یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

همسرایی در پاییز – خسرو باقرپور


 پاییز، نورسیده بهارِ غریبی ست!
هنگامه یِ آشتی ی گریه و لبخند!
فصلِ بلوغِ بهارِ امسال ام.
بر بالکنِ مُشرفِ به باغ،
ایستاده ام محوِ تماشا؛
و این دو پرنده ی کوچک؛
به چَهچَهِ شان صدایم می کنند؛
می بینید!
می شنوید!
همان جوجه های نازک چند ماهِ پیش اند!
که چند شعرِ ناب را؛
بهار امسال؛
در منقارِ مادرشان نهادم.
جوجه ها شعرهایم را بلعیدند
و اینک؛
پرندگانِ بهارزاد؛
نشسته اند بر این درختِ رو به رو؛
و با لهجه ی پاییزی؛
شعرهایم را به چَهچَهه می خوانند!

اسن- مهرماه ۱٣۹۴

https://akhbar-rooz.com/?p=33649 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x