از حد ارزش گذاری کرد و دارایی خالص رئیس هیئت مدیره اش را بزرگتر نشان داد. بر طبق گزارش، هفت کمپانی ادانی بیش از۸۵ درصد زیادتر برآورد شده اند. مودی و ادانی برای چندین دهه همدیگر را می شناسند. در واقع دوستی اشان بعد از برنامه (ضد مسلمان) گوجارات در سال ۲۰۰۲ تحکیم پیدا کرد.

در آن مقطع، بیشتر مردم هند، شامل کمپانی های هندی به خاطر کشتار علنی و تجاوز دسته جمعی مسلمانان، که در  شهرها و دهکده های گوجارات بوسیله اوباشی صورت گرفت که در پی “انتقام” بودند، با وحشت عقب نشینی کرده و از آن فاصله گرفتند. گواتام ادانی در کنار مودی ایستاد. همراه با تعداد کمی از کارخانه داران گوجارات او یک پلتفرم جدیدی از بازرگانان را بوجود آورد. آنها منتقدین مودی را تقبیح کردند و مودی با شعار “سلطان قلب هندوها” حرفه سیاسی جدیدش را شروع کرد. بنابراین آنچه که معروف به مدل “توسعه” گوجارات می باشد متولد شد: ملی گرایی خشن هندو که بوسیله پول شرکتی (کورپورت) تضمین شده است.

در سال ۲۰۱۴، پس از سه دوره به عنوان وزیر ارشد (استاندار) ایالت گوجارات، مودی به عنوان نخست وزیر هندوستان انتخاب شد. او برای شرکت در مراسم تحلیف (سوگند) در یک هواپیمای شخصی که اسم ادانی روی بدنه آن تزئین شده بود به دهلی پرواز کرد. در ۹ سال تصدی مودی، ادانی تبدیل به ثروتمند ترین فرد جهان شد. ثروتش از ۸ میلیارد دلار به ۱۳۷ میلیارد دلار افزایش پیدا کرد. فقط در سال ۲۰۲۲، در آمد او ۷۲ میلیارد دلار بود، که از مجموع کل درآمد ۹ میلیاردر بعدی در جهان بیشتر است. گروه ادانی۲ در حال حاضر ۱۲ بندر حمل و نقل را کنترل می کند که ۳۰ درصد بار کشتیرانی هند را شامل می شوند، ۷ فرودگاه را کنترل می کند که ۲۳ درصد مسافران هند را مدیریت می کنند، و انبارهایی که ۳۰ درصد غلات هند را نگهداری می کنند. مالک و مدیر نیروگاه های برقی است که بزرگترین تولید کننده برق خصوصی کشور می باشد.

بله، گواتام ادانی یکی از ثروتمندترین افراد جهان است، اما اگر شما نظری به شروع برنامه انتخاباتی شان بیندازید، حزب بهارتیا جاناتا نه تنها ثروتمندترین حزب هندوستان است، بلکه شاید حتی ثروتمندترین حزب جهان باشد. در سال ۲۰۱۶حزب بهارتیا جاناتا طرح اوراق قرضه انتخاباتی (که در آن شرکتها با خرید اوراق قرضه بطور مستقیم روی حزب مورد علاقه خود بطور ناشناس سرمایه گذاری می کنند) را معرفی کرد. حزب بهارتیا جاناتا بزرگترین سهم منابع مالی شرکتها را دارد. به نظر می رسد که برج های دوقلو یک زیر زمین مشترک دارند.

درست همانطور که ادانی وقتی که مودی به او احتیاج داشت در کنار او ایستاد، دولت مودی هم در کنار ادانی ایستاد و حاضر به جواب دادن به حتی یکی از سوال هایی که اعضای اپوزیسیون در پارلمان طرح کرده اند نشده است، تا آنجا پیش رفته است که سخنرانی های آنها را هم از رکورد پارلمان حذف کرده است.

در حالی که حزب بهارتیا جاناتا و ادانی ثروت های خود را می انباشتند، در یک گزارش انتقادی بوسیله سازمان آکسفام گفته شده است که ۱۰ درصد بالای جمعیت هند ۷۷ درصد کلی ثروت ملی را در اختیار دارند. ۷۳ درصد ثروت تولید شده در سال ۲۰۱۷ را ۱ درصد از ثروتمندترین ها بدست آوردند در حالی ۶۷۰ میلیون نفر از مردم هند که نیمه فقیر تر جمعیت را دربر می گیرند فقط شاهد ۱ درصد افزایش در ثروتشان بودند. در شرایطی که هند به عنوان یک قدرت اقتصادی با یک بازار عظیم شناخته شده است، عمده مردمش در فقر خرد کننده ای بسر می برند.

میلیون ها نفر روی جیره های غذایی در جعبه هایی که عکس مودی روی آنها چاپ شده است زندگی می کنند. هندوستان کشور بسیار ثروتمند با مردمی فقیر است، و یکی از نابرابر ترین کشورهای جهان. به خاطر دردسرهایش، آکسفام هم در هند مورد حمله قرار گرفته است. عفو بین الملل و دیگر سازمان های غیر دولتی دردسر آفرین هم به خاطر در معرض اذیت و آزار قرار گرفتن دفاتر شان را بسته اند.

هیچکدام از اینها کوچکترین تاثیری در سران دموکراسی های غربی در رابطه با دولت مودی نگذاشته است. در ظرف چند روز پس از گزارش هیندنبرگ – بی بی سی، پس از دیدار “گرم و سازنده،” نخست وزیر مودی، رئیس جمهور جو بایدن و رئیس جمهور امانوئل ماکرون اعلام کردند که هندوستان ۴۷۰ هواپیمای بوئینگ و ایرباس خواهد خرید. بایدن گفت که این معامله بیش از یک میلیون شغل در آمریکا بوجود می آورد. موتورهای ایرباس به وسیله رولز رویس “برای بخش پررونق هوافضای انگلستان” تامین می شوند، نخست وزیر ریشی سوناک گفت.

  • برای گسترش روابط محدودیتی وجود ندارد، همه چیز امکان پذیر است.

 مودی در ماه ژوئیه برای یک دیدار رسمی به آمریکا و به فرانسه به عنوان مهمان اصلی برای جشن روز باستیل سفر کرد. آیا این باور کردنی است؟ ماکرون و بایدن به شرم آورترین شکلی تملق او را گفتند، در حالی که به خوبی می دانستند که این تمجید را او تبدیل به تبلیغات طلائی برای خودش در انتخابات ۲۰۲۴ خواهد کرد. هیچ چیزی وجود ندارد که آنها در مورد مردی که در آغوش گرفتند ندانند.

آنها درباره نقش آقای مودی در برنامه (ضد مسلمان) گوجارات باید می دانستند. درباره نظم تهوع آوری که در آن مسلمانان در ملا عام لینچ۳ می شوند، و چگونه بعضی از این لینچرها با حلقه های گل در گردن با اعضای۴ کابینه آقای مودی دیدار می کنند، و فرایند بی مهابای تفکیک و گتوسازی مسلمانان، آنها باید می دانستند. آنها درباره به آتش کشیدن صدها کلیسا به وسیله هندوهای ویژیلانته (مجریان خودسرانه عدالت) باید می دانستند.

آنها در باره تحت تعقیب قرار دادن سیاستمداران اپوزیسیون۵، دانش آموزان۶، فعالان حقوق بشر، حقوقدانان۷و روزنامه نگاران۸، بعضی از آنها که به زندانهای طولانی۹ محکوم شده اند، باید می دانستند. آنها درباره حملات۱۰پلیس و هندوهای مشکوک ملی گرا به دانشگاه ها۱۱، بازنویسی۱۲ کتاب های درسی تاریخ، ممنوعیت فیلم ها۱۳، بستن عفو بین الملل هندوستان۱۴، حملات به دفاتر بی بی سی۱۵، گذاشته شدن کنشگران، روزنامه نگاران و منتقدین دولت در لیست اسرارآمیز ممنوعیت برای پرواز۱۶ و تحت فشار گذاشتن دانشگاهیان هندی۱۷ و خارجی۱۸، باید می دانستند.

آنها باید می دانستند که هند در حال حاضر در رتبه ۱۶۱ از ۱۸۰ کشور در زمینه شاخص آزادی رسانه۱۹ می باشد، که بسیاری از بهترین روزنامه نگاران هندی از جریان اصلی رسانه در هند به بیرون هل داده شده اند و اینکه روزنامه نگاران در معرض یک سیستم نظارتی سانسور کننده قرار خواهند گرفت که در آن یک سازمان منتصب دولتی قدرت تصمیم گیری خواهد داشت که آیا گزارش ها و تفسیرهای رسانه ای در باره دولت جعلی یا گمراه کننده۲۰هستند یا نه. و قانون جدید فناوری اطلاعاتی که برای بستن صدای مخالفان در رسانه های اجتماعی طراحی شده است.

آنها باید در مورد اوباشان شمشیر بدست ویژلانته هندو می دانستند، که بطور منظم و آشکار خواهان نابودی مسلمانان و تجاوز به زنان مسلمان هستند.

آنها در باره وضعیت کشمیر باید می دانستند، که در آغاز سال ۲۰۱۹ در معرض چندین ماه خاموشی ارتباطات۲۱ قرار گرفت – طولانی ترین توقف اینترنت در یک دموکراسی – و روزنامه نگارانش متحمل آزار و اذیت، دستگیری و بازجویی شدند. هیچکس در قرن ۲۱ نباید مجبور باشد که مثل آنها زندگی کند، با چکمه ای روی گلویشان.

آنها درباره قانون اصلاحیه شهروندان که درسال۲۰۱۹ تصویب شد باید می دانستند که بیشرمانه بر علیه مسلمانان تبعیض قائل میشود، و تظاهرات بزرگی۲۲را که به راه انداخت و چگونه آن تظاهرات با کشته شدن۲۳ده ها مسلمان بوسیله اراذل و اوباش هندو در دهلی به پایان رسید (که، اتفاقا، در همان مقطع دونالد ترامپ برای یک دیدار رسمی در آنجا بود، و درباره آن حتی یک کلمه صحبت نکرد). آنها باید می دانستند که چگونه پلیس دهلی مردان جوان مسلمان را که به شدت زخمی شده بودند در حالی که روی خیابان ها افتاده بودند مجبور می کرد که سرود ملی هند را بخوانند در حالی که آنها را برمی انگیختند و به آنها لگد می زدند. و متعاقب آن  یکی از آنها فوت کردند.

آنها باید می دانستند که در حالی که بزرگداشت مودی را جشن می گرفتند، مسلمانان در حال فرار۲۴ از شهر کوچکی در ایالت اوتاراکند در شمال هند بودند، بعد از اینکه هندوهای افراطی وابسته به حزب بهارتیا جاناتا روی خانه هایشان علامت ایکس گذاشتند و به آنها گفتند که از آنجا بروند. صحبت های علنی در مورد ایالت اوتاراکند “بدون مسلمان” در جریان است. آنها باید می دانستند که تحت نظارت مودی، ایالت مانیپور در شمال شرقی هند به سراشیبی جنگ داخلی وحشیانه ای افتاده است. و شکلی از پاکسازی قومی در شرف تکوین است. دولت مرکزی در آن شریک است، دولت ایالتی حامی آن است، و نیروهای امنیتی به دو گروه پلیس و دیگران بدون سلسله مراتب فرماندهی تقسیم شده است. اینترنت قطع شده است و اخبار چندین هفته طول می کشد تا به بیرون درز کند.

با این وجود، قدرت های جهان همه اکسیژن مورد نیاز را برای نابودی بافت اجتماعی و به آتش کشاندن هند در اختیار مودی می گذارند. از دیدگاه من، این شکلی از نژادپرستی است. آنها ادعا می کنند که دموکرات هستند، اما نژاد پرستند. آنها اعتقادی به اعمال “ارزشهای” ادعایی شان به کشورهای غیر سفید ندارند. البته داستانی قدیمی است.  

مسئله ای نیست. ما نبرد خودمان را خودمان می جنگیم – و در نهایت کشورمان را پس می گیریم. اما، اگر تصور می کنند که فروپاشی دموکراسی در هند تاثیری روی همه جهان نخواهد دهشت، آنها باید در واقع دچار توهم باشند.

برای کسانی که هنوز معتقدند که هند یک دموکراسی است – اینها یک تعداد کمی از رویدادهایی هستند که در چند ماه گذشته به وقوع پیوستند. وقتی که من گفتم ما وارد فاز متفاوتی شده ایم منظورم این بود. این بار از مرحله هشدار دادن گذشته ایم، و ما باید علاوه بر رهبران از بخش های از مردم هم هراس داشته باشیم:

در مانیپور جایی که جنگ داخلی در جریان است، پلیس، که کاملا طرفدار افراطیون است، دو زن را در اختیار اوباش قرار داد، آنها را عریان در دهکده گردادند و بعد بطور گروهی به آنها تجاوز کردند. یکی از آنها شاهد کشته شدن برادر جوانش در مقابل چشمهای خودش بود. زنانی که به همان جامعه تجاوزکاران تعلق داشتند در کنار تجاوزکاران ایستادند و حتی مردانشان را تحریک به تجاوز می کردند.

در ماهاراشترا یک افسر مسلح نگهبان خط آهن قدم زنان در کریدورهای قطار در حالی که مسافران مسلمان را به گلوله می بست از مردم می خواست که به مودی رای بدهند.

یک هندو ویژیلانته بسیار محبوب، که اغلب عکس های او در حال معاشرت با سیاستمداران مهم و پلیس منتشر شده بود، از هندو ها دعوت کرد که در یک راهپیمایی مذهبی از مناطق پرجمعیت مسلمان نشین شرکت کنند. او متهم اصلی در قتل دو جوان مسلمان است که در ماه فوریه به یک خودرو بسته شدند و آنها را زنده سوزاندند.

شهر نوح که مجاور گورگان است، جایی که کمپانی های عمده بین المللی در آنجا دفتر دارند. هندو ها در راهپیمایی اشان مسلسل و شمشیر حمل کردند. مسلمانان هم از خود دفاع کردند. همانطور که انتظار می رفت، این راهپیمایی منجر به خشونت شد. شش نفر کشته شدند. یک امام ۱۹ ساله در رختخوابش کشته شد و مسجد اش تخریب و به آتش کشیده شد. واکنش دولت با بولدوزر خراب کردن مساکن فقیرترین مسلمانان و فراری دادن صدها خانواده برای نجات جانشان بود.

نخست وزیر در این مورد هیچ چیزی برای گفتن نداشت. فصل انتخابات است. در ماه می آینده انتخابات عمومی در پیش خواهد بود. همه اینها بخشی از کمپین انتخاباتی است. ما برای خونریزی بیشتر، کشتار انبوه، حملات پرچم دروغین، تظاهر به جنگ و هرچیزی که قطب بندی را در بین مردمی که پیش از آن قطبی شده اند، بیشتر کند، آماده می شویم.

اخیر یک ویدیوی کوتاه ترسناک را در یک کلاسی در یک مدرسه کوچک دیدم. آموزگاری یک کودک مسلمان را مجبور می کند که در کنار میزش به ایستد و از بقیه دانش آموزان هندو می خواهد که یکی بعد از دیگری بیایند و او را با سیلی بزنند. او آن بچه هایی را که سیلی محکم نزده اند سرزنش می کند. کاری که تا بحال انجام شده است این است که هندوهای دهکده و پلیس خانواده های مسلمانان را تحت فشار گذاشته اند که به دادگاه شکایت نکنند. شهریه مدرسه کودک مسلمان پس داده شده است و او را از آن مدرسه بیرون آورده اند.

آنچه که در هند در حال وقوع است نوع سستی از فاشیسم اینترنتی نیست. یک چیز واقعی است. ما نازی شده ایم. فقط رهبران ما یا کانال های تلویزیونی ما و روزنامه های ما نیستند که نازی شده اند، بلکه بخش های عظیمی از مردم ما هم به آنها ملحق شده اند. تعداد زیادی از مردم هندو در آمریکا و اروپا و آفریقای جنوبی از فاشیست ها بطور سیاسی و مادی حمایت می کنند. برای وجدانمان، و برای بچه هایمان و بچه های بچه هایمان، ما باید به پاخیزیم. اهمیتی ندارد که ما شکست بخوریم یا اینکه پیروز شویم. این مسئولیت ما  فقط در هندوستان نیست. بزودی، اگر مودی در سال ۲۰۲۴ برنده شود، همه راه های مخالفت بسته خواهند شد. هیچ کدام از شماها در این سالن نباید وانمود کنید که نمی دانستید که چه چیزی در شرف تکوین بود.

اگر به من اجازه دهید، با خواندن بخشی از مقاله اولم، پایان تخیل، این صحبت را به پایان می رسانم. این یک مکالمه با دوستی درباره شکست است – و مانیفست شخصی من به عنوان یک نویسنده.

“گفتم درهرصورت چشم انداز او از ظاهر پدیده ها بود، این گمان که مسیر سعادت یا خشنودی فردی اوج گرفته بود چون او بطور اتفاقی به ‘موفقیت’ دست یافته بود. بر اعتقادی غیر خلاق فرض شده است که ثروت و شهرت رویای الزامی هرکسی است.

به او گفتم که مدت خیلی طولانی در نیویورک زندگی کرده ای. دنیاهای دیگری هم وجود دارند. رویاهای دیگری هم وجود دارند. رویاهایی که در آنها شکست امکان پذیر است. شرافتمندانه است. بعضی اوقات حتی ارزش جنگیدن دارد. دنیاهایی که در آنها پذیرش و شناخته شدن تنها معیار درخشش و ارزش انسانی نیست. سلحشوران فراوانی هستند که من می شناسم و دوستشان دارم، انسانهایی که ارزششان خیلی بیشتر از من است، که هرروز به جبهه جنگ می روند، در حالی که میدانند شکست خواهند خورد. درست است، به مبتذل ترین مضمون یک کلمه،  آنها کمتر “موفق” هستند، اما مطلقا کمتر خشنود نیستند.

تنها رویایی که ارزش دارد، به او گفتم، این است که در این رویا باید بود که تو زندگی خواهی کرد در حالی که زنده هستی و خواهی مرد وقتی که مرده ای. (علم و غیب؟ شاید.)

‘دقیقا یعنی چی؟’  ( ابروهایش را بالا آورد، کمی آزرده خاطر شده بود.)

سعی کردم که توضیح بدهم، اما در آن موفق نبودم. بعضی اوقات، احتیاج دارم که برای فکر کردن بنویسم. بنابراین‌ روی یک دستمال کاغذی نوشتم. این چیزی است که نوشتم: دوست داشتن. دوستت داشتن. هرگز فراموش نکردن ناچیزی خودت. هرگز عادت نکردن به خشونت غیر قابل بیان و نابرابری مبتذل زندگی در اطراف تو. در پی شادی بودن در غم انگیزترین مکانها. به دنبال زیبایی بودن در آشیانه اش. هرگز آنچه را که پیچیده است ساده نکردن یا آنچه که ساده است پیچیده کردن. به اقتدار احترام گذاشتن، ولی زیر بار زور نرفتن. مهمتر از همه، مراقب بودن. تلاش کردن و درک کردن. هرگز روی برنگرداندن. و هرگز، هرگز، فراموش نکردن.

یکبار دیگر به خاطر این جایزه از شما سپاسگزاری می کنم. آن بخشی از توضیح در مورد جایزه که می گوید «آروندهاتی روی مقاله را به عنوان شکلی از مبارزه به کار می برد» دوست دارم.

گستاخانه، متکبرانه، و حتی کمی احمقانه خواهد بود که اگر نویسنده ای معتقد باشد که با نوشتن خود جهان را عوض خواهد کرد. اما تاسف آور خواهد بود اگر او حتی تلاشی برای تغییر جهان نکند.

قبل از اینکه بروم…فقط این را می خواهم بگویم: این جایزه پول زیادی بهمراه دارد. این پول با من نمی ماند. آن را در اختیار بسیاری از فعالین، روزنامه نگاران، حقوقدانان، فیلمسازان شجاعی که در مقابل این رژیم با تقریبا هیچ امکاناتی ایستاده اند، قرار خواهد گرفت. هرچند که اوضاع ناخوشایند است، لطفا بدانید که مبارزه عظیمی در جریان است.

منبع: مانتلی ریویو آنلاین

آرونداتی روی چهل و پنجمین جایزه مقاله یوروپین برای یک عمر دستاورد را به مناسبت ترجمه فرانسوی رساله اش، آزادی، فاشیسم، داستان در ۱۲ سپتامبر دریافت کرد.

  Notes

https://viewer.gutools.co.uk/world/narendra-modi

۲- https://viewer.gutools.co.uk/business/adani-group

۳- https://www.nytimes.com/2019/02/18/world/asia/india-cow-religious-attacks.html

https://www.indiatoday.in/india/story/union-minister-jayant-sinha-garlands-8-convicted-for-ramgarh- mob-lynching-1279601-2018-07-06

https://www.reuters.com/world/india/after-gandhis-conviction-signs-indias-opposition-uniting-against-modi-2023-03-30/

۶ – https://www.aljazeera.com/news/2023/1/28/indian-police-detain-students-over-bbc-modi-documentary

https://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/mysterious-arrest-of-activist-lawyer-seen-as-a-harbinger-for-india/2018/09/28/89994490-c0e9-11e8-9f4f-a1b7af255aa5_story.html

۸- https://www.nytimes.com/2021/11/15/world/asia/india-journalists-arrested-crackdown-tripura.html

https://www.outlookindia.com/national/explained-who-is-gn-saibaba-what-is-the-maoist-links-case-he-is-in-jail-for-news-230191

۱۰- https://www.nytimes.com/2020/01/05/world/asia/india-jawaharlal-nehru-university-attack.html

۱۱ . https://thewire.in/rights/jamia-millia-islamia-violence-delhi-police

۱۲ –https://www.nytimes.com/2023/04/06/world/asia/india-textbooks-changes.html

۱۳ –https://time.com/6250480/bbc-modi-documentary-skirting-censors/

https://www.amnesty.org/en/latest/press-release/2020/09/amnesty-international-india-halts-its-work-on-upholding-human-rights-in-india-due-to-reprisal-from-government-of-india/

۱۵- https://www.nytimes.com/2023/02/14/world/asia/india-bbc-tax-raid.html

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2022/10/india-authorities-must-end-alarming-rise-of-arbitrary-travel-bans-on-journalists-and-activists/

۱۷ –https://www.newframe.com/academic-freedom-and-autonomy-imperilled-under-modi/

۱۸- https://www.insidehighered.com/news/2022/08/12/foreign-academics-are-being-denied-entry-india

۱۹- https://rsf.org/en/2023-world-press-freedom-index-journalism-threatened-fake-content-industry

https://frontline.thehindu.com/world-affairs/tactic-of-denial-over-chinese-occupation-of-indian-territory-could-prove-costly/article66470769.ece

۲۱- https://www.nytimes.com/2020/01/26/world/asia/kashmir-internet-shutdown-india.html

۲۲- https://www.nytimes.com/2019/12/16/world/asia/india-citizenship-protests.html#_blank

۲۳- https://www.theatlantic.com/ideas/archive/2020/02/what-happened-delhi-was-pogrom/607198/

https://www.aljazeera.com/news/2023/6/13/why-muslims-are-fleeing-a-small-town-in-indias-uttarakhand-state

https://akhbar-rooz.com/?p=218134 لينک کوتاه

5 3 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
3 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
غلامعلی کشانی
9 ماه قبل

سلام و عرض ادب می‌کنم.
خسته نباشید.
از جناب آقای اورنگ تشکر می‌کنم که این بحث ضروری را برای ما طرح کردند و برای ترجمه همت کردند و زحمت کشیده‌اند.
از سایت اخبار روز هم از همین بابت متشکرم.

حمید قربانی
حمید قربانی
9 ماه قبل

من با آرونداتی روی در سال ۲۰۰۳ آشنا شدم، هنگامی بوش پسر رئیس جمهور محبوب دل های بورژوازی مثل مودی امروز، بعراق لشکر کشید و ” دموکراسی جنده ای شد که از فاسقش سیلی خورد، ولی به صورتش ماتیک سرخ مالید و وقیحانه گفت: سرخی صورت من خیال نکنید که من سیلی خورده ام، بلکه از ماتیکی است که به صورتم مالیده ام” نقل از ذهن، همان مقاله، نوشته بودم که ۳۲ بنای تاریخی در عراق فقط ساختمان وزارت نفت بود که سالم ماند. بعد سخنرانی اش در باره همان هند و جمع آوری روزانه ۱۰۰۰ جنازه بوسیله ماشین های شهرداری از مردگان شب قبل در خیابانهای شهر بمبئی و ساختمان ۶ طبقه ای و در هر طبقه اش ۱۰۰ آپاراتمان با ۱۰۰ نفر مستخدم فقط برای آورد ن و بردن چمدانهای مهمانان. اما هنوز، آرونداتی روی راه برون و نیروی توانا برای برون رفت از اوضاع کنونی را یا نمیداند و یا نمیخواهد نشان دهد.آن نیروی اجتماعی طبقه کارگرجهان و هندوستان است که ۲۰۰ میلیونی اعتصاب میکند و راه به پیروزی رساندن انقلاب قهری کمونیستی است! باید سازمان یابد و مسلح شود!

نیک
نیک
9 ماه قبل

همفکری معمولا همکاری نیز به همراه دارد همچنان که در جنگ جهانی دوم هیتلر و موسیلینی و امپراتور ژاپن راهمکار در جنایتی بیسابقه ساخت. در حالیکه همفکری مودی و اردوغان و پوتین و ترامپ و رییس جمهور سابق برزیل نشان دهنده ظهور فاشیسم نوینیست در جهان متاسفانه جناحی از چپ ما بدون ارزیابی درست از جناح های داخلی آمریکا, در امریکا ستیزی کور خود همچون رژیم ج.ا. عملا این فاشیسم نوین را پشتیبانی میکند. نگاه کنید که چگونه ترامپ برای کمک به رفیق خود پوتین, نوکرانش در کنگره را موظف ساخته تا بوجه دولت را قطع و آنرا فلج کنند به شرط آنکه دولت از کمک مالی به اوکراین دست بردارد. رفقا چند تا جوجه فاشیست رو در اوکراین مثل چند قطره بارون خوب حس میکنند اما سیل و طوفانی که در راه است رو نمیبینند.    

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x