منو

توشه آخرت آنها و ضرورت هشیاری ما – ایرج فرزاد

روحانی در جریان سفر به یزد و سخنرانی در میدان “امیر چخماق” این شهر، تور نجات “وحدت کلمه” بین جناحهای رژیم اسلامی را پاره کرد و در سقوط آزاد، آمادگی خود و بخشی از لایه های اسلام سیاسی را برای فرود در روزگاران پس از سرازیری رژیم، اعلام کرد
ایرج فرزاد
ایرج فرزاد

روحانی در جریان سفر به یزد و سخنرانی در میدان “امیر چخماق” این شهر، تور نجات “وحدت کلمه” بین جناحهای رژیم اسلامی را پاره کرد و در سقوط آزاد، آمادگی خود و بخشی از لایه های اسلام سیاسی را برای فرود در روزگاران پس از سرازیری رژیم، اعلام کرد.

در میان “افشاگری”های روحانی در آن سخنرانی چند مورد، داد روزنامه هائی مثل کیهان شریعتمداری و رسالت را در آورد:

“من در اینجا اعلام می‌کنم و از قوه قضائیه می‌خواهم حالا که با فسادهای میلیونی و میلیارد تومانی برخورد می‌کند مبارزه با فساد چند ده میلیارد دلاری هم برای مردم توضیح بدهد.

اینکه هنوز بعد از چند سال برای ما روشن نیست آقایی که ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان پول این مملکت مردم را خورد و آن را دستگیر کردند و حکم اعدام هم برایش صادر کردند و الان در زندان است، این پول کجا رفت؟ من از همه مسئولین می‌خواهم ۲ میلیارد دلار پولی که به حلقوم آمریکا رفت و دولت قبل ۱۰ ماه وقت داشت این پول را پس بگیرد و دست ـ دست کرد. شورای عالی امنیت ملی تصویب کرد که قوه قضائیه باید به سرعت به این پرونده رسیدگی ‌کند و تا امروز خبری نشده است.”

روزنامه های جناحهای دیگر، قبل از هر چیز از بی تفاوتی روحانی نسبت به “وحدت کلمه” نوشتند:

” مایه شرمساری است که فردی در جایگاه رئیس جمهور و با لباس روحانیت چنین رفتاری می کند”. چه، از منظر این جناح ها و دارو دسته ها، روحانی:” فضا را به سمت دو قطبی کردن و سیاسی شدن موضوعات برد که برخلاف توصیه های رهبری است”.

اما، اینها هم میدانند که پشم و پیله ولی فقیه ریخته است و نصایح و رهنمودهای مقام معظم در آستانه فروپاشی نظام، نه تنها “فوت بر باد” اند، بلکه هر جناح سعی میکند که در پاره کردن تور الهی و تار عنکبوتی وحدت کلمه از دیگری سبقت بگیرد و خود را برای دوران پس از جمهوری اسلامی، تنظیم کند. آنها از پیش میدانستند که روحانی با افشاگریهایش در یزد، برای اطرافیان خویش و هم خطها، از جمله به گفته جناح ولایتمدارها “اسم بردن بی دلیل از خاتمی”، فی الحال دست خود را رو کرده بود. از این نظر، در حین سخنرانی او، عده ای با سر دادن شعار، به او هشدار دادند که “کارنامه” دولت روحانی در این شش سال، چنان شفاف نیست که بتواند دفاعیات جناحهای مقابل را در دوران پسا رژیم اسلامی، از درجه اعتبار ساقط کند. شعار دادند: ” روحانی حاشیه را رها کن؛ فکر به حال ما کن”

پاتک جناحهای مقابل در رابطه با افشاگریهای روحانی که در یزد هم تاکید کرد که در سخنرانیهای اُستانی ابعاد دزدی و اختلاسها را روشن تر بیان خواهد کرد، در نوع خود “افشاگرانه” بود.

اینها گفتند: “فرار ممنوع” آقای روحانی! اگر از دزدان “دانه درشت” حرف میزنید، چه کسی دانه درشت تر از برادر جنابتان!

جوانب سرسام آوری آوری از دزدیها و “رانت خواریها” در ماجرای “ارز دلار ۴۲۰۰ تومانی و ” پیش فروش سکه” با نرخ در حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، جامعه را مات و مبهوت کرده بود. معلوم شد که دریافت کنندگان ارز دولتی کالاهای وارداتی را با چند برابر بیشتر از معادل ارز ۴۲۰۰ تومانی به مردم میفروختند و بخش عمده دریافت کنندگان دلار دولتی، اصلا کالائی وارد نکرده بودند. آنهم در شرایطی که به گفته مقامات رسمی دولتی، ارزش “پول ملی” تا سطح یک هفتم سقوط کرده بود. یعنی باز به اقرار مقامات بانکی رژیم اسلام، تزریق نقدینگی بدون پشتوانه و تورم و بالا رفتن قیمت مایحتاج مردم.

پیش فروش سکه هم با نرخ مذکور، موجب شده بود که دولت هفت میلیون قطعه سکه را پیش فروش کند که آن اقدام نه تنها قیمت سکه را کاهش نداد، بلکه عملا تا حدود شصت تُن شمش طلا از ذخائر کشور و پشتوانه پول ملی، کاسته شد. پشت اعدام “سلطان سکه”، شبکه های سر در دوایر رسمی، از انظار پنهان ماند.

جناحها به این ترتیب همه گرفتاراند و در تاراج و حراج زندگی و اموال جامعه و پنهان کردن حقیقت ماجرا از مردم، گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند. طنز “فرار ممنوع” جناح ولایتمدار به همان میزان اخطاریه ای به خود آنها نیز هست.

این افشاگریها، سالهاست میدان جنگ و جدال جناحهای رژیم اسلامی بوده است و بستری در اختلاف بر سر چگونگی بقاء. اما آنچه ماهیت این تخاصم را در شرایط کنونی توضیح میدهد، صرف تنازع بقاء و یا چند و چونی شیوه های دوام اسلام سیاسی در ایران نیست. اکنون همه جناحها، خیر ابراز وجود در جریان انتخابات ها را به لقایش بخشیده اند. به این خاطر است که از بین رفتن میدان تاکنونی “حضور در صحنه” را جملگی با پند و اندرز به مردم: “از صندوق انتخابات قهر نکنید”، تعبیر کرده اند. بنابراین برخلاف ظاهر دعوا و کشمکش و توجیهات جناحهای ولایتمدار، افشاگریهای روحانی، فقط و صرفا به دلیل نزدیک بودن انتخابات مجلس اسلامی نیست، بسیار فراتر از آن است. در میدان واقعی، هر جناح با شنیدن بوی الرحمن رژیم اسلام سیاسی، به فکر “توشه آخرت” خویش و امکان بقاء در دوران پسا رژیم اسلامی است. افشاگریها و جنگ و تنازع بقا، دیگر کمتر و کمتر بر سر “شیوه”های تداوم حاکمیت اسلام سیاسی در ایران است. این جویدن متقابل خرخره ها، جنگ و مسابقه حول تنظیم مردم پسندترین دفاعیات برای دوران پس از سقوط رژیم اسلامی است. جنگ و دفاعیه ای که چه بسا، در سناریوهای پشت پرده و در نقشه های ظاهرا تعیین شده توسط عناصر “میهن پرست” در جلو صحنه، از قبیل “مدیریت دوران گذار”، و دیگر “نقشه راه”های هنوز رونمائی نشده؛ جائی برایشان حفظ شده است. عبور دادن ایران تحت سلطه “تمامیت خواهان اسلامی” به دنیای “دمکراسی” مورد نیاز بازار پول و تکنولوژی و سرمایه، با هر اندازه کم کردن دخالت مردم و یا همراه کردن جامعه و “عامه پسند” کردن سناریوهای طراحی شده. این ها تلاشهائی در دادگاههای رسیدگی به جنایات خوفناک حاکمان اسلامی، برای دریافت حکم از پیش “تبرئه” اند. حرکاتی معنی دار برای شریک شدن و به “حساب آمدن” در دوران “عبور” از حاکمیت اسلام سیاسی در ایران.

 افشاگریها در این دوره، ظاهرا تقابل بین جناحها؛ و خطاب به لایه های درونی آنهاست، اما در حقیقت، توشه آخرت اند و رو به بیرون و دوایر دست اندرکار رژیم چینج و مدیران رنگارنگ دورانهای گذار و “دولت”های سایه و در تبعید؛ و ثبت نام در لیستهای مرموز و سًری دوایر به مراتب مرموزتر و هزار چهره.

آیا واقعا وظیفه مردم، قرار است کماکان انتظار باشد و چشم به بالائیها؟ آیا جنبش کارگری، این مردم که چهل سال است ایستاده اند و تن به سیادت اسلام سیاسی و قوانین ضد بشری آن نداده اند، این قشر وسیع جوان تحصیکرده و فکور و شجاع که اکثرا از اعماق جامعه اند، میتوانند از تکرار سرنوشت انقلاب ۱۳۵۷ جلوگیری کنند و این بار نه فقط از پائین و در سطح کارخانه ها و محل کار و در خیابانها و پشت سنگر باریکادهای خیابانی و در دانشگاهها و مدارس و در زندان و شکنجه گاه ها، که از “بالا” نیز، در دست بدست شدن قدرت و نوع و شیوه “تعیین دولت”، حرف و اراده خویش را به کرسی بنشانند؟ آیا این مردمِ شریف آبدیده در سخت ترین دورانها و بحرانها، در مصاف با قتل عامها و جنگ هشت ساله؛ برای دوران به گور سپردن رژیم اسلام سیاسی در ایران نیز، انسجام و پایداری خویش را حفظ خواهند کرد؟ آیا بالاخره حزب و اراده سیاسی “مدیریت” دوران گذار خویش را به صحنه معادلات سیاسی وارد خواهند کرد و مُهر پایانی به گوشت دم توپ شدن نیروی عظیم خویش در دست بدست شدن قدرت دولت بین دشمنان رنگارنگ، خواهند کوبید؟

اگر نه، زیر هر لجن و در دهلیزها و سیاه چالهای مرموز دوایر دولت ساز و مهندسین”تغییر رفتار”، خرده شخصیتهای حاشیه جامعه، باز هم “دولت تعیین خواهند کرد” و “توی دهن دولت میزنند”. افشاگریهای متقابل جناحهای کنونی جمهوری اسلامی، هشداری دیگر برای تغییر چهره و به صحنه آمدن جنایتکارانی است که در دوره های سرازیری، از دَرِ تملق به مردم ظاهر میشوند. تملق مردم را میگویند تا در پوشش دوستان دروغین مردم، علاوه بر فرار از پاسخگوئی به جنایات چندین ساله در حق مردم ایران، دست در دست دشمنان خوش خط و خال و در سالن آرایش “دمکراسی” بَزَک شده، مردم را از دخالت مستقیم در سرنوشت سیاسی جامعه، برکنار نگهدارند.

۱۱ نوامبر ۲۰۱۹

https://akhbar-rooz.com/?p=11828 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: