یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳

یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳

جنگ نه ! بی اما و اگر – شهاب برهان

توجیهات و استدلالاتی نظامی، حقوقی، استراتژیک، تاکتیکی، دیپلماتیک، اخلاقی، غیرتی و نیز منفعت جویانه و فرصت طلبانه می توانند وقوع جنگ میان اسرائیل و ایران را توجیه کنند. این که اسرائیل غلط کرد کنسولگری ما را زد و فرماندهان ایرانی را کشت، پس باید تنبیه شود. این که اسرائیل حق دارد بخاطر امنیت خود چنین کند جمهوری اسلامی در سوریه و عراق و لبنان و یمن چه غلطی می کند؟ این که اسرائیل حمله کرده و ایران در موضع دفاعی و برحق است؛ این که ماجرا از حمله ی اسرائیل به کنسولگری ایران آغاز نشده و حکومت ایران بوده که در ۱۳۷۳ مرکز یهودیان در آرژانتین را منفجر کرده و ۸۵ نفر را کشته و ۳۰۰ نفر را زخمی کرده است. یا این که اسرائیل ده ها دانشمند هسته ایران را ترور کرده و ایران تلافی نکرده است…. یا این که رودرروئی ی حاضر، یک نقطه ی سرنوشت ساز برای خواباندن بازوی حریف در منطقه است، اگر ایران حمله ی اسرائیل را بی پاسخ بگذارد، لُنگ انداخته، دشمن را جری تر و متحدین و نیروهای نیابتی اش را از خود مأیوس و دور خواهد کرد…

یا این که میهن پرستی و غیرت ایرانی اجازه نمی دهد که از اسرائیل بخوریم و “عظمت ایران و شرف ایرانی” را ضایع کنیم.

در هر سوی این چنین استدلال ها و توجیهاتی باشیم و هر اندازه که این و آن را حقیقت بدانیم، برای من حقیقت برتر ، حقیقت نامشروط و مطلق در وضعیت کنونی، مخالفت بی قید و شرط با جنگ و تلاش در جهت پائین کشیدن فتیله ی تنش های نظامی است. بگذار همه ی آن استدلال های منطقی و حقوقی و اخلاقی و غیرتی زیر پا بمانند و ضایع شوند چون اگر جنگی دربگیرد، بسیار بیش از آن ها  زیر بمب ها خواهند سوخت و ضایع  خواهند شد. در چنین جنگی هیچ سربازی به جبهه فرستاده نخواهد شد. جنگ کلاسیکی در کار نخواهد بود. جنگ موشکی و پهبادی آخرالزمانی ده ها بار پیشرفته تر و مهیب تر از آنچه عراق را به ویران تبدیل کرد.

سلطنت باختگان و مجاهدین خلقی که دست شان کوتاه، تنها امیدشان به آتش گرفتن قیصریه برای یک دستمال است، خاکستر دستمال هم نصیب شان نخواهد شد؛ مردمی بیزار از رژیم اسلامی که تصور کنند جنگ می تواند آنان را از شّر رژیم خلاص کند، فردای پایان جنگ، از قهقرائی تاریکتر و ویرانی و فقر و تباهی ی خارج از تصور، و رژیمی باز هم تقویت شده، از خواب بیدار خواهند شد.

من از آن چپ هائی نیستم که هروقت صدای طبل نزدیک می شود به جبهه ی رژیم نزدیک می شوند که ” وای! موجودیت ایران چه می شود؟!”. موجودیت ایرانی که نافی و سرکوبگر حقوق و ازادی ها و رفاه ساکنان اش است برای من پشیزی ارزش ندارد. اما آن گرایشاتی در میان فعالان ملی  هم که تصور کنند جنگ می تواند فرجه ای برای استقلال و خلاصی از ستم ملی برایشان فراهم کند، خوابِ پنبه دانه می بینند. اول چمدان ها را رد نخواهند کرد و مرزها را باز نخواهند کرد که بفرمائید، سفر بخیر و رفتید به سلامت، بعد جنگ را شروع کنند. دوران ” منطقه پرواز ممنوع” هم سپری شده است. از ایرانِ ویران جز رژیمی تقویت شده با تکیه بر شووینیسمی هار، جنگ های داخلی بین ملت ها برسر خاک و کشیده شدن کشورهای همسایه به یک جنگ فراگیر منطقه ای چیزی نصیب ملت های ساکن ایران نخواهد شد.  

با توجه به همه ی استدلال ها و توجیهاتی که ممکن است این یا آن طرف جنگ افروز و جنگ طلب و این و آن وطن دوست و میهن پرست یا این و آن سودجوی فرصت طلب در حمایت از جنگ داشته باشند، هم نقطه ی عزمیت و هم نقطه ی مقصد من بی هیچ اما  و اگر و هیچ قید و شرطی، مخالفت با جنگ و تلاش برای پائین کشیدن فتیله ی تنش های نظامی است و در این میان تنها اصلی که برآن پایبند و پافشار هستم، دفاع از زندگی مردم و به قهقرا نبردن ظرفیت های آن ها در مبارزه برای کسب آزادی، به دست گرفتن سرنوشت خود، ساختن زندگی و پایان دادن به ستمگری هاست.

شهاب برهان

۲۵ فروردین ۱۴۰۳ –  13 آوریل ۲۰۲۴

https://akhbar-rooz.com/?p=238222 لينک کوتاه

2.8 10 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
7 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل

جنگ بین دو طرف یادآور جنگ ارتجاعی ۸ ساله ایران و عراق است که بهانه ای شد برای پروار شدن سرمایه داران داخلی و تسلیح  دو حکومت توسط قدرتهای غرب و شرق و سود سرشار نصیب انحصارات اسلحه شد. حال جنگ بین ۲ حکومت کودک کش با وجوه اشتراک فراوان دیگر: از سویی حکومت فاشیست و نژاد پرست اسرائیل با سابقه ننگین ۷۵ سال تجاوز؛نسل کشی و جنایت علیه  بشریت؛ که بقای خود را در ادامه و گسترش جنگ غزه  میداند. از سوی دیگر “سپاه مظلوم امام حسین” و “دلاور مردان” تشنه قدرت حکومت اسلامی:مجهز به موشک و پهپاد و اسلحه…با غارت ۴۵ ساله جان و مال مردم؛کشتار؛ سرکوب و قتل عام ده ها هزار تن از نیروهای انقلابی و مبارز داخل کشور و ترور صدها مخالف خارج کشور؛ تاسیس نیروهای ارتجاعی منطقه و یاری آنها.

بازندگان این جنگ افروزی ها کارگران و زحمتکشان دو کشور و راه نجات هم به زیر کشیدن این حکومتهای فاشیستی توسط همین نیروهای مردمی با حمایت نیروهای آزادیخواه و صلح طلب دنیاست.

حمید قربانی
حمید قربانی
1 ماه قبل

کسی که در شرایط کنونی با شعار جنگ نه به میدان می آید، کسی است که نظام سرمایه داری را پذیرفته است، جنگ سرمایه داران که برخاسته از نظام موجود اجتماعی است، پذیرفته است. وجدانش را آگاهانه با ناآگاهانه به سرمایه فروخته است. تهی از شجاعت و جرئت است! جنگ زاده سرمایه داریست، جنگ زاده جامعه طبقاتی است. جنگ مولود شرارت باری سرمایه داران زالو صفت نیست، گرچه فقط به منافع آنهاست. با تخیل جنگ نه تمام نمیشود. جنگ را امپریالیسم را موجودیت داده است. در مقابل جنگ امپریالیستی، شعار کمونیست ها، جنگ طبقاتی است.
کارل مارکس پایان فقر فلسفه :در نظامی که طبقات و اختلافات طبقاتی در آن وجود نداشته باشد، رفورم های اجتماعی، دیگر انقلابات سیاسی نخواهند بود. تا وقتی که این زمان فرا برسد، در آستانه هر تغییر شکل کلیِ جدید جامعه، آخرین جمله علم الاجتماع همواره چنین خواهد بود:
« یا مرگ یا مبارزه، جنگ خونین یا نیستی، مسئله به صورت سرسختانه مطرح است. »(ژرژ ساند ) (۱)
تنها با پایان کاپیتالیسم جنگ پایان می یابد.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 ماه قبل

دنباله نظر قبلی
اما اینکه آیا جنگی رخ می دهد یا خیر؛
باید گفت
معمولن، وقتی دو کشور واقعن دشمن هم هستند با دیدن توان نظامی و … اهداف خود عمل می کنند
که ممکن است با برقرار کردن توازن قوا موجودیت هم را نگه دارند و اگر یکی ضعیف باشد آنوقت به روش دیگر بقای خود را از گزند طرف دیگر تامین می کنند
اما در بازی های دیگر،
ممکن است
دو طرف خود را ضد هم بنمایانند اما با شگردهایی به بقای هم برای اهداف سرکوبگرایانه که دارند کمک کنند و در بزنگاهایی یکی برای دیگری بازی می کند یا هردو در بزنگاهایی بنفع دیگری بازی می کند؛
درمورد حمله حکومت حاکم بر ایران به اسرائیل چه می تواند گفت؟
باید گفت:
می بینیم بعد از حمله حماس به اسرائیل،
اسرائیل به غزه حمله می کند و در دنباله عملیاتش،
به محاصره رفح می رسداما در حمله به رفح به مشکلی برخورد می کند آنهم همراهی نداشتن متحدینش با او ، چون متحدینش می گویند حمله باعث کشتار وحشتناکی ازانسان ها می شود
موضوع دیگر که اسرائیل با آن موا

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 ماه قبل

نوشتار پیامد های ویرانگر یک جنگ که هزینه دهنده اصلیش مردمان یک کشور هستند را بخوبی یاد آوری می کند و مفید بیان می کند افراد یا گروهی هایی که در پی این هستند تا از موضوع جنگ بنفع اهداف خاص گروهی خود بهره ببرند باید بدانندپیروز جنگ، هیچ چیز برای فرصت طلبان نخواهد گذاشت؛
بعداز پیروزی،
پیروز براساس اهداف خود عمل می کند و خواهد کرد.
اما نکته ای که ایشان در پایان اورده اند
زیرکانه اهداف انسانی همراه با تعصب قومی را بهانه می کند وبه بسمت حمله به موجودیت کشور ایران می رود که باید به ایشان گفت
آنکه موجودیت ایران را بهانه می کند برای مطرح کردن گروه خودش و باند خودش و ایده لوژی ضد انسانی خودش ، اینها همانقدر مخرب عمل می کند که تجزیه طلب قومی خواهان عمل خواهد کرد
اما
آنکه ایران را می خواهد ایران را برای آن می خواهد که آنرا آباد کند تا تمام ساکنینش بتوانندبا حق شهروندی برابر و با بودن آزادی و دمکراسی با هویت ملی ایرانی در کنار هم، گذران عمر را با بروز خلاقیت های فردیشان داشته باشندو…

الف باران
1 ماه قبل

“موجودیت ایرانی که نافی و سرکوبگر حقوق و ازادی ها و رفاه ساکنان اش است برای من پشیزی ارزش ندارد. ” از مقاله

وقتی امپریالیسم به کشوری تجاوز میکند هدفش از این جنگ کسب بازار فروش، دستیابی به مواد اولیه، توسعه مناطق نفوذ و برتری طلبی سیاسی و اقتصادی است. وقتی امپریالیسم کشوری را مورد تجاوز قرار می دهد تا تمام ملت را به برده گی و اسارت بکشد و آن کشور را به قهقرا ببرد و منابع طبیعی اش را غارت کند ماهیت جنگی که در می گیرد، دعوای میان دو امپریالیست نیست، دعوای میان ظالم و مظلوم است، نزاع بین طرفی است که از استقلال و تمامیت ارضی و هویت ملی و حق حیات خویش دفاع می کند و هیولای خونخواری که برای ادامه حیات خویش خون می طلبد. ماهیت این جنگ جنگی عادلانه از طرف قربانی تجاوز و جنگی غیر عادلانه و قلدرمنشانه از جانب متجاوز است.این یک مسئله بغرنج و غیر قابل فهم نیست هر عقل سالمی باید این امر ساده را که میلیونها مردم تحت ستم و ملل زیر سلطه می فهمند درک کند.تمام تاریخ استعمار رنگ این واقعیت را بخود دارد .

الف باران
1 ماه قبل

در این جنگی که تنها دو طرف دارد و نه سه طرف و یاچهار طرف مهم این نیست که رژیم‌ های حاکم بر این ممالک دارای کدام ایدئولوژی و یا دارای چه حدی از جوهر”مدنیت” و ” ترقی” می باشند. مهم این است که اصل گردنکشی و قلدری و آمریت نمی تواند بر روابط میان ملل و ممالک که علی الاصول دارای حقوق مساوی اند حاکم باشد .ناقضین این اصل بدیهی می خواهند قانون جنگل را بر روابط جهانی حاکم کنند و ملت‌های جهان باید این گردنکشان یاغی و راهزنان دریائی را بجای خود بنشانند.

توجه!
توجه!
1 ماه قبل

در تئوری حق با شماست!
در عمل دست های اپوزیسیون بسته و نا توان است و جنگ با تمام پیشروی وپسروی هایش تشدید خواهد شد و آنچه شما عنوان کرده اید ،متاسفانه صورت خواهد یافت ،مگر اپوزیسیون اختلافهایش را کنار بگذارد و قوی شود و به سازماندهی مردم بپردازد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x