چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

شعر بی نام – علی اردلان

رفته با خستگی میرود

با دو فعل تشنه

در نیم سطر…

عشق درغربت همه چیز

غروب کرد

و طلوع دوباره اش

در خون تپید.

امشب صدای مفقود شده ماه

از درونی ترین لایه تنهایی

فریاد میزند

تا تمام اجزاء گم شده شب را

در بی زمانی یک پرسش

پیوند زند.

باغ هنوز نمرده

-چون چشمه ها موقتا آب دارند

و زنبورهای وحشی

راه زندگی مخفیانه را

از یاد نبرده اند-

 اما زندگی سرانجام خواهد پوسید

و ستاره کاملا خواهد سوخت.

تنها محبت است که سرانجام

پیاله را

به دست آن رفته خواهد داد،

تا شاید

شاید دوباره بازگردد

و اینبار

 از پله های آزادی

بالا رود.

.

رفته با خستگی میرود

با دو فعل بسته

در نیمه راه…

در خواب می بیند،

کلید قفل ترانه ای در جیب دارد

و آرام آرام

به سوی اتاق میرود،

به اتاقی سبز

که در کنار پرچینش

چشمه خیال میگذرد.

باغ در پشت اندوه چشمانش جای دارد

با آفتابی که

به میانه ی ساعت رسیده است.

در ژرفای ناروشن رویایی کابوس وار،

در آن سوی کوچه،

دردی آجری رنگ

از پله های شب

به پایین می ریزد

تا در کسالتی مرگ آور

فروافتد

از رطوبت گونه های صبح.

در اتاق خاکستر شده

زمان بر انحنای تاریک بی باوری

-از

حادثه

 تولد

 دوباره ی

او-

میلغزد و پلک های خسته را

آشتی میدهد با هم.

کوچه خواب میبیند

کوچه بر فراز خود

پرواز میکند و

پیش ازطلوع “روشن” روزمرگی ها

به خود بازمیگردد.

 صدای ساز

از پایین ترین شاخه ی آسمان

به گوش میرسد

  • گشوده و باز-

 و در فضا

جنبش دیگری برپاست

 -که چون تجربه اولین پرواز

هراسناک است و زندگی ساز-

علی اردلان

۲۳ آذر ۱۴۰۲

https://akhbar-rooz.com/?p=226758 لينک کوتاه

3.3 3 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x