به بهانه‌ی هفتاد و چهارمین سالروز تأسیس جمهوری کردستان – ارسلان عزیزی

هنوز افکار بسیاری نتوانستە است، خود را با این واقعیت مسلم تطبیق دهد، کە در فردای گذر از روزهای شوم کنونی; ایرانی آزاد، دمکرات و سکولار، بدون بە رسمیت شناختن حقوق مشروع اقلیتهای اتنیکی، امکان پذیر نخواهد بود
ارسلان عزیزی

دوم بهمن، روز فرخنده برای کردها

ارسلان عزیزی
دوم بهمن ماه امسال، یادآور هفتاد و چهارمین سالروز استقرار جمهوری کوردستان است؛ جمهوریی که‌ بهار زندگیش در روزهای سرد آذرماه سال بعد، بسان جمهوری همزادش در آذربایجان به‌ سردی گرایید. گرچه در ترکیب ِ پایگاه اجتماعی طبقات و اقشار دخیل در کار ساختمان این دو جمهوری و نوع نگاه و میزان ِ رویکردشان به تضادهای طبقاتی موجود، اختلافات بنیادینی را می توان خاطرنشان کرد; اما علیرغم همەی تفاوتهای ساختاری، رقابتها و چشمداشت های ارضی، در گوهر وجودی هر دو جمهوری نوپا و تازە تأسیس، اصول همسان و مشترک فراوانی وجود داشت؛ که پویایی یکی جز با بقاء دیگری میسر نمی شد. 

حوادث سالهای پایانی جنگ دوم جهانی و به تبع آن، تغییر توازن قوا به نفع اتحاد شوروی و حضور نیروهای متفقین در شمال و جنوب ایران، در کنار فاکتورهای اساسی تاثیرگذار دیگر، که بر بستر نزدیک به دو دهه حاکمیت مستبدانەی رضا خان شکل گرفته بود؛ در کوردستان ایران، زمینەهای مادی تشکیل حزبی را فراهم کرده بود; که رهبران و مؤسسین آن، غالباً از اعضاء و مؤجدین سازمان احیای کوردستان (کومەلەی ژ- ک) بودند. در واقع حزب دمکرات کوردستان ایران، در شرایطی پا به عرصه وجود نهاد، که خلاء قدرت مرکزی و حوادث مربوط به جنبش کورد، در کشورهای عراق و ترکیه، زمینەهای نسبی آگاهی ملی را بیشتر از هر زمانی فراهم کرده بود. 

در بازگشت به شرایط تاریخی، کوشش حلقەهای نخستِ روشنفکران کوردستان ایران، در پایان دادن به تشتُت و جایگزین کردن خرد ِ جمعی بجای رهبری فرهمند در هیأت رهبر عشیرە و هدفمند ساختن امیال و آرزوهای انسانی کوردها، در دستیابی به حقوق اولیه خود، می توان به روشنی دریافت؛ شهر مهاباد که به نخستین نمادی از جاودانگی و مبارزه هدفمند کوردها بدل شده است، حتی قبل از تاسیس حزب دمکرات و اعلام جمهوری کوردستان توسط شخص قاضی محمد، مرکز مهم تقویت و آگاهی بخشی ملی برای کردها محسوب می شد. همزمان در کنار رونق نسبی اقتصاد تجاری، ارتباط و روابط فرهنگی و تجاری با بخشهای دیگر کردستان، جنبش فرهنگی – ادبی گسترده ای کە خلاء ناشی از سقوط حاکمیت استبداد رضا خان، به زمینەهای مادی ظهور آن اضافه شده بود; بر حوادث آن زمان تأثیر و کارکرد عملی مهمی گذاشت. درست بر بستر این واقعیتها و بعد از اینکه اکثریت رهبران و مؤسسین کومەلەی احیای کردستان، ظرف تشکیلاتی این جریان را برای ادامه فعالیت خود کافی نمی دانستند; حزب دمکرات کوردستان ایران را بنیان نهادند. 

کوردها در شرایطی وارد عرصه مبارزه برای کسب خودمختاری شده بودند، که جهان دستخوش حوادث مهمی بود. جنگ به پایان خود نزدیک شدە بود و فاشیزم  تقریبا از پای درآمده بود. جنبش جهانی چپ در حال تعالی و ترقی بود. بر بستر این حوادث،  کوردها و آذریها در نیمەی اول سال ١٣٢۴ ه- ش، اقدام به تاسیس حزب مدرن سیاسی خود کردە و در نیمه دوم همان سال، ابتدا آذریها در تبریز و بعد از آن کوردها در مهاباد، ساختمان دو جمهوری آذربایجان و کوردستان را بناء نهادند. هرچند بهار این دو جمهوری، در کمتر از یک سال به خزان نشست. اما در این کوتاە زمان، دستاوردهای تاریخی مهمی برای هر دو ملت کورد و تورک دربر داشت. جمهوری کوردستان توانست; در زمینەهای مختلفی، از جملە: آموزش زبان کوردی، تلاش در راستای گسترش و بسترسازی در حوزەهای مختلف هنر از جملە هنر نمایش و تأتر، حمایت از نویسندگان، شعرا و هنرمندان در جهت گسترش شاخەهای دیگر ادبیات. دخالت دادن زنان در عرصەهای سیاسی و اجتماعی و ایجاد اتحادیە و تشکیلات مربوط بە زنان. انتشار نشریات مختلف و نشر روزنامەی کردستان، چاب کتاب کە تا آن زمان مجالی برای  عرض اندام نیافتە بود. تلاش درراستای ارتقای سطح آگاهی عمومی و فرستادن جوانان مستعد بە خارج از کشور، جهت تربیت و آموزش کادر علمی در راستای ارتقای آموزش عالی در کردستان. برافرشتن پرچم ملی کردها و تشکیل ارتش واحد و سپاە پیشمرگ در راستای حفاظت از دستاوردهای حکومت کردستان و تأمین امنیت شهروندان، بە گونەای کە امنیت جان شهروندان در آن برهەی تاریخی را نمی توان در قبل و بعد از سقوط جمهوری کردستان سراغ گرفت. جمهوری کردستان مأمن قابل اطمینانی شدە بود، برای کوردهای سایر بخشهای دیگر و… این دستاوردها تنها بخشهای اندکی از آثار ماندگار و فراموش نشدەای بودە است، کە جمهوری نوپای کوردستان از خود بجا گذاشتە است. 

از این جهت حکومت یازده ماهەی کوردستان، بعد از نزدیک به هفتاد و سە سال از سقوط آن، هنوز رمز جاودانگی و سمبل مقاومت مردم  کورد و خاطره‌ی آن، به حلاوت روزهای نخستِ  تاسیس این جمهوری، در قلب میلیونها انسان ماندگار است. شخص قاضی محمد، بعنوان رئیس حکومت، بە اعتبار نفوذ اجتماعی بالا، با تلاش بی وقفەاش در جهت وحدت و یکپارچەگی ملی کوردها و جلوگیری از تشتت و چند دستەگی، توانستە بود; بر بسیاری از مشکلات ناشی از جامعەی سنتی آن زمان کردستان فائق آید. بدون تردید بدون حضور شخص قاضی محمد و شخصیتهای با نفوذ دیگر آن برهەی تاریخی، در ارکان حکومت کردستان، در آن مدت کوتاە، امکان دستیابی بە دستاوردهای گرانمایە و ماندگار برای نسلهای بعدی مبارزان کورد، امکان پذیر نبود.

حزب دمکرات کردستان کە  خود مولود چنین شرایطی بود; مانند هر جریان اجتماعی دیگر، برآمد واقعی خواستەها و نیازهای مبرم زمانه و پاسخ به ضرورتی بود که اجتناب از آن می توانست، به منزله از دست دادن ِ فرصت تاریخی محسوب شود. به دلیل تحقیر تاریخی و آرزوهای ملی سرکوب شدە و بە تبع آن، گستردەگی حوزه ی نفوذ جنبش ملی، در سالهای بعد، این حزب توانست; بە سادەگی بخشهای وسیعتری از مردم کردستان را تحت تأثیر قرار دهد و از این راه ذخایر مادی ادامەی مبارزه برای دستیابی به خواسته های جنبش ملی کردها را تقویت کند. 

در هفتاد و چهار سالی که از تأسیس جمهوری کردستان میگذرد، علیرغم همه فراز و فرودهایش، می توان به جرأت گفت؛ دیدگاه غالب در بطن جامعەی کوردستان، مبارزه برای تغییر حاکمیت سیاسی در هر دو نظام شاهنشاهی و اسلامی به یک نظام سکولار غیرمتمرکز ِ دمکراتیک، که هم مشروعیتش را مستقیماً از رأی مردم طلب کند، و هم بتواند به خواست مشروع ملیتهای ایران و از جمله کردها گردن نهد. 

علیرغم مشروعیت جهانی مبارزە برای حقوق ملی و میثاق ها و منشورهای بین المللی در حقانیت دستیابی اقلیتهای اتنیکی  بە حقوق مسلم و ابتدایی خود  و از این زاویە، تلاش کوردها در راستای، حق تعیین سرنوشت، متاسفانە با موانع  و خاکریزهای زیادی روبرو است. هنوز افکار بسیاری از ایرانیان خارج از دایرە اقلیت ها، نتوانستە است، خود را با این واقعیت مسلم تطبیق دهد، کە در فردای گذر از روزهای شوم کنونی; ایرانی آزاد، دمکرات و سکولار، بدون بە رسمیت  شناختن حقوق مشروع اقلیتهای اتنیکی، امکان پذیر نخواهد بود.  

https://akhbar-rooz.com/?p=18469 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: