شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

انتخابات مجلس و مواضع نیروهای سیاسی – فرخ نگهدار

  • ضمن احترام به حق شهروندان برای حمایت یا عدم حمایت از هر یک از لیست های عملا موجود؛ و ضمن احترام به کنشگری تحریم گران و درک علل واقعی آن؛ من، در انتخابات مجلس دوازدهم، در کنار احزاب دموکراسی خواه و میهن دوست در ایران می ایستم، و بدین وسیله حمایت خود را از تصمیم آنها – مبنی بر «عدم شرکت» انتخابات جاری – به اطلاع هم میهنان گرامی میرسانم.

توضیح:

با مرور بحث ها، سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های نیروهای سیاسی کشور در ارتباط با انتخابات مجلس ۱۲، پرداختن به دو بحث در قالب دو مقاله را ضروری یافتم.  

مقاله اول با عنوان «انتخابات مجلس و مواضع نیروهای سیاسی» تنظیم شده و در آن فرازهای زیر مورد واکاوی قرار گرفته است: 

  • سیاست و مقاصد حکومت در انتخابات،
  • موضع احزاب و تشکل های قانونی در کشور
  • موضع تشکل های فعال در خارج کشور
  • اهداف سیاسی موضع گیری نیروها در انتخابات

مقاله دوم، که با عنوان «انتخابات مجلس و جبهه اصلاحات ایران» تنظیم شده، و در آن روندهای تصمیم سازی در جبهه اصلاحات ایران و تجارب آن واکاوی شده است:

  • چیستی گرایشها در جبهه اصلاحات،
  • تصمیم سازی در فضای مملو از عدم قطعیت، 
  • ضرورت مدیریت اختلاف، مکانیسم ها و مهارت ها
  • جبهه اصلاحات ایران دست اورد مهم جنبش اصلاح طلبی

اینک مقاله اول: 

  1. انتخابات زیر تابلوی «ورود ناراضیان ممنوع»

بر این انتخابات گرد مرگ پاشیده اند. سه روز مانده به انتخابات مجلس و در هیچ کجای کشور عطر انتخابات نیست. نه جنب و جوشی. نه شور و شوقی. هیچ کس نمی پرسد با این انتخابات چه اتفاق می‌افتد. همه می‌دانند «هیچ اتفاقی نمی‌افتد».

گفته اند در انتخابات مجلس قبل ۴۲ درصد شرکت کردند. این بار حرف از ۳۰ درصد است. آخرین نظر سنجی ها می گوید نرخ مشارکت در تهران به زیر ۲۰ درصد میرود. 

به نظر می رسد که از زمستان ۹۶ به بعد حکومت دیگر زیاد مایل نیست انتخابات در ایران پرشور شود. اصلا نمی خواهند انتخابات به عرصه کشمکش ناراضیان با مدافعان حکومت باشد. می‌خواهند رقابت تنها بین حامیان حکومت باشد و آنها برای حفظ یا افزودن بر سهم خود در مجلس با هم رقابت کنند. 

حکومتگران این بار نه تنها علاقه ای به ورود نامزد هایی را ندارند که رای ناراضیان را جذب  می کنند، بلکه حتی مواظبند چهره‌های محبوبی که تا حالا کمتر با حکومت مخالفت داشته‌اند هم به انتخابات وارد نشوند. چون فکر می کنند وقتی برنده شوند بیشتر به هواداران گوش می کنند یا به اوامر از بالا. 

انتخابات دو کارکرد دارد: اول تخلیه نارضایتی‌ها در صندوق رای، دوم تقسیم پست های حکومتی به شیوه صلح آمیز. حکومت مصمم است که کارکرد اول بی اثر شود و فقط لایه های اجتماعی که از حکومت راضی هستند، یا دغدغه های محلی دارند، به انتخابات ورود کنند. وموضوع انتخابات جاری نیز عمدتا تدارک توزیع پست های حکومتی بین حامیان حکومت است.

از ۹۶ به این سو ازنظر حکومت داوطبان نمایندگی، نه فقط باید به نهضت آزادی، جبهه ملی، محافل ملی مذهبی یا غیرمذهبی، هیچ تعلقی نداشته باشند، نه تنها باید لتزام عملی به ولایت فقیه داشته باشند، بلکه باید سودای اخذ رای اقشار ناراضی را از سر به در کنند. از ۹۶ به این سو اشخاص سرشناسی که همیشه همسو با حکومت حرکت کرده و اعتبار و جایگاهی در بدنه نظام داشته اند هم رد صلاحیت می شوند، حتی اگر هیچ نسبت و قرابتی با مخالفان حکومت یا مردم معترض نداشته باشند.  

البته حد اجرای سیاست «ورود ممنوع» هنوز دقیقا روشن نیست. لیست های موجود نشان می دهد به هر دلیل، از جمله به علت اعمال نفوذهای محلی، لابی گری ها یا قرار و مدارهای پشت پرده، شمار معدودی از افراد با صبغه «اعتدالی اصلاحی» در انتخابات حضور دارند و در برخی حوزه ها ممکن است رای هم بیاورند.

آنگونه که در خبرها امده، بیش از ۱۲۰۰۰ نامزد تائید صلاحیت شده اند که اکثر آنان برای مردم ناشناخته اند. از آن میان گویا حدود ۱۰۰ نفر کمابیش دیدگاه های «اعتدالی اصلاحی» دارند. ارزیابی برخی محافل آنست که بسیار بعید است آنها بیش از ۲۰ کرسی به دست آورند. 

  • موضع احزاب و تشکل های قانونی در ایران

احزابی که در ایران فعالیت قانونی دارند، و کمابیش تمایلات اقشار ناراضی را بازتاب می‌ دهند، از سال ۹۶ به این سو، با تغییر سیاست انتخاباتی حکومت، در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته اند. صلاحیت یا عدم صلاحیت آنان در این دوره عملا به میزان احتراز آنها از انعکاس صدای ناراضیا ن مرتبط بوده است. اما اگر آنها صدای اقشار ناراضی نباشند هیچ خواهند شد. توجه کنیم که مطابق نظرسنجی‌ها شمار ناراضیان در ایران حدود ۸۵ درصد است و آرای کسانی که از حکومت راضی هستند هم عمدتا پیش فروش شده است.

خوشبختانه بعد از سال ها پراکندگی و کشمکش در دو سه ساله اخیر مجموعه احزاب و تشکل های برآمده از نظام جمهوری اسلامی زیر یک چتر فراگیر، به نام جبهه اصلاحات، متحد شده و مکانیسم های مشخصی برای تصمیم سازی و تولید اراده واحد بین خود تعبیه کرده اند. مهم ترین کار این جبهه تعیین رویکرد در قبال انتخابات های عمدتا غیررقابتی است. جبهه اصلاحات ایران مهمترین تشکل قانونی است که مخالف سیاست ها و رویکردهای حاکم بر کشور است. شورای مرکزی جبهه اصلاحات متشکل از ۴۳ عضو است: ۲۸ حزب و جمعیت حقوقی و ۱۵ عضو حقیقی. به علاوه نهضت آزادی و محافل مرتبط با جبهه ملی، بسیاری تشکل ها و محافل دیگر، که حکومت حضور دوفاکتوی آنها را تحمل می کند نیز وجود دارند که در بسیاری موارد با جبهه اصلاحات همسو فعالیت می کنند.

از پی بیش از ۶ ماه رایزنی، تبادل نظر و سنجش، روز ۲۱ بهمن ماه شورای مرکزی جبهه اصلاحات با یک اکثریت قاطع، ۳۴ رای از ۴۳ رای، اعلام کرد جبهه اصلاحات ایران « نمی‌تواند در انتخاباتی تهی از معنا، غیررقابتی، غیرمنصفانه و غیرمؤثر در اداره کشور شرکت کند». 

آن دسته از اعضای شورای مرکزی که به قطعنامه مذکور رای ندادند، همراه با شماری از فعالین سیاسی و اجتماعی، در بیانیه ای با امضای ۱۱۰ نفر و با عنوان «روزنه گشایی کنیم»اعلام کردند «عدم شرکت در انتخابات ابزار کارآمدی برای نیل به انتخابات آزاد نیست». و «علیرغم حذف‌های غیرعادلانهٔ‌ استصوابی، هنوز دهها نامزد میانه‌رو، اصلاح‌جو و سالم حضور دارند» آنها از شهروندان دعوت کردند «تا با نگذشتن از «حق رأی»شان، به نامزدهای ائتلافی میانه رو رای بدهند». 

به این ترتیب در جبهه اصلاحات ایران یک «اکثریت بزرگ» و یک «اقلیت موثر» شکل گرفته که در تشخیص «ظرفیت ها برای مشارکت» و «تاثیرگذاری بر عملکرد مجلس» با هم تفاوت نظر معین دارند. 

یک اکثریت بزرگ در جبهه اصلاحات باور دارد انتخاباتی که روز ۱۱ اسفند برگزار می شود «بی معنا، غیررقابتی، و غیرموثر» است و خواهان شرایط تامین شرایط حداقلی برای مشارکت است. 

یک اقلیت موثر در جبهه اصلاحات باور می‌کند که: نه. این طور نیست که انتخابات ۱۱ اسفند کاملا «بی معنا، غیر رقابتی و غیر موثر» باشد. در برخی حوزه ها، از جمله در تهران، رقابت میان افراط گرایان و میانه روها جدی است و باید ورود و روزنه گشایی کرد. با هدف تشکیل یک «اقلیت موثر» در مجلس، آنها فکر می‌کنند اگر این «اقلیت موثر» در مجلس تشکیل شود برای انتخابات ۱۴۰۴ افق گشایی شده است. 

به این ترتیب جبهه اصلاحات ایران، نهضت آزادی ایران، جناح های جبهه ملی ایران، محافل ملی مذهبی، که همه از حق شرکت مسئولین و چهره های موثر خود در انتخابات محروم گشته اند، اکنون اعلام کرده اند که از میان نامزدهای موجود، کسی نظریات و مطالبات آنها را نمایندگی نمی کند و لذا «عدم شرکت» تنها گزینه ممکن برای آنهاست. در همان حال حزب کارگزاران، حزب اعتماد ملی، و حزب ایرانیان، که جزو اقلیت جبهه اصلاحات محسوب می شوند، همراه با برخی محافل دیگر، اعلام کرده اند که گرچه حکومت مانع از شرکت نامزدهای جبهه اصلاحات و دیگر تشکل های قانونی شده، اما با هدف تشکیل یک «اقلیت موثر» در مجلس، از بقایای افراد «اعتدالی اصلاحی» در میان نامزدهای موجود حمایت خواهند کرد. 

من از انتخابات ۱۴۰۰ تا امروز از نزدیک در مباحثات مربوط به «شرکت یا عدم شرکت» بین احزاب پای بند به فعالیت قانونی کشور مشارکت داشته و معتقد بوده و هستم که آزادی خواهان از هیچ فرصتی برای تقویت حق انتخاب و بالابردن شان صندوق رای در جامعه نباید داوطلبانه دست بشویند. انتخابات عرصه حضور و مشارکت مردم است، و نه عرصه قدرت نمایی حاکمان. اما آموخته ام که آزادی خواهان و عدالت پژوهان به هیچ عنوان مجاز نیستند از افرادی در انتخابات حمایت کنند که قطعا می دانند آنها در مجلس از آزادی و عدالت دفاع نخواهند کرد. و یا، از آن هم بدتر، علیه این ارزش ها عمل خواهند کرد.  

اگر احزاب یا افرادی به این شناخت رسیده اند، در انتخابات بشدت بسته، هنوز روزنه هایی هست که می توان با گشودن آنها افق گشایی کرد، شخصا به شناخت آنها احترام می گذارم. اما این افراد اگر فعال حزبی هستند، موظفند حزبشان را به این شناخت خود متقاعد کنند. و اگر به هر دلیل حزب متقاعد نشد باید به شناخت جمع احترام بگذارند. نمی توان هم فعال حزبی بود و هم به تصمیم حزب احترام نگذاشت. 

من البته در موقعیتی نیستم که درباره شناخت متفاوتِ اکثریت جبهه اصلاحات و اقلیت آن، از فرصت ها و تهدیدهای ناشی از شرکت یا عدم شرکت نظر قطعی داشته باشم. اما بنا به تجربه طولانی یقین دارم که ارزش سرمایه ای که با رعایت انضباط و احترام به تصمیمات قانونی تشکل ها، برای رسیدن به یک ایران دموکراتیک، برای تحقق آرزوهای مشترک، انباشت می شود، به مراتب بیش از مداخل نقدی است که سرپیچی ما از تصمیم حزب ممکن است نصیب ایران کند. 

  •  موضع تشکل های فعال در خارج کشور

طیف پادشاهی خواهان و مجاهدین خلق هریک با مشخصه های خاص خود در یک سو، تشکل های جمهوری خواهان در سوی دیگر، و نیز احزاب و سازمان های متعدد قومی، چپگرا و غیره، همه در خارج کشور فعالند و به صورت دسته جمعی یا تک به تک درباره انتخابات مجلس ۱۲ اظهار نظر کرده اند.  

در اظهار نظرهای نهادها یا فعالان سیاسی شناخته شده در خارج کشور، به هیچ صورت «دعوت به مشارکت» یا جانبداری از یک لیست دیده نمی شود. تمام تشکل ها و گرایش هایی که با عنوان سرنگونی طلب یا برانداز خود را معرفی می کنند، یک پارچه از تحریم فعال انتخابات صحبت می کنند. اما برخی از تشکل ها و فعالین جمهوری خواه، مثل اتحاد جمهوری خواهان ایران، تفاوت جدی میان «تحریم» و «عدم شرکت» نمی بینند و هر دو را به کار می برند. برخی دیگر مثل حزب توده ایران یا حزب چپ ایران، فقط از تحریم انتخابات استفاده می کنند. و برخی دیگر مثل سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) از «عدم شرکت» استفاده می کنند. 

  •  اهداف سیاسی موضع گیری نیروها در انتخابات

خطاب اکثر بیانیه های احزاب و محافل سیاسی ناراضی یا مخالف وضع موجود به مردم است. چه آنها که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کنند، و چه آنها که از عدم شرکت حزبشان در انتخابات صحبت می کنند، و چه آنها که مردم را به تحریم فعال انتخابات فرامیخوانند. 

اما در یک شرایط منجمد و بشدت رکودی، که هیچ جنب و جوشی در جامعه نیست، اعلامیه های احزاب سیاسی در عمل هیچ تاثیر محسوسی در پهنه جامعه ندارد. قاطبه مردم اصلا از آن ها مطلع نمی شوند. این نداها بر کوه یخ جامعه ای بی امید پژواک می یابد و به سوی جامعه سیاسی بازمی گردد و عمدتا در آنجا شنیده می شود. امید به تاثیر گذاری این اطلاعیه ها بر کنشگری مردم در شرایط یاس آلود امیدی کاذب است؛ چه در راستای تشویق به شرکت، چه برای تشویق به تحریم. 

تاثیر اصلی کنشگری سیاسی ما در شرایط رکود، تولید واکنش در پایه اجتماعی نیست. این کنشگری بیش از همه برای تعیین جایگاه ما در جامعه سیاسی به کار می آید. به ویژه نیروهای فعال در خارج کشور که از حق رای دادن در انتخابات مجلس محرومند، از این موضع گیری برای پیام رسانی به جامعه نیروهای سیاسی بهره می گیرند. آنها از کلمات بیانیه خود استفاده می کنند که اعلام کنند که در این لحظه در کنار کدام نیروها ایستاده اند و نسبت شان با دیگر نیروهای سیاسی کشور چیست. 

  • آندسته از ناراضیان که امروز از «دعوت به شرکت» هواداری می کنند، ممکن است بدانند که دعوتشان تغییری در پائین درست نمی کند. اما بر اعلام این دعوت پافشاری می کنند چون این کار به حفظ تعامل و ارتباط با حکومت و نیروهای حامی آن کمک می کند؛ امری که برای پیگیری اهداف سیاسی و برنامه ای ایشان حیاتی است. آنها با این موضع گیری مرزبندی واضح تری میان خود و سرنگونی طلبان و براندازان ایجاد می کنند. 
    • آندسته از مخالفان و ناراضیان از حکومت که بر موضع «عدم شرکت» ایستاده اند و از دعوت مردم به عدم شرکت امنتاع می کنند، تصور یا محاسبه می کنند که با این موضع گیری هم از تقابل همه جانبه با حکومت درشرایط کنونی جامعه و نیروهای حامی آن اجتناب می کنند و هم به تقابل گسترده با نیروهای تحریم گرا دامن نمی زنند. 
    • آندسته از نیروهای سیاسی که «تحریم انتخابات» را تبلیغ می کنند نیز اهداف سیاسی خاص خود را پی می گیرند.  آنها با این موضع گیری تقابل و صف آرائی خود برابر حکومت، و مرزبندی و فاصله خود با ناراضیان تعامل گرا، شفاف تر می سازند. 

ضمن احترام به حق همه شهروندان برای حمایت یا عدم حمایت از هر یک از لیست های عملا موجود؛ و ضمن احترام به نظر تحریم گران و درک موجبات عینی روی آوردن آنها به تحریم؛ و با سنجش تمام جهات و تاثیرات هر موضع گیری سیاسی در لحظه حاضر، من، فرخ نگهدار، در انتخابات مجلس دوازدهم در کنار احزاب دموکراسی خواه، توسعه گرا، و میهن دوست در ایران، می ایستم و بدین وسیله حمایت خود از تصمیم آنها، مبنی بر «عدم شرکت» در انتخابات جاری، را به اطلاع هم میهنان گرامی میرسانم.  

فرخ نگهدار – سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ (۲۷ فوریه ۲۰۲۴) – لندن

https://akhbar-rooz.com/?p=234450 لينک کوتاه

1.5 29 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

32 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
trackback

[…] organization of the reformists, also decided to sit out the election after months of deliberation, saying it “cannot take part in an election that is meaningless, noncompetitive, unfair, and ineffective […]

حسن نکونام
حسن نکونام
1 ماه قبل

دوست فدایی اکثریت من، که قرابتی با آقای فرخ نگهدار نداشت ! آقای کهنسال گرامی، که برخلاف نام مستعارش، نگاه و دیدگاه و اندیشه ای بسیار جوان و پویا دارد، سر درد دل مرا باز کرد، تا از دوستی عزیز یاد کنم، که شاهد تلاش های ارزشمند و انسانی او بودم. او وکیل دادگستری بود. اختلاف بین مالک و مستاجر، و زمیندار و بی زمین، به یکی از معضلات روز تبدیل شده بود. دوست من، با پشتکار و تلاش بی وقفه خود در کنار مستاجران و بی زمین ها قرار گرفت، و در بسیاری از این موارد حقوقی هم موفق بود، و حق به حقدار رساند. او، بر خلاف بیانیه های آقای نگهدار، که در همکاری با سران حکومت اسلامی، خواهان معرفی « ضد انقلاب » به نهاد های حکومت شده بود، به من و ما، که در سال های ۶۰ بهر سوراخ و سنبه ای برای حفظ جان خود پناه میبردیم، کمک فراوان کرد. او را در روند ضد انسانی « پاکسازی » از کار اخراج کردند. صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را / خوبی، چه بدی داشت که یک بار نکردی.

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل
پاسخ به  حسن نکونام

حسن اقا، ممنون بابت حمایت و همدردی

توجه!
توجه!
1 ماه قبل

انتخابات مضحک نمایشی امروز ، تلاش حاکمیت برای ولایی کردن” حکومت طالبانی” از طرف مردم عملا با عدم شرکت اکثریت آنها با یک نه جواب داده شده است”رفراندم نه به حکومت اسلامی”.
حال زمان آنست که اپوزیسیون راه حلی برای رهایی و جایگزینی بیابد و هوشمندانه بسمت همگرایی قدم نهد و نه کودکانه بر مسائل و اتفاقات گذشته پافشاری کند و همدیگر را”به ناحق” متهم این وضعیت شوم کند ،که شومتر هم خواهد شد.

محمدتبریزی
محمدتبریزی
1 ماه قبل

نوشته،با جمله«ضمن احترام به حق»شروع شده،
یادآوری میکنم که دراین روزگار در جهان هرکس از
منظر منافعش خودرا حق میپندارد،انواع حکومت ها
وحاکمانشان،صهیونیستها،اسلام سیاسی الی اخر…
درجهان امروز رژیمهائی وجود دارندکه،از نسل کشی تا ویرانی یک کشور خودرا محق دانسته اند،مانند
رژیم حکومت اسلام و دولت حاکم براسرائیل که دو روی یک سکه هستند و همدیگررا بازتولید میکنند
«حق» نشانگر و روشن کننده واقعیتهای اجتماعی
وجهانی نیست.همواره،«حقیقت» است که مورد احترام انسانها،احزاب مردمی و روشنفکران بوده است
با پوزش از آقای نگهدار گزاره«ضمن احترام به حقیقت» نشانگر هدفهای والاست.

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل

با پوزش از دوستان اخبار روز؛
گویابرای آقای نگهدار در مورد نظرات بنده سراپا تقصیربه مقالات ایشان سوء تفاهمی پیش آمده که آن را تصحیح میکنم:

-از سال ۵۹ تاکنون۱۸۰درجه با اکثریت مخالف بوده و به خاطرمخالفت با قاتلان حاکم رنجهای فراوان؛ بخصوص در نیمه اول دهه ۶۰ متحمل شده ام….علت حساسیت من به مقالات ایشان به این جهت است که عزیزی صادق و شجاع از سازمان اکثریت داشتم که درشهریور ۶۷ سربدار شد.   
-صداقت؛ پشتکار و شفافیت مواضع سیاسی آقای نگهدار درحمایت از حاکمان جنایتکار ج .ا که از بهمن ۵۷ آغاز شده و به اشکال مختلف تابحال ادامه داشته قابل “تحسین” است(انصاف هم خوب چیزی است)!  
باز هم حق با ایشان است من قبل از خواندن مقالات ایشان امتیاز۱ از پنج را انتخاب میکنم (اگر میشد۱ از۱۰۰) و سپس خواندن آنرا آغاز میکنم و در پایان به این نتیجه میرسم که انتخاب درستی کرده ام.  
با آرزوی آزادی و برابری در دیار کهن  

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل
پاسخ به  کهنسال

نام و یاد عزیز همکلاسی شجاع و صادق من فتح الله دیانت (رشته فیزیک دانشکده علوم دانشگاه تهران) گرامی باد 
او در قتل عام ۶۷ سربدار شد.

آرش ادیبان
آرش ادیبان
1 ماه قبل

با درود

عدم شرکت یعنی قهر با نظام
تحریم انتخابات یعنی نه به نظام
تحریم فعال یعنی یک رفراندم

با آرزوی پیوند هر چه بیشتر این سه گروه برای پیروزی بر جمهوری اسلامی و برقراری دمکراسی و آزادی و عدالت اجتماعی

حسن نکونام
حسن نکونام
1 ماه قبل

اینقدر آقای نگهدار را اذیت نکنیم ! از نامزد کردن صادق خلخالی برای نمایندگی مجلس اسلامی پس از ۲۲ بهمن ۵۷، بوسیله سازمان سابق آقای نگهدار و حزب توده، تا حضورهای مداوم مثلث « بمن » (بهنود، مهاجرانی، نگهدار ) در جلو سفارت های حکومت اسلامی، برای انتخاب « ضد امپریالیست های خط امام » ، وتا مواضع اخیر آقای نگهدار، پیشرفتی هم صورت گرفته است. پیشرفت های دیگری از اقای نگهدار را همجنان انتظار می کشیم. انصاف هم خوب چیزی، نه؟

Esed
Esed
1 ماه قبل

نگهدار از این رژیم جنایتکار دل نکنده و با یک سری توجیهات میخواهد بگوید که این رژیم مشروعیت دارد و قابل استحاله است .

F Sharifi
F Sharifi
1 ماه قبل
پاسخ به  Esed

نگهدار ترجیح می دهد در رویدادهای رخ داده در ایران، سخن از ورشکستگی آرمان ها بگوید!

تا بدینوسیله از پاسخ گویی از مسئولیت ها ، شکست ها و بخصوص از حمایت همه جانبه خود و همفکرانش، از فاشیسم اسلامی بگریزد !

احمد نجاتى
احمد نجاتى
1 ماه قبل

مگن آخوندى رفته بود بالاى منبر و نطق مى کرد در رابط با نجسى و پاکى و گفت اگر بچه جایی إدرار کند آن محل نجس است و با شستن پاک نمى شود، حتى با آب و صابون، وقتى که برگشت خانه دید زنش یک قسمت فرش را پاره کرده! پرسید چه شده اینجاى فرش؟
زنش هم در جواب گفت من امروز در مسجد بودم و تو این صحبتها را کردى!
آخوند در گفت بابا من اینها رو واسه مردم مى گم نه واسه خودمون.
آقاى نگهدار مى گویند
اگر احزاب یا افرادی به این شناخت رسیده اند، …، شخصا به شناخت آنها احترام می گذارم. اما این افراد اگر فعال حزبی هستند، موظفند حزبشان را به این شناخت خود متقاعد کنند. و اگر به هر دلیل حزب متقاعد نشد باید به شناخت جمع احترام بگذارند. نمی توان هم فعال حزبی بود و هم به تصمیم حزب احترام نگذاشت.
خوب آقاى نگهدار مگر شما به دفعات در سازمان اکثریت همین کار را نکردید( که سازمان شما یک چیز مى گفت و شما هم کار خود را مى کردید)
البته شاید بگوئید در نوشته من حزب منظور هست و ننوشته ام سازمان.

الف باران
الف باران
1 ماه قبل

مهم رای دادن و یا ندادن شما در این انتخابات نیست ، مهم خط فکری و سازمانی شما در آغاز تولد غول سیاه جمهوری اسلامی از چراغ جادویی ، پرورش و حمایت آن در سرکوب سازمان‌های و جنبش‌ها مبارزات مردم ایران در طول نکبت بار این نظام بخصوص در دهه شصت می‌باشد .
خط امام همان خطی بود که به شهادت خلخالی نامزد انتخاباتی حزب توده به همه آن جنایات تکان‌ دهنده بویژه در کردستان ایران صحه گذارد و حکم قتل عام زندانیان سیاسی ایران را پس از حمله مجاهدین به ایران و پایان جنگ باعراق برای زهر چشم گرفتن و انتقام‌جویی صادر کرد.
حزب توده ایران و سپس فدائیان اکثریت دو تشکلی که توجیهات تئوریک خود را برای خوش خور کردن جمهوری اسلامی می تراشیدند و آسمان و ریسان را بهم مبافتند . آنها بعنوان وکیل مدافع جنایات این جمهوری همیشه به میدان می‌آمدند . آنها جنایاتی را که حزب اللهی ها با پرتاب نارنجک در میدان آزادی انجام داد و هزاران هزار نفر شاهد مارش این چماق بدستان بودند ( خود در ضلع شرقی میدان بودم )

فرخ نگهدار
1 ماه قبل
پاسخ به  الف باران

الف باران گرامی
شما هم مثل کهنسال عزیز از ۴۲ سال پیش تا ۴۲ سال بعد می توانید همین متن را با تغییر جمله اول، زیر نوشته های من بیاورید. اما من هم با دقت آنها را میخوانم و هربار شما را از نو به خاطر می آورم که الف باران در رابطه با آرمان ها و آرزوهایی که در سر دارد کدام گام ها را ممکن است بردارد؟ آیا در او امیدی به نو آوردن و موثر بودن هنوز باقی است؟

بابک مهرانی
بابک مهرانی
1 ماه قبل
  • فرخ نگهدار:”ضمن احترام به حق شهروندان برای حمایت یا عدم حمایت از هر یک ازلیست های عملاموجود ؛ و ضمن احترام به کنشگری تحریم گران [ …….] من، در انتخابات مجلس دوازدهم، در کنار احزاب دموکراسی خواه و میهن دوست در ایران می ایستم، و بدین وسیله حمایت خود را از تصمیم آنها – مبنی بر «عدم شرکت» انتخابات جاری – به اطلاع هم میهنان گرامی میرسانم. (نقل از متن زیرعنوان همین نوشتار)

ب. م : من هیچ احترامی برای علی خامنه ای و تمام عمّال جنایتکارو حامیان حکومت فاشیستی مشروعه شیعی قائل نیستم در این ۴۵ سال از راس کشی برای بهره کشی سوء استفاده کرده و حقوق شهروندی مردم برای کاندید شدن را هزاران بار نادیده گرفته واز همان سال ۵۸ دگراندیشان را در تمام رای کشی ها حذف کردند. کمترین کاری که امروز به موازات تحریم مضحکه «انتخابات» می توان کرد. اعلام جرم با جمع آوری امضاء میلیونی علیه مسئولان جمهوری اسلامی بخاطر نقض حقوق بشری انتخابات در این ۴۵ سال که همراه با جنایت بشری بوده ست. مردم در ایران را یاری کنیم.

فرخ نگهدار
1 ماه قبل
پاسخ به  بابک مهرانی

ب. م. گرامی
اولا مگر هرکس به لیست ها رای می دهد جنایتکار و فاشیست است؟ می گویند این بار ۳۰ درصد شرکت می کنند. شما برای این مردم هیچ احترامی قائل نیستید؟ همه آنها دزد و جنایتکار و قاتل هستند؟
در ثانی شما اطلاع دارید که دادگاه بین المللی لاهه جزو سازمان ملل است و برای رسیدگی به شکایات اعضا. مردم نمی توانند با جمع آوری امضا کسی را به آن دادگاه ببرند. امضا جمع کردن فقط فایده تبلیغی دارد. برای محاکمه سران جمهوری اسلامی شما می توانید از راهی بروید که دادخواهان شیلی رفتند در مورد پینوشه.
این ها را می نویسم نه از این باب که فکر می کنم گرفتن آن حکم جلب، حتی حمایت همه دولت های اروپایی و امریکایی از شما هم گرهی از کار کشورو مردم ایران می گشاید، بلکه از این باب که اگر فکر می کنید کارتان مفید است، از راه درست اقدام کنید که وقت تلف نشود.

بابک مهرانی
بابک مهرانی
1 ماه قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

عجب سئوال بی موردی !!! من آگاهانه و مشخص نوشتم: [ من هیچ احترامی برای علی خامنه ای و تمام عمّال جنایتکارو حامیان حکومت فاشیستی مشروعه شیعی قائل نیستم ] زیرا مثل شما فکر نمی کنم که نوشتی :«ضمن احترام به حق شهروندان برای حمایت یا عدم حمایت از هریک از لیست ها ……“ تمام قد برای خامنه ای و دار ودسته ی او که رای میدهند «تعظیم» فرمودید. در مورد میلیونها بار نقض حقوق بشردر۴۵ سال شمول انتخابات و جنایت بشری حکومت هم بیراه رفتی . من نوشتم :[اعلام جرم با جمع آوری امضاء میلیونی علیه مسئولان جمهوری اسلامی بخاطر نقض حقوق بشری انتخابات در این ۴۵ سال که همراه با جنایت بشری بوده ست. مردم در ایران را یاری کنیم.] چه می گوئی؟ میلیونها بار نقض حقوق بشر و جنایت بشری توسط حکومت ولایت فقیه قابل دادخواهی نیست؟در ضمن اشکالی ندارد که شما از کسانی که از این اتهامات بری هستند دفاع کنید!!!کیست که دفاع نکند؟

farhad farhadiyan
farhad farhadiyan
1 ماه قبل

من وارد بحث نمی شوم فقط کافیست بدانید که سردر این مجلس نوشته «مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران » همین کلمه ی اسلامی یعنی ضد دموکراتیک و ارتجاعی و تمام کسانی که چنین مجلسی را برای هر هدفی به جزتصویب لوایح قصاص سنگسار و … بداند خودش را در کنار مرتجعین قرار داده و همچنان متوهم است . شما هنوز مجلسی را به رسمیت می شناسید که فاشیستی ترین لوایج موجود در دنیا را به تصویب رسانده است اگر من با خوشبینی بگویم تا اینجا اشتباه کرده اید قبول ولی از ۲۵ شهریور سال ۱۴۰۱ یعنی هر جریانی که نهادهای فاشیستی جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد مرتحع و فاشیست است چه رسد که بخواهد تعریفی عرفی از چنین حکومتی بدهد شرکت در چنین انتخاباتی یعنی اینکه شمافاشیست هستید هم ۸۴ نفر چپ نما و هم ۱۱۰ نفر که مشارکت را نائید کرده اند از نظر انقلاب زن زندگی آزادی یعنی حمایت از فاشیستهاست و درکنار فاشیستها قرار گرفتن است مردم ایران خواهان سرنگونی و انحلال تمام نهادهای فاشیستی جمعهوری اسلامی هستند . زن زندگی آزادی حکومت شورائی

ب دیدار
ب دیدار
1 ماه قبل

اگر انتخابات خرداد ۷۶ را با کمی احتیاط منفک کنیم، سازو کارهای انتخاباتی در دیگر دوره ها تغییر چندانی نکرده است. یعنی نظارت استصوابی بوده است، ورود نیروهایی که خودی نبوده اند از همان اوایل انقلاب تاکنون ادامه داشته است و مهره چینی ولی فقیه برای پیشبرد سیاست هایش همچنان ادامه دارد. مثلا در مقطعی روحانی اجازه ورود پیدا می کند چون رهبر نیاز به نوعی سازش با غرب داشت و در مقطعی احمدی نژاد یا رئیسی. تاریخ مصرف که تمام می شود کنار زده می شوند. جریانی که هم اکنون با نام اصلاح طلبی فعالیت می کند اصولا اصلاح طلب نیست و عمده نیروهای آن اتفاقا جزو افراد نزدیک به رفسنجانی بودند که بیشترین هجمه را به اصلاح طلبان در دوران خاتمی کردند. حالا این سوال به وجود می آید که چگونه است آقای نگهدار در سال ۹۲ و ۹۶ مصمم به شرکت در انتخابات است و هم اکنون خواستار عدم شرکت در آن است؟ سیر فکری آقای نگهدار باید ما را به این نتیجه برساند که ایشان باید این بار هم گزینه مشارکت را تبلیغ می کردند. به راستی چه چیزی تغییرکرده

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 ماه قبل

حاکمیت در این نمایش کمیکش کار را بجایی رسانده است که بسیارانی از افراد و یا گروه ها که نگرش نرمش با حکومت را داشتند به صف نه گویان پیوستند که این نگرش را باید مثبت دید و از آن استقبال کرد اما این افراد و گروه چه آنهایی که در درون نظام حاکم تعریف می شوند و چه آنهایی که بیرون تعریف می شوند این نه گویی اشان زمانی در خدمت تحولات آزادی خواهانه و دمکراسی خواهانه است که در پی اقدامات میدانی بر آیند و اتمام حجت نهایی را با حاکمیت و باند حاکم بکنند آنهم طی یک نامه سرگشاده که به نهاد قدرت و مستبد حاکم نوشته می شود به او گوشزد کنند چون روشت موجودیت کشور را بخطر می اندازد
این تغییرات را اگر پذیرفتی و اقدام کردی می توانیم به روش اصلاح خواهی خود ادامه دهیم و گرنه بصورت علنی پیشاپیش مردم معترض وارد حرکات اعتراضی خیابانی می شویم
که انوقت نتیجه اش مشخص است:
ریشه نهاد قدرت مستبد برچیده می شود با توجه به کینه ای که در جامعه وجود هیچ کنترلی روی کینه داران جامعه نخواهد بود و چوبه های دار برپا می شو

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 ماه قبل

موضوع را در دو گفتار می توان مورد بررسی قرار داد:
۱- اکثریت قابل توجه فعالان سیاسی
و مردم به نه گویی با نمایش انتخاباتی رسیده اند
۲- با توجه به اینکه حاکمیت و باند حاکم خواهان هیجانات انتخاباتی نیست چرا رهبری و وابستگان چپاولگرش به التماس افتاده اند برای شرکت کردن در انتخابات؟
اگر چه با محدودیت نوشتاری در نظردهی مواجهه هستیم
در حد اجازه دادن در مورد دو گفتار نکاتی آورده می شود!
می دانیم در یک روند و تحول اجتماعی ،نگرش اصلاح طلبی تا لحظه آخر به امید تغییر در نهاد قدرت است؛ آنهم بخاطر اینکه از نظر تاریخی محاکمه و محکوم نشود و در محاکمه اش به او نگویند:
چرا به نهاد قدرت فرصت ساختن را ندادید و کار شما معترضین منجر به انقلابی شد که حاصل کارش ویرانگری ها خاص شد و…
اما
در این نمایش جدید که یک نمایش دلقک گونه شده است حکومت در پی پرکردن صندلی های دو مجلس بر آمده است؛
آنهم با یک مهندسی خاص که در این مهندسی جدیدش بی حیایی سیاسی را نیز علنی به نهایتش رسانده است.
کار به جایی رسیده

مزدا
مزدا
1 ماه قبل

آقا گربه پیر، دستش به گوشت نمی رسد، می گوید بوی بد می‌دهد. شما که نه رای می‌دهید نه می توانید رای بدهید، حداقل با احترام به تماشای مقاومت واقعی روی صندلی بنشیند. حاکمان ایران اعتقادی به مبارزه طبقاتی ندارند که کسی از آنها ایراد خطاکاری بگیرد. در ضمن در جامعه طبقاتی صحبت از دمکراسی کردن خطای اندیشه هست. به قول ادرنو:تضاد نظریه مارکس این است که از درون جامعه متضاد منافع طبقاتی، انتظار آزادی فردی را دارد. نویسنده مقاله باید بین لیبرالیسم اقتصادی و دیکتاتوری مساوات یکی را انتخاب کند. جمهوری اسلامی با نظریه قسط و عدالت اعتقادی به طبقات ندارد. این نوع از ابراز عقاید ارزشش در فضای تخیلات روشنفکری معیار سنجی می‌شود که بیشتر در حیطه هنر قابل فهم است. در این برهه از زمان گذار به چند قطبی باید بطور نسبی به نیرو های مقاومت کمک رسانی کرد و همدوش آنها بر استعمار پیر جنگ طلب ضعیف کش پیروز شد. به امید بیداری

آذرخش
آذرخش
1 ماه قبل

جناب نگهار بعید است شما نیم نگاهی به لیست ،، علی مطهری،، نکرده باشید.اگر به ،، جبر اسپینوزائی قائل باشیم،،این معلول است که ،،علّت ،، را به وجود می آورد.بنابراین شما با توجه به فضای منجمد انتخابات( معلول ) در انتخابات شرکت نمی کنید(علت). واین ،، معلول،، یعنی عدم تحمل نارا ضیان !!! وحذف آنها از کاندیاتوری مجلس،(علتش )عدم توانائی حکومت به پرسش ها و خواسته های مردم است. در ضمن عرض کنم ،این ناراضیان نیستند که ردصلاحیت می شوند ، بلکه پرسش گرانند.از تجربه های تاریخی باید استفاده کرد!!زمانی که دکتر اللهیار صالح با چند تن از همفکرانش در مجلس بیستم که در اسفند ۱۳۳۹ روئید و در اردیبهشت ۱۳۴۰ پر پر شد،شرکت کردند و انتخاب شدند، با انحلال مجلس توسط شاه، کشتیبان!! را سیاست دیگر آمد .از مجلس ۲۱ تا ۲۴.معلول انتخابات فرمایشی، علت عدم تحمل شاه.
آقای نگهدار ۸۵ درصد ناراضی پس ۱۵ در صد راضی.پس نرخ مشارکت ۳۰ درصد یعنی چه؟ البته ناراضیان هیچ نماینده ای به گفته شما ندارند.

فرخ نگهدار
1 ماه قبل
پاسخ به  آذرخش

جیاب آذرخش عزیز
ممنون از اظهار نظر.
این که ۸۵ درصد ناراضی هستند به معنای این نیست که هیچ یک از ناراضیان در انتخابات رای نمی دهد. این که ۱۵ درصد هم از وضع موجود ابراز ریاضت می کنند نیز به این معنا نیست که همه رای دادن را واجب شرعی می دانند. حتی در انتخابات دوران پهلوی نیز نرخ واقعی مشارکت در انتخابات مجلس از حدود ۳۵ درصد پائین تر نرفت. این دو نظر سنجی کاملا متفاوتند.

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل

ف.ن بیشتر نگران آنست که انتخابات پر شور برگزار نشده و بی رونق باشد. ایشان چندین مرتبه به سال ۹۶ اشاره می‌کند ولی هیچگاه نمیگوید در انسال شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمامه ماجرا در دانشگاه ها و جامعه طنین افکن شد.
چهل سال و اندی از حکومت جنایتکاران و دزدان کودک کش میگذرد. گذشت آن دوران که به رجایی و خامنه ای و … رای میدادی آنهم در اوج کشتارهای دهه ۶۰. حالا عقب مانده ترین بخش‌های جامعه هم نه به “انتخابات” میگویند.وی اصلا در دنیای دیگری سیر می‌کند.
تمام تلاش او برای رونق بخشیدن به انتصابات هست . مانند نمونه زیر:او در مصاحبه با روزی نامه “مستقل” که در داخل کشور چاپ می شود به تاریخ سه شنبه ۱۶ دیماه ۱۳۹۹ فرموده : انتخابات ۱۴۰۰ نباید بی رونق برگزار شود. لینک زیر :
https://www.pishkhan.com/rooznameh/Mostaghel?date=139910#portfolioimages-12
در تمامی انتصابات ریس جمهوری در لندن مقابل لانه آدمکشان حاضر و رای میدهد.

فرخ نگهدار
1 ماه قبل
پاسخ به  کهنسال

جناب کهنسال گرامی
با روحیات کهنسال شما آشنا هستم و به بقای ابدی عمر آنها در ذهن شما یقین دارم. اگر نوشته من شما را آزار می دهد می توانید آنها را نخوانید و همین حرف ها را زیر هر مقاله تکرار کنید.

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

پهلوی پرستان ، از یادآوری ۲۸ مرداد ۳۲ به خود میلرزند. و سپس “فتنه” ۵۷ بر بدنشان کهیر می اندازه . جناب نگهداری هم از یادآوری دهه ۶۰ و پیوند صادقانه اش با قضاییه جلادان و خط امام و بعدا اصلاح طلبی و پیروی از سید خندان و روباه بنفش و….گریان می‌شود !؟ امیدوارم !؟ من از گفتن واقعیات و تکرار مکررا ت خسته نمیشوم تا ابد. و حیف از من و ان جوانانی که سال‌های ۵۷-۵۶ شعار آزادی زندانیان سیاسی امثال تو را دادند و بست نشستند و تو و دوستانت امدین بیرون و به دنبال خمینی و خلخالی و لاجوردی افتادید و برای انها شمشیر از رو بستید.

اسماعیل زرگریان
اسماعیل زرگریان
1 ماه قبل

من با این حال نقدی در این نوشته از شما ندیدیم که بعنوان مثال مشارکت کننده کننده گان جبهه اصلاحات  سیاست درستی اتخاظ کردند و یا نه؟
 اصلا اشاره نکردید که این ۱۱۰ نفر موضع آنها و عمل آنها درست بود ویا نه؟ لطفا نظرتان را بنویسید.
 فرخ عزیز این کافی نیست دلایل و استدلال آنها را توضیح دهید ؛ نقد خودتان اگر داری بنویس اگر نداری هم بنویس . در تمامی مقالات منتشر شده در داخل کشور حامیان هر دو جناح مشارکت و عدم مشارکت با شهامت در دفاع ویا رد مشارکت در انتخابات اخیر نوشتند
 شما توصیف و شرح ماجرا و اطلاعات نوشتید

فرخ نگهدار
1 ماه قبل

زرگریان عزیز

نوشته اید:

«اصلا اشاره نکردید که این ۱۱۰ نفر موضع آنها و عمل آنها درست بود ویا نه؟ لطفا نظرتان را بنویسید»

دوست عزیز! پاسخ شما در مقاله آمده است:

«اگر احزاب یا افرادی به این شناخت رسیده اند، در انتخابات بشدت بسته، هنوز روزنه هایی هست که می توان با گشودن آنها افق گشایی کرد، شخصا به شناخت آنها احترام می گذارم. اما این افراد اگر فعال حزبی هستند، موظفند حزبشان را به این شناخت خود متقاعد کنند. و اگر به هر دلیل حزب متقاعد نشد باید به شناخت جمع احترام بگذارند. نمی توان هم فعال حزبی بود و هم به تصمیم حزب احترام نگذاشت.»

در ضمن بحث درباره مسایل و رویدادها در «جبهه اصلاحات ایران» موضوع مقاله دوم است که رئوس آن در مقدمه مقاله حاضر آمده است.

اگر بسط مبسوط تر بخواهید می توانید آن را در مقاله دوم بخوانید.

اسماعیل زرگریان
اسماعیل زرگریان
1 ماه قبل

من، فرخ نگهدار، در انتخابات مجلس دوازدهم در کنار احزاب دموکراسی خواه، توسعه گرا، و میهن دوست در ایران، می ایستم و بدین وسیله حمایت خود از تصمیم آنها، مبنی بر «عدم شرکت» در انتخابات جاری، را به اطلاع هم میهنان گرامی میرسانم.

مهردادیک‌پیشنهاد:: لطفا اسامی کشورها را قید کنید؛

جالب توجه است که سرانجام‌پس از سال ها نگهدار و بهنود تصمیم به عدم شرکت در انتخابات گرفته اند. جالب تر این‌که پس از سفسطه بافی‌ تمایز بین عدم شرکت و تحریم انتخابات ایشان گزینه اول را انتخاب فرموده اند. کماکان به نظر می‌رسد ایشان از کثیر مردم داخل کشور بسیار عقب تر هستند. به هر تقدیر مضحکه انتخابات و شکست جبهه اصلاحات و وجهه آنان در میان مردم روندیست که پس از خیزش زن زندگی آزادی روندی تصاعدی در پیش گرفته و زهی افسوس که جناب نکهدار حتی واژه ای در تاثیر این خیزش در بیداری بیش از پیش اذهان مردم سختی بر زبان نیاورد. کماکان دل مشغولی به خط اصلاحات‌که حتی امثال موسوی نیز ظاهرا از آن عبور کرده اند.

F Sharifi
F Sharifi
1 ماه قبل

طبقه کارگر ایران با کمترین دستمزد ماهانه در خاورمیانه و کمترین دستمزد های جهانی ، تحت شدید ترین بهره کشی طبقاتی و شدیدترین سرکوب های پلیسی قرار دارد .

در چنین وضعیتی با دعوت به شرکت در چنین مضحکه انتخاباتی ، «چپ های » حامی ج.ا ، مبارزه واهی و غیر واقعی” ضد امپریالیستی” حکومت را، جانشین مبارزه طبقاتی می‌سازند!

در واقع با این جابجایی طبقاتی ، این” چپ های پان اسلامیست “، هم حمایت خود را از طبقه سرمایه دار فاسد، جنگ طلب و نظامی حکومت اعلام داشته و هم اگاهانه بر کشتار ،شکنجه و سرکوب زنان ،جوانان ،کارگران ،معلمان ، اقلیت های قومی و هم نابودی محیط زیست ایران صحه میگذارند !

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


32
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x