برنامه ی سیاسی برای ارائه به کنگره دوم، فاقد خط مشی راهبردی شفاف و کاربردی است – احمد هاشمی

شفاف سازی اهداف دربرنامه سیاسی در مجموع،  کلی و فاقد تفکر و گزینش راهبردی است، بنظر می آید جهت گیری های جناحی و وجود چالش ها و تلاقی دادن دیدگاه های گوناگون، باعث غیرشفاف شدن اهداف...

شفاف سازی اهداف دربرنامه سیاسی در مجموع،  کلی و فاقد تفکر و گزینش راهبردی است، بنظر می آید جهت گیری های جناحی و وجود چالش ها و تلاقی دادن دیدگاه های گوناگون، باعث غیرشفاف شدن اهداف و گزینش های راهبردی مهم مانند “گذار از جمهوری اسلامی”، “راهبرد ما” ، و “همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما” در این برنامه شده است. وجود چالش ها و تلاقی دادن دیدگاه های گوناگون نشانه زنده بودن و پویایی یک حزب است، بنابراین وجود چالش و مجادله فی نفسه منفی نیست، بلکه مهم این است که محوراین چالش چه باشد

چکیده نوشته

در این نوشته ابتدا دو روایت متفاوت، در نظام برنامه نویسی چپ در ایران معرفی می شود و سپس در یک ارزیابی کلی از برنامه ی سیاسی برای ارائه به کنگره دوم حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، این نتیجه گیری حاصل می شود، که این برنامه مصالحه ای ما بین طرفداران برنامه سیاسی به روایت چپ سنتی و طرفداران برنامه سیاسی به روایت چپ دموکرات است.

نتیجه این مصالحه این است که برنامه پیشنهادی به کنگره در رابطه با  “گذار از جمهوری اسلامی”، “راهبرد ما”، و “همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما”  فاقد خط مشی راهبردی شفاف و کاربردی است.

همچنین مهمترین موضوع، یعنی چگونگی رهبری و مدیریت مبارزه برای غلبه براستبداد فقاهتی درایران در این برنامه جایی ندارد.

در تجزیه و تحلیل اجزا این برنامه تلاش شده است، که برنامه بدیلی معرفی شود، این برنامه بدیل با  تعیین مرحله پیشاگذار در شرایط کنونی، قطعیت های نسبی دوره پیشاگذار، منابع بسیج سیاسی در دوره پیشاگذار، برنامه حداقلی (آزادسازی سیاسی)، پیش شرط های آزادسازی سیاسی مورد بحث قرار می گیرد.

در پایان با نقد بخش ” همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما” در برنامه پیشنهادی، این نتیجه  مطرح می شود که: ارتقای ظرفیت سیاست گذاری در اپوزیسیون، بدون ائتلاف یا اجماع  دموکراسی خواهان ممکن نیست.

مقدمه

نظام برنامه نویسی چپ در ایران در مجموع، چندان برمبنای کار کارشناسانه، تفکر و گزینش های راهبردی کارکردگرایانه استوار نیست. ویژگی های مهم این برنامه نویسی ها، از یک سو سیاست زده، محافظه کارانه و ناکارآمد است و از سوی دیگر بر اساس معیارها و ملاحظات درون سازمانی، جناحی و شخصی استوار است.

نظام برنامه نویسی چپ در ایران به لحاظ تاریخی و به دلیل شرایط سیاسی- اجتماعی و زیستی، عمدتا حاوی تبین شرایط و توصیف و تفسیر رویدادها، یعنی تحلیل وضع موجود است و همچنین این برنامه ها در سطح چیستی و چرایی مسائل و مشکلات موجود باقی مانده و اهتمام چندانی به طرح مباحث راهبردی و سیاستگزارانه قابل اجرا در پراتیک اجتماعی، در آنها مشاهده نمی شود.

برنامه سیاسی به روایت چپ سنتی ایران

در روایت چپ سنتی، تاریخ و جامعه تابع قوانین علمی و اجتناب ناپذیر و جبری هستند، که نهایتا به سوسیالیسم منجر می شود. در این دیدگاه، برنامه سیاسی نه به عنوان یک موضوع مستقل، بلکه  یک متغیر وابسته و ثانوی به شمار می رود.

برنامه سیاسی چپ سنتی در هر شرایطی تبین و تحلیل مبارزه طبقاتی گروه های محذوف جامعه، با سرمایه داران است. در این دیدگاه کارگران در راس این مبارزه طبقاتی قرار دارند و وظیفه نهائی آنها، رهائی همه اقشار دیگر از زیر نفوذ بورژوازی  و ایجاد جامعه سوسیایستی است. در جامعه ای با مدل سوسیالیستی، گروه های محذوف جامعه و در راس آن کارگران، قدرت سیاسی را به دست می گیرند و با اعمال مدیریت دولتی و اجرای برنامه های اشتراکی و لغو مالکیت خصوصی، به طور فرسایشی بورژوازی را در جامعه حدف می کنند و راه برای بنای جامعه کمونیستی فراهم می شود.

برنامه سیاسی به روایت چپ دموکرات و ترقی خواه ایران

برنامه سیاسی چپ دموکرات، برمجموعه ای از ارزش ها و حقوق جهان شمولی استوار است که، از زمان انقلاب های قرن هجدهم در جهان، تا کنون مشخصه مدرنیته و پیشرفت تاریخی با تاکید بر دموکراسی، عدالت اجتماعی،آزادی و برابری است.

در برنامه سیاسی چپ دموکرات و ترقی خواه ایران، دموکراسی پیش شرط کلیدی برای هر چیزی است که بتوان بدرستی آن را سوسیالیسم نامید، در این برنامه بدون سکولاریسم به معنی جدائی دین و دولت، هیچ دموکراسی نمی تواند وجود داشته باشد.

در یک کلام در روایت برنامه ای چپ ترقی خواه، دموکراسی نیازمند سکولاریسم و سوسیالیسم نیزنیازمند دموکراسی است، به این دلیل اهداف راهبردی برنامه سیاسی چپ دموکرات در شرایط کنونی در ایران، دموکراسی و سکولاریسم است و از آنجائیکه این اهداف عام هستند و گروه های وسیع سیاسی و اجتماعی دیگر نیز همین اهداف را دنبال می کنند، در نتیجه  سازماندهی ائتلاف وسیع  در ایران، اولین قدم در این راه است. 

هدف برنامه ای چپ دموکرات از یک سو برپائی این ائتلاف و از سوی دیگر،تلاش برای ارتقاء جنبش سیاسی طبقه کارگر و تامین یکپارچگی مبارزاتی همه طبقات اجتماعی و نخبگان سیاسی متغلق به همه اقشار و گروه های اجتماعی در ایران هست.

در باره برنامهی سیاسی برای ارائه به کنگره دوم

تردیدی در این نیست که  بر پایه اسناد، اهداف و آرمان های تعریف شده  توسط حزب چپ ایران (فدائیان خلق) در کنگره وحدت و کنگره اول، این حزب را می توان در مجموع در جایگاه چپ دموکرات و ترقی خواه ایران طبقه بندی نمود.

مطالعه گزارش سیاسی به کنگره‌ی دوم حزب چپ (ارزیابی از اوضاع سیاسی کشور و چشم اندازها) نشانگر این است که تا آنجا که به تبیین، توصیف و تشریح شرایط و رویدادها  در ایران بر می گردد، در مجموع گزارشی منسجم و گویا از شرایط پیچیده در ایران است.

 اما شفاف سازی اهداف دربرنامه سیاسی در مجموع،  کلی و فاقد تفکر و گزینش راهبردی است، بنظر می آید جهت گیری های جناحی و وجود چالش ها و تلاقی دادن دیدگاه های گوناگون، باعث غیرشفاف شدن اهداف و گزینش های راهبردی مهم مانند “گذار از جمهوری اسلامی”، “راهبرد ما” ، و “همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما” در این برنامه شده است. وجود چالش ها و تلاقی دادن دیدگاه های گوناگون نشانه زنده بودن و پویایی یک حزب است، بنابراین وجود چالش و مجادله فی نفسه منفی نیست، بلکه مهم این است که محوراین چالش چه باشد.

بررسی  گزینش های راهبردی در برنامه سیاسی برای ارائه به کنگره دوم، نشانگر این موضوع است که محور این چالش مجادله بین طرفداران برنامه سیاسی چپ دموکرات و چپ سنتی است و نتیجه آن نیز مصالحه این دوگروه بر سر برنامه ای است که، فاقد شفافیت است.

برنامه ی سیاسی برای ارائه به کنگره دوم، فاقد خط مشی راهبردی است

گذار از جمهوری اسلامی و راهبردها

برنامه ی سیاسی برای ارائه به کنگره دوم حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، مملو از کلی گوئی و فاقد تفکر و گزینش راهبردی است.

نویسندگان برنامه در کمیسیون سیاسی می نویسند که:

“برنامه‌ی سیاسی حزب ما..، بر ضرورت تحول بنیادین در ساختار سیاسی کشور تاکید دارد”

جستجو در برنامه برای یافتن این سئوال  که ” تحول بنیادین در ساختار سیاسی کشور”  چگونه تحولی است و تحت چه شرایطی قابل تحقق می باشد، بی فایده است.

برنامه سیاسی مملو از توضیحات غیرشفاف و گلی گوئی است، به عنوان مثال:

“ما با توجه به ضرورت تغییرات اساسی در کشور، در جهت رسیدن به وسیع‌ترین همگامی و توافق برای گذار از جمهوری اسلامی گام برخواهیم داشت”

 در بخش “گذار از جمهوری اسلامی” پس از توصیف و تشریح بحران های حمهوری اسلامی گفته می شود که:

“جامعه‌ی ما نیازمند گذار از جمهوری اسلامی و استقرار نظام متکی بر اراده‌‌ی آزاد مردم است.” و در پی آن، پس ازتوضیح و تعریف  نظام متکی بر اراده ی آزاد مردم، همگان را به مبارزه فرا خوانده می شوند.

در بخش “راهبرد ما” نیز نویسندگان برنامه در کمیسیون سیاسی، به جای اینکه خط مشی راهبردی حزب را در رابطه با  گذار به دموکراسی توضیح دهند، به کلی گویی هایی مانند این که، راهبرد ما به جنبش ها استوار است و یا اینکه ما از اعتصابات و… نافرمانی مدنی دفاع می کنیم، اکتفا  می کنند، تنها نکته ای که می توان آن را راهبرد نامید این جمله است که:

“ما برای برگزاری انتخابات آزاد متناسب با معیارهای شناخته شده‌ی بین المللی و تامین شرائط آن در ایران مبارزه می‌کنیم.”

یکی از مهمترین مسائل راهبردی مسئله رهبری و مدیریت جنبش در دوران گذاراست، دراین رابطه هم  برنامه سیاسی مملو از عام گوئی است:

“ما به سازمان‌یابی مستقل مردم باور داریم. گذر از این نظام و استقرار دموکراسی و عدالت اجتماعی، تنها از طریق مبارزه‌ی ملی و فراگیر و بسیج اجتماعی بخش‌های مختلف مردم ممکن است” 

در پایان  بخش “راهبرد ما” می خوانیم که:

“شعار راهبردی ما گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری سکولار و دمکرات، تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید است. گفتمان سازی و فعالیت عملی ما در خدمت این هدف قرار دارد.”

تردیدی در این نیست که تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد دولت دموکراتیک پس از غلبه بر استبداد فقاهتی ممکن است.

نویسندگان برنامه در کمیسیون سیاسی، نه تنها توضیح نمی دهند، که چگونه  از رژیم اقتدارگرای جمهوری اسلامی گذر می کنیم و وارد دوره انتقالی می شویم، زیرا موضوع تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید  موضوعات دوره انتقالی یعنی مرحله دموکراتیک سازی است.

 رهبری و مدیریت مبارزه برای غلبه بر استبداد و گذار دموکراتیک

سئوالات اساسی در اینجا این است که: در کدام مرحله  و در چه فازی برای غلبه براستبداد قرار داریم؟  چگونه این غلبه انجام خواهد شد؟ از بالا، از پایین و یا از بالا و پایین؟ نیروهای محرکه این غلبه  کدامند؟ سناریوهای محتمل، غلبه بر استبداد در ایران کدامند؟ چگونه می توان همه نیروهای طرفدار دموکراسی را زیر یک چتر جمع نمود؟ مبنا و مدل ائتلاف طرفداران دموکراسی در مرحله غلبه بر استبداد کدام است؟ و در یک کلام رهبری و مدیریت مبارزه برای غلبه براستبداد چگونه شکل می گیرد؟

مرحله پیشاگذار (پیشا دموکراتیک )

جامعه ایران اکنون در مرحله پیشاگذار قراردارد، مسئله قدرت و حاملین آن چه درحکومت و چه درنخبگان و کنشگران سیاسی، اجتماعی و مدنی اپوزیسیون، موضوعی قابل اهمیت است، از آنجائیکه  درایران در مقابل ولی فقیه قدرتمند، یک جامعه نحیف قرار دارد، این موضوع بازهم اهمیت بیشتری پیدا می کند.

تحولات سیاسی درشرایط پیشا گذار، موضوعاتی پیچیده و تا حد زیادی غیرقابل پیش بینی هستند و به همین دلیل دورنمای سیاسی در ایران، می تواند شاهد تغییرات یکباره و ناگهانی باشد.

 ویژگی مرحله پیشاگذار در شرایط کنونی این است که رژیم جمهوری اسلامی در بی ثبات ترین شرایط تاریخی خود، در سراشیبی لغزنده قرار گرفته است. این رزیم دچار بحران های چند جانبه است. با تحریم های بی سابقه، فشار بین المللی به رژیم به اوج خود رسیده است.
ویژگی دیگر این شرایط این است که  هنوز امکان انتخاب برای رژیم سپری نشده است، زیرا نیروهای مخالف، ازهم گسیخته و پاشیده و فاقد برنامه هستند.

در مرحله پیشا گذاری که در پیش است، نیروهای سیاسی جدیدی ظهور می کنند و ارزش ها و جایگاه برخی از نیروهای سابق سیاسی رو به افول و یا زوال می گذارد و با گسترش جابه جایی در نیروهای سیاسی سابق و جدید، توازن قدرت نیز تغییر خواهد کرد، در نتیجه آرایش و صف بندی های جدید، تضادها و منازعات سیاسی شدت بیشتری خواهند گرفت.

درشکل زیرپروسه  نمادین دوران گذار به دموکراسی مشاهده می شود، تفکیک سازی زیر در چارچوب تئوریک است، در عمل همانطور که در نمودار مشاهده می شود، می تواند همپوشانی هایی در هر سه مرحله وجود داشته باشد.

قطعیت های نسبی دوره پیشاگذار

الف-  محورمنازعه اپوزیسیون با ولی فقیه و حامیان او، تضاد بین دموکراتیزه کردن جامعه (آزاد سازی سیاسی و اقتصادی) و اقتدارگرایی است

ب –  مهمترین هدف راهبردی اپوزیسیون در دوره پیشاگذار، آزادسازی سیاسی (دموکراسی سیاسی) است.

ج – ولی فقیه و حامیان او به میل خود تن به حداقل های دموکراتیک نخواهند داد، این به آن معنی است که آزادسازی از بالا ممکن نیست

 منابع بسیج سیاسی در دوره پیشاگذار

 استفاده مطلوب از منابع بسیج می تواند: اولا- امکان بسیج پذیری را گسترش دهد و ثانیا- موجب فرصت یابی سیاسی شود این منابع عبارتند از: رهبری، برنامه، سازماندهی، شیوه عمل جمعی و ائتلاف دموکراسی خواهان

رهبری: یکی از تفاوت های عمده جنبش های جدید اجتماعی با جنبش های کلاسیک فقدان رهبری یا رهبران کاریزماتیک در راس جنبش می باشد. در جنبش های جدید اجتماعی پیش ازاینکه حول یک فرد جمع شوند حول ایده ای خاص مثلا دموکراسی خواهی جمع می شوند. بدون شک عدم وجود رهبری یا رهبران با کفایت در تحلیل نهایی نقطه قوت این جنبش ها نیست بلکه آنها را آسیب پذیرتر می کند.

برنامه حداقلی:  برنامه حداقلی پل بسیار حساسی میان نارضایتی ها و اقدامات برقرار می کند، وازاین رو یکی از مهمترین منابع بسیج در جنبش های اجتماعی است. برنامه  حداقلی نقش تعیین کننده ای در ایجاد ائتلاف های گسترده میان طرفداران دموکراسی دارد.

سازماندهی: شبکه های کوچک و بزرگ، کم و بیش، همواره و همه جا حضور دارند، اما مهم این است که چگونه و در چه زمانی و به چه شکلی گسترش می یابند، سازماندهی می کنند و دست به بسیج می زنند. ارتباطات و تشکیلات دو عنصر مهم در فرایند فعالیت های جنبش های اجتماعی هستند. بدون ارتباطات، هیچ جنبشی نمی تواند از فضای گفتمانی به فضای مادی وارد گردد.

یکی دیکر از مهمترین تفاوت های جنبش های جدید اجتماعی با جنبش های کلاسیک استفاده از بسترها و قابلیت های اینترنت در عرصه اطلاعات و ارتباطات است. شتاب روز افزون تولید و انباشت اطلاعات در عصر حاضر، سهولت و دسترسی آسان به این اطلاعات و در پی آن شبکه های وسیعی که مبادی این داده ها را بهم مرتبط می کنند و ارتباطات را سازمان می دهند، رل بسیار ویژه ای در تهییج افکار عمومی دارند.

اما جنبش سبز و بهار عربی نشان داد که  استفاده از رسانه های جمعی برای پیروزی کافی نیست. در ایران، رژیم یک دستگاه دولتی مرکزیت یافته را در کنترل دارد، لذا تنها با استفاده از رسانه های جمعی و اینترنت نمی توان به آن ضربه زد.

شیوه عمل جمعیشیوه عمل جمعی، متغیری است که در فرآیند مبارزات نقش بسیار تاثیرگذار و تعیین کننده دارد و می تواند در فراگیر شدن بسیج و یا محدود کردن آن موثر باشد.

شیوه عمل مسالمت جو و خشونت پرهیز در زندگی عادی مردم اخلال ایجاد نمی کند و جامعه می تواند در متن اعتراضات جمعی به زندگی خود ادامه دهد و کمک می کند که بسیج سیاسی به امری همگانی و فراگیر تبدیل شود. فراگیر شدن جنبش اعتراضی تا حدودی امکان و مشروعیت سرکوب را محدود می کند.

برنامه حداقلی: آزادسازی سیاسی

آزاد سازی سیاسی به معنی برگزاری انتخابات آزاد، اصل تفکیک قوا، پاسخ گو بودن منتخبان اکثریت، وجود ابزارهای قانونی برای اقلیت در مجلس و تامین حقوق اقلیت های سیاسی، قومی، زبانی و جنسیتی و…  وجود مطبوعات، رسانه ها و رادیو و تلویزیون آزاد، آزادی اجتماعات سیاسی، آزادی مذهب، آزادی اندیشه و بیان، تساوی حقوقی، حق مخالفت با حکومت، حق انتخاب شغل، حق تشکیل اتحادیه های گارگری و صنفی مستقل، حق مسافرت آزادنه، مهاجرت موقت و یا دائم، کنترل نظامیان توسط غیرنظامیان و از همه مهمتر آزاد بودن از ترس و وحشت.

پیش شرط های آزاد سازی سیاسی

با توجه به مجموعه شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ایران و با در نظرگرفتن موقعیت ایران در عرصه  منطقه ای، بین منطقه ای و بین المللی و مجموعه امکانات و توانائی های اپوزیسیون، تحقق خط مشی راهبردی آزاد سازی سیاسی در عمل با شروط زیر امکان پذیراست:

الف- آزاد سازی سیاسی در ایران در لحظه کنونی، بدون برچیدن بساط حکومت فردی ولی فقیه ممکن نیست. سناریوی مطلوب اپوزیسون خشونت پرهیز، سازماندهی اعتراضات سیاسی، اجتماعی و صنفی با واقع بینی سیاسی و عقلانیت زمانشناسانه همراه با امتناع از رادیکالیسم فراگیر است.

ب – تجربه مبارزات سیاسی- اجتماعی در ایران از مشروطه تاکنون نشانگر این موضوع است، که با وجود همه اختلافات و منازعات نظری – سیاسی، یک وفاق همگانی بر سر دموکراسی وجود دارد، لذا آزادسازی سیاسی بدون ائتلاف یا اجماع همه دموکراسی خواهان در ایران غیرممکن است.

ج- آزادسازی سیاسی در ایران تنها با انتخابات آزاد و عادلانه ممکن است، برای حفظ سلامت انتخابات در ایران  باید سازمان ملل متحد بازرسی انتخابات را به عهده گیرد.

د-  امتناع از  کمک خواهی از نهادهای  مدنی جهانی در پروسه آزادسازی سیاسی در ایران در لحظه کنونی، انزواگرائی است، از سوی دیگر ارزیابی حمایت های دولت های غربی از دموکراسی در قالب کمک به انجمن ها و نهادهای مدنی، به طورکلی به ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی این دولت ها وابسته است، این کمک ها به (انجمن ها و نهادهای مدنی) در رابطه با رژیم های هم پیمان تصنعی است، در ارتباط با رژیم های غیرخودی این کمک ها اما، می تواند به تضعیف این رژیم ها منجر شود، ولی به دلیل ارجحیت مطلق منافع امنیتی و ژئوپلیتیکی این کشورها، نمی تواند در چارچوب منافع ملی اپوزیسیون رژیم های غیرخودی ارزیابی شود. بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر:

“حق دادخواهی در محاکم قضایی صالح ملی و جواز همکاری های ملی و بین المللی نیز در زمره حقوق شناخته شده ی شهروندان قرار دارد. از جمله این همکاری ها نظارت بین المللی بر انتخابات محسوب  می شود.”

همکاریها و ائتلافها و اتحادهای ما

در برنامه سیاسی پیشنهادی به کنگره در بخش “همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما: “تشکیل بلوک چپ”، “همکاری و همگامی نیروهای جمهوریخواه سکولار دموکرات” و “گفت و گو، همکاری ، اتحاد عمل موردی، توافق و تفاهم در گذار از جمهوری اسلامی” مورد بحث قرار گرفته است.

ناگفته روشن است که  ایجاد یک بلوک چپ  و یا ائتلاف جمهوری خواهان با برنامه  ترقی خواهانه می تواند  نقش بسیار مهمی در  گذار دموکراتیک داشته باشد، اما ما در کشوری هستیم که هنوز نیازمند رسیدن به آزادی های دموکراتیک اساسی هستیم و احتیاج به یک ائتلاف وسیع داریم، زیرا گروه های اجتماعی و سیاسی بسیاری هستند، که درعلاقه به آزادی شریکند، این توضیح به این معنی است که، با وجود بلوک و ائتلاف های چپ و چمهوری خواهی، اما بدون ائتلاف چندطبقه ای، امکان گذار به دموکراسی ممکن نیست.

 ولی در راهبرد “همکاری‌ها و ائتلاف‌ها و اتحادهای ما”، نویسندگان برنامه در کمیسیون سیاسی تنها صحبت از،  “گفتگو” و “همکاری و اتحاد عمل موردی در کمپین ها و آکسیون ها در دفاع از آزادی‌ها و حقوق بشر” است، در رابطه با همین حداقل ها هم هنوز در کمیسیون بحث است! 

ارتقای ظرفیت سیاست گذاری و ائتلاف دموکراسی خواهان 

ارتقای ظرفیت سیاست گذاری در اپوزیسیون، بدون ائتلاف یا اجماع دموکراسی خواهان ممکن نیست. این ائتلاف یا اتحادهای سیاسی مجموعه ای از توافقات رسمی و غیررسمی میان رقبای سیاسی دراپوزیسون است. این اتحادها یا ائتلاف ها، پایه اصلی گذار به دموکراسی و نهادینه شدن آن در برخی از کشورها: بعنوان مثال دراسپانیا در دهه هفتاد و آفریقای جنوبی در دهه هشتاد و در آسیای جنوب شرقی در کره جنوبی: ائتلاف ملی برای قانون اساسی دموکراتیک (NCDC)، در فیلیپین: جنبش ملی برای انتخابات آزاد (Namfrel) و در تایوان جنبش Dangwa  و درتایلند کنفدراسیون برای دموکراسی.  

 در ایران نیز  راهکار اصلی دست یابی به  آزاد سازی سیاسی و ثبات دموکراسی، ائتلاف دموکراسی خواهان  در راستای “کنگره ملی” خواهد بود.

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=129733 لينک کوتاه

5 1 رای
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More