چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

گل سنگ – مرضیه شاه بزاز

مرضیه شاه بزاز

در مشت می فشارم  و

اندوهت را

می پراکنم در بادی

رو به کوهِ سیاه

آنجا که 

ذره ذره

انبار خاطره را 

موشهای کور می جُوَند.

.

خبرها  خفته در بی خبری اینجا

دز همچنان روان و  بلم و بلم رانش هنوز

بدور خود می چرخند

ماه نیز 

همچنان سرد و بی اعتنا.

.

وَ سنگ میان دیوار و

تو چون سنگ بر سنگ

دیوارها 

بی روزن

بی هوش و گوش

حتی عقربه ها به دیدار هم نمی آیند 

جهان سنگ است و

چون چشمه در سنگ،

حسرتِ جاودان در تو می جوشد

دو ساقِ سبک بر دامن پرلرزِ ابر

پران و  دوان، زنده و زیبا.

.

.

مگر آتش را دزدیده بودی که اینچنین؟

.

.

ای یاد ای یاد ای یاد

ببار

بشکن

نه . . . .

تنها انفجاری  

مگر کوه را بلرزاند.

.

.

درسراسرِ حجمِ جمجمه ام

دو مردمک سیاه

جاودانه به دیوار زل زده اند.

 

آتلانتا، ژوئن ۲۰۲۰

divanpress.com

https://akhbar-rooz.com/?p=38644 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x