فدائیان خلق و انشعابات – احمد هاشمی

فدائیان خلق بمثابه یک "چپ آزادیخواه" با مرزبندی نامشخصی با "سوسیالیسم واقعا موجود" آغاز به فعالیت نمودند. با وجود این مرزبندی، جریان فدایی اما از یک سو، تمامی الگوهای سنتی فرهنگ سیاسی "چپ بلشویکی" را به ارث برده بود

احمد هاشمی

مقدمه

 فدائیان خلق به مثابه یک “چپ آزادی خواه”  با مرزبندی نامشخصی با “سوسیالیسم واقعا موجود”  آغاز به فعالیت نمودند. با وجود این مرز بندی، جریان فدایی اما از یک سو، تمامی الگو های سنتی فرهنگ سیاسی “چپ بلشویکی”  را به ارث برده بود.

در مجموعه متنوع شرایط سیاسی- اجتماعی و فرهنگی در ایران، که مملو از کشش های اقتدارگرایانه بود، جریان فدائی به مشی مبارزه زیرزمینی و نظامی روی آورد.

در چنین محیط سیاسی و مهمتر از همه با اتخاذ چنین مشی مبارزاتی، فرهنگ سیاسی در جریان فدائی نمی توانست در جهت توسعه دموکراتیک باشد، برعکس فرهنگ سیاسی اقتدارگرایانه حاکم بر جامعه در ایران، اتخاذ مشی مسلحانه و ذوب شدن در الگوی سنتی فرهنگ سیاسی “چپ بلشویکی”، فقدان توسعه فرهنگ دموکراتیک درون سازمانی و عدم بازبرخورد (فید بک) اجتماعی، باعث  شکل گیری فرهنگ سیاسی اقتدارآمیز در جریان فدائی شد.

 جریان فدایی نتوانست در سال های اولیه شکل گیری، با وجود حمایت روشنفکران، هویت فرهنگی- اجتماعی چپ  دیگری را به موازات  هویت فرهنگی- اجتماعی “چپ بلشویکی” در ایران مشروعیت بخشد.

به همین دلیل است که با وجود همزمانی جنبش ۶۸ و آغاز فعالیت جریان فدائی در ایران، جهت گیری های شناختی فدائیان خلق در راستای جنبش ۶۸ نبود و جریان فدائی کمترین تاثیرپذیری را از جنبش ۶۸ نداشته است.  جنبش  ۶۸ حاوی مجموعه ای از دگرگونی ارزشی در دولت های رفاه اجتماعی بود، که با گذار از تاکید صرف بر رفاه اقتصادی، نرم های ارزشی جدیدی مانند صلح، خوشبختی، کیفیت زندگی بهتر، حفظ محیط زیست، حقوق زنان و دگر باشان جنسی و تقاضای مشارکت در تصمیم های سیاسی و اقتصادی در برداشت. جنبش  ۶۸ سرآغاز یک جنبش فرهنگی- هویتی بود.

نظریه پردازان جنبش نسل ۶۸ را،  جنبشی هویت گرا و فرامادی طبقه بندی می کنند. در این جنبش ها هیچ نشانه ای برای تصاحب قدرت وجود نداشت.

فدائیان خلق و سوسیالیسم

اگر چه فدائیان از همان ابتدا “سوسیالیسم واقعا موجود” را  نوعی رویزیونیسم در چارچوب مارکسیسم – لنینیسم  اعلام نمودند، اما  به دلیل فقر تئوریک، آلترناتیو دیگری در رابطه با اقتصاد، دولت و جامعه نداشتند.

مارکس و انگلس علاقه ای برای تنظیم نسخه ای برای ساختن مدل سوسیالیسم  نداشتند، از آنجائیکه  تا ۱۹۱۷ الگویی برای سوسیالیسم وجود نداشته است، مطلبی برای انتقاد نیز موجود نیست، هر کسی می توانست پنداشت خود را داشته باشد، از این رو سوسیالیسم حداقل تا ۱۹۱۷ در عمل یک اتوپی بود.

بنیان گذران “سوسیالیسم واقعا موجود” بلشویک های روسی از جناح چپ سوسیال دموکراسی بودند. آنها انقلابی موفقیت آمیز را با چشم انداز سوسیالیستی در روسیه رهبری کردند. در سطح رهبری بلشویک ها، مجموعه ای از روشنفکران قرار داشتند که به مارکسیسم احاطه کامل داشته و آگاهانه  زمینه فعالیت های خود را بطور مشخص، برای جامعه روسیه که در شرایط پیشاسرمایه داری قرار داشت، تئوریزه کرده بودند.

بيشتر بخوانید:  همایش پنجم و مشکلات اتحاد جمهوری خواهان ایران - احمد هاشمی

اما رهبران فدائیان خلق  که خود را مارکسیست – لنینیست می دانستند، جوانان عاصی  و کم تجربه ای بودند که شناخت بسیار اندکی از سوسیال دموکراسی داشته و سوسیالیسم نیز کم و بیش چیزی بیش از یک اتوپی، مذهب کاذب و تعهد احساسی و اخلاقی برای آنها نبود. اگرچه نبرد طبقاتی در ادبیات سیاسی فدائیان از همان ابتدا یافت می شد، اما در واقعیت در مرکز ثقل سوسیالیسم  فدائیان، نبرد طبقاتی در سایه قرار داشته و به همین دلیل است که پیشاهنگ نقش اصلی را بازی می کرده است. از این رو اراده گرایی وجه عمده کاراکتر فعالیت فدائیان خلق بوده است.

 با وجود مرزبندی نامشخص فدائیان از “چپ بلشویکی” به دلیل اراده گرائی مفرط، وزن گرایش استالینیستی در فدائیان خلق بسیار عمده بود.

از سال های اولیه شکل گیری جریان فدائی تا انقلاب در ایران، فدائیان خلق  توانستند با نیروی  محرکه سوسیالیسم و نبرد مسلحانه با دیکتاتوری شاه، جو انقلابی را با حمایت دانشجویان و روشنفکران در ایران حفظ کنند.

مانند همه مثال های تاریخی از جمله بلشویک های روسی، فدائیان خلق نیز بعد از انقلاب در جامعه مذهبی ایران برای مدل اتوپیک تعریف نشده خود، نتوانستند در جامعه، جایی را باز کنند، از این رو بخش کوچکی از آنان (اقلیت) همچنان انقلابی باقی مانده، حاضر به سازش با رژیم مذهبی ایران نشدند و بعد از انشعاب نیز به مبارزه زیرزمینی و تشکیل جوخه های رزمی روی آوردند.  

بخش بزرگتر فدائیان خلق (اکثریت) که توانایی تطبیق پذیری بیشتری داشتند، بعد از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، چشمشان به جهان باز شد و مرزبندی نامشخص گذشته را  نیز با “سوسیالیسم واقعا موجود” کنار گذاشتند و با حزب توده ایران، در کنار امام خمینی قرار گرفته و به  پروژه شگوفائی جمهوری اسلامی رسیدند.

 از منظر فقدان هویت سیاسی مشخص، نداشتن الگوی معین برای اقتصاد، دولت و جامعه در ایران و در نهایت عدم جاگیری اجتماعی معین، انشعاب در فدائیان خلق اجتناب ناپذیر بود.

 در کنار نکات ذکر شده بالا در رابطه با اولین انشعاب در جریان فدایی، عامل مهم دیگری نیز وجود دارد که باعث انشعابات متعدد دیگری تاکنون، در جریان های مختلف فدائی شده است. این عامل مهم “راهبرد اقتدارآمیز” حاکم در جریان فدائی بوده است.

ویژگی های راهبرد اقتدارآمیز در جریان فدائی

الف- شیوه رقابتی در قدرت و سیاست

قدرت و سیاست واقعیت های مسلم یک مجموعه سیاسی هستند. قدرت در یک مجموعه سازمانی یعنی نفوذ آگاهانه بر باورها، احساسات و رفتار افراد در یک جریان سیاسی. سیاست، شیوه اعمال قدرت است، همانطور که قدرت شامل وجوه دوگانه مثبت و منفی است، سیاست نیز دارای دو بعد منفی و مثبت است.

بيشتر بخوانید:  گذار به دموکراسی و برابری جنسیتی با نگاهی به گذار در شیلی - احمد هاشمی

نکته محوری در شیوه رقابتی، جستجوی قدرت، نفوذ و سهم است. در شیوه رقابتی  گروه های ذی نفوذ متعددی شکل می گیرند، که تطبیقی کمتری با جناح های فکری دارند.

 این شیوه در شرایط فرهنگ سیاسی دموکراتیک می تواند مزیت های متعددی داشته باشد، از جمله ایده ها، ابتکارات و خلاقیت های سیاسی جدید و همچنین عامل بسترسازی برای انتخاب بهتر و کارآمدتر گردد.

اما در شرایط غلبه فرهنگ سیاسی اقتدارآمیز، این شیوه منجر به افزایش منازعات و شکل گیری درگیری های درونی  می شود. به دلیل غلبه فرهنگ سیاسی اقتدارآمیز در جریان فدائی، شیوه رقابتی به خصوص در رهبری، علل انشعاب اول و  انشعابات متعدد دیگر بوده است.

ب- “حس مالکیت” در جریان فدائی

 “حس مالکیت” که منشا آن چریک و زندان سیاسی دوران شاه، بودن است، یکی از دلایل رفتارهای سیاسی اقتدارآمیز در جریان فدائی از گذشته تاکنون بوده است. به همین دلیل است که ما شاهد وجود رهبران دائمی در جریان فدائی هستیم.

به جرئت می توان گفت که “حس مالکیت”، یکی از دلایل اولین انشعاب در جریان فدائی بوده است، آنها از این طریق، منازعات درون زندان ها و تیم های چریکی را که دیگر جایی برای برای بحث نداشتند، به موضوع بحث تبدیل کردند و از سوی دیگر این حس مانع ورود نیروی انسانی خلاق، مشتاق و پرتحرک از بدنه سازمانی در رهبری شد.

این “حس مالکیت ” چنان قوی و گسترده است که بعد از چهل سال وحتی در خارج از کشور در محیطی دموکراتیک ادامه دارد.

ج- بازی های قدرت در جریان فدائی

رفتارهای سیاسی را می توان در بازی های سیاسی، تاکتیک های سیاسی و بازی های قدرت مشاهده نمود.

بازی های سیاسی  به آن دسته از رفتاری اطلاق می شود، که هدف از آن بدست آوردن قدرت یا کاهش قدرت رقیب و یا پیشی گرفتن از حریف در سازمان است. بازی های سیاسی شامل کنش هایی مانند سرپیچی، افشاگری، تخریب، استفاده از قدرت تخصصی، تمرکز قدرت است.

تاکتیک های سیاسی روش ها و شیوه هایی هستند که بیشتر محافظه کارانه و پنهانی انجام می شوند.هدف از  تاکتیک های سیاسی نیز بدست آوردن قدرت یا حفظ قدرت است. کنش هایی مانند چاپلوسی، ایجاد شبکه ارتباطی، مدیریت اطلاعات، ائتلاف سازی را میتوان در زمره تاکتیک های سیاسی قلمداد نمود.

بازی های قدرت معمولاء زمانی به کار گرفته می شوند، که امکان بازی های سیاسی و تاکتیک های سیاسی نباشد و یا اینکه مشروع و مقبول تلقی نشود، از این رواز آخرین امکان استفاده می شود. ابزار بازی های قدرت عبارتند از: ترک سازمان، اعتراض و وفاداری.

 بدون تردید در اولین انشعاب و همچنین در تمامی انشعابات دیگر در جریان فدائی می توان از یکسو ضعف و ناآگاهی رهبران برای هدایت دموکراتیک درون سازمانی را مشاهده نمود و از سوی دیگر استفاده این رهبران از بازی های قدرت در جهت از میدان بدر کردن رقیبان و مخالفین نیز در صدر رفتارهای سیاسی آنان قرار داشته است.

بيشتر بخوانید:  چرا دولت در جمهوری اسلامی نمی تواند "دولت توسعه گرا" باشد؟ (قسمت دوم) - احمد هاشمی

د- ناتوانی در مدیریت منازعه و بحران

یکی از اساسی ترین فاکتورهای پایداری و موفقیت در جریانات سیاسی، نوع مدیریت منازعه و بحران است. دلیل دیگر اولین انشعاب و انشعابات متعدد بعدی، عدم آگاهی و ضعف اساسی در دانش مدیریت منازعه و بحران توسط رهبران فدائی است. ظرفیت محدود انتقادپذیری و ساختارهای معیوب نیز، در شرایط ضعف مدیریت باعث قروپاشی سازمانی می شوند.

بحران ساختاری فدائیان خلق با ویژگی جامعه در حال گذار به دموکراسی

به رغم تجربه  بیش از یک صد ساله، در عرصه فعالیت های سازمانی و حزبی در ایران، تا کنون ما با دو شکل مشخص احزاب یا سازمان های سیاسی مواجه بوده ایم: حزب یا سازمان با رهبری مستبد، و حزب و یا سازمان با محوریت افراد سرشناس.

 حزب یا سازمان با رهبری مستبد، بیانگر جامعه ای کاملا استبدادی است و فرهنگ سیاسی حاکم بر این نوع احزاب، فرهنگی استبدادی است. 

احزاب یا سازمان های سیاسی با محوریت افراد سرشناس، پدیده خاص گذار از جوامع استبدادی به جوامع دموکراتیک  می باشند. در احزاب با محوریت افراد سرشناس، آزادسازی سیاسی  و دموکراتیزه کردن محدودی آغاز می شود، ولی کمترین اقدامی برای مشارکت شهروندان به عمل می آید. اما فرهنگ سیاسی در این نوع احزاب و سازمان ها، نیز در چارچوبه فرهنگ سیاسی جامعه قدیم باقی می ماند. سازمان ها و احزاب چپ در ایران نیز از این قاعده مستئناء نیستند.

ویژگی های احزاب بطور کلی و احزاب و سازمان های چپ در جوامع در حال گذار با سیطره حکومت های اقتدارگرا، ضعف بدنه و ساختار تابعیتی نخبگان حزبی ، سیاسی و فرهنگی می باشد. از یکسو بدنه حزبی، حوزه ای کارآمد و مستقل و منتقد نیست و از سوی دیگر افراد سرشناس نیز قادر به حرکت به جلو و ابتکار و فعالیت موثر و نوآوری نیستند، بلکه اغلب اسیر واکنش های بی هدف و “باری به هر جهت” هستند. افراد سرشناس به طور کلی دچار محدودیت های شناخت عمومی هستند.این نخبگان توان و شایستگی ایجاد احزابی را که بتواند برنامه و طرح سیاسی مشخص و جایگزین ارائه بدهد را، ندارند. نوع فعالیت آنها نشان می دهد که نمی دانند که احزاب در شرایط کنونی تنها بر اساس اصول و معلومات گسترده و کار کارشناسی و تحقیقاتی و مطالعه دقیق و پیوسته حوادث و جریانات در جامعه خود و جهان می توانند، عمل کنند و جهت گیری های احساسی نمی تواند جایگزین جهت گیری های شناختی و ارزیابانه در اقتصاد، دولت و جامعه گردد. 

احمد هاشمی
[email protected] 

https://akhbar-rooz.com/?p=39271 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. اقای هاشمی با تاکید بر “حس مالکیت ” به عنوان دلیل انشعاب ویا عدم شناخت دلایل و نتایج جنبش ۱۹۶۸ اروپا, درست مانند Cohn-Bendit فرانسوی و دیگر سوسیال لیبرال ها، ضعف و ناتوانیش را به نمایش گذاشته است !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More